سه شنبه , 4 مهر 1396
آخرین خبرها
کتابخانه-کافه-خلیج
خانه / اخبار عمومی / در «شام ایرانی» برزو ارجمند چه می گذرد؟

در «شام ایرانی» برزو ارجمند چه می گذرد؟

شریفی نیا، شفیعی جم، هدایتی و برزو ارجمند در قسمت دوم «شام ایرانی» ضمن بیان خاطرات زندگی شخصی و حرفه ای شان، از علت بازیگر شدن گفته اند.
روزنامه هفت صبح – بامداد نامی: قسمت دوم سری تازه «شام ایرانی» از دیروز به شبکه نمایش خانگی آمد. در شب دوم محمدرضا شریفی نیا، رضا شفیعی جم و محمدرضا هدایتی میهمان بزرو ارجمند بودند. محمد شایسته، کارگردان این مجموعه در دور تازه سعی کرده فضایی برای حرف های کمتر گفته شده بازیگران فراهم کند. هفته پیش رضا شفیعی جم پرده از ماجرای طلاقش برداشت و محمدرضا شریفی نیا هم درباره زندگی شخصی اش نکاتی بیان کرد؛ اتفاقی که در رسانه ها بازتاب زیادی داشت و در واقع بر کل مجموعه سایه انداخت.

شام با حاشیه های بازیگری (تیتر پیشنهادی: شام ایرانی و ماجرای طلاق رضا شفیعی جم)

ازدواج و طلاق همه جا هست

برزو ارجمند انگار حواسش بوده که گفته های شفیعی جم و شریفی نیا حتما بازتاب خواهد داشت. برای همین همان اول به این بحث ورود کرد. البته غیرمستقیم. او بدون مقدمه و با خنده اینطور گفت که در کوچه و خیابان خیلی وقت ها از ما می پرسند چرا طلاق بین بازیگرها اینقدر زیاد است: «حالا توی فامیل خودشان کلی طلاق وجود دارد؛ دخترعمه، پسرخاله، دوست و … اینها را نمی بینند ولی چون حرفه ما توی چشم است یک نفر که جدا می شود اندازه صدها نفر نمود دارد. واقعیت این است که طلاق در جامعه به طور کلی زیاد است و فقط مختص بازیگرها نیست.»

رضایت از زندگی 10 ساله

برزو ارجمند بعد از آن خاطره آشنایی و ازدواج با همسرش را پیش کشید: «من و همسرم هم دانشگاهی بودیم. بعد از درس او به خارج از کشور رفت و وقتی برای دیدن خانواده اش برگشت من دیگر نگذاشتم برود! رفتم خواستگاری و ازدواج کردیم.»

شام با حاشیه های بازیگری (تیتر پیشنهادی: شام ایرانی و ماجرای طلاق رضا شفیعی جم)

او بعد هم تاکید می کند که از زندگی مشترکش خیلی راضی است: «خدا را شکر در 10 سالی که ازدواج کردم خیلی راضی هستم. با همسرم برای چیزی که داریم تلاش کردیم. تلاش کردیم به معنای واقعی همسر باشیم و البته خیلی هم کار سختی است. من فکر می کنم کسانی که در زندگی توافق دارند، زندگی شان پایدار خواهد بود. اصلا توی هر شراکتی اولین عنصر مهم صداقت است، مخصوصا زندگی زناشویی که اگر گذشت نباشد، زندگی دوام نمی آورد.»

علاقه به بازیگری بعد از دیدن بازی صدیقی

برزو ارجمند در خانواده ای هنرمند رشد کرده. پدرش انوشیروان ارجمند بازیگر است و طبعا نخستین گزینه که به ذهن می رسد این است که او پا جای پای پدر گذاشته: «اگر بگویم پدر در کارم تاثیر نداشته دروغ است ولی حقیقتش را بخواهید تا دوم دبیرستان دوست داشتم موزیسین شوم. یک روز از مدرسه در رفته بودیم و با بچه ها گفتیم یک فیلم ببینیم. «دندان مار» مسعود کیمیایی را که دیدم از بازی فرامز صدیقی خیلی لذت بردم و تصمیم گرفتم بازیگر شوم.»

چرا بازیگری؟

برزو ارجمند بعد از گرم شدن بحث ها میان میهمانان، یک سوال طرح کرد و نظرشان را جویا شد: چرا بازیگری؟ چرا بازیگر شدید؟ رضا شفیعی جم اینطور پاسخ داد که یک وقت هایی با پول و پارتی و سفارش و درس کسی بازیگر نمی شود ولی جبر و مردم، آدم را بازیگر می کند. محمدرضا هدایتی لذت دیده شدن را عامل مهمی در گرایش به بازیگری دانست: «تو وقتی بازی می کنی نقشی را بازی می کنی که خودت نیستی. من اینطوری یکی دیگر را تجربه می کنم. یعنی وقتی روی صحنه می آمدم به تمام آرزوها و چیزهای دیگر می رسیدم.»

شام با حاشیه های بازیگری (تیتر پیشنهادی: شام ایرانی و ماجرای طلاق رضا شفیعی جم)

بیشترین اظهارنظرها را محمدرضا شریفی نیا داشت: «بازیگری مال کسانی است که دل شان می خواهد آدم بیشتری باشند و تنها خودشان نباشند. چند چیز دیگر هم در این میان وجود دارد. یکی از آنها نشان دادن خود و مشهور شدن است. حالا تو برای پیدا کردن جهان بینی آدم هایی که قرار است نقش شان را بازی کنی به شدت به مطالعه نیاز داری. در جایگاه آنها قرار گرفتن، حرف زدن و فکر کردن مثل آنها خیلی لذتبخش است. برای همین خیلی ها دوست دارند تجربه اش کنند. برای همین از یک جا به بعد دیگر شهرت مهم نیست. این وجه غالب می شود.»

ارجمند در مقام پرسشگر از شریفی نیا سوال کرد: «به عنوان کسی که خیلی ها را به سینما معرفی کردید، این حرف ها را به آنها می گویید؟ آنها گوش می کنند؟» این هم پاسخ شریفی نیا: «تعدادشان که اتفاقا خیلی زیاد نیست. بیشتر کیفی هستند نه کمی. بله اهل مطالعه هستند.»

رابطه بازیگر و زیبایی

رضا شفیعی جم در ادامه بحث پرحاشیه ای مطرح کرد که البته در نهایت به نتیجه مشخصی ختم نشد: «واقعیت این است که تا یک نفر سودی نداشته باشد، چه برای تهیه کننده چه برای مردم، کسی خواهان او نیست. الان در خیلی از کشورها بازیگری انتخاب می شود که ممکن است مطالعه هم نداشته باشد. یعنی برخی تهیه کننده ها کاری به مطالعه و دانش او ندارند و فقط چهره برای شان مهم است تا فیلم بفروشد.»

شریفی نیات به شدت مخالف است: «اتفاقا نمی فروشد. نهایتا یکی یا دو فیلم می فروشد. بعد دیگر جواب نمی دهد. دی کاپریو ممکن است اول با چهره آمده باشد ولی بعدا شده یک دانشمند. یعنی باید این باشد.»

شام با حاشیه های بازیگری (تیتر پیشنهادی: شام ایرانی و ماجرای طلاق رضا شفیعی جم)

ارجمند هم نظرش را اینگونه بیان می کند: «خیلی دلم می سوزد برای نقش هایی که به خاطر عدم آگاهی از بین می رود.»

شریفی نیا باز هم رشته کلام را به دست می گیرد: «هملت را خیلی ها بازی کردند فقط چند نفرش ماندگار شده. اکثر بازیگران خوب مان خوش چهره به معنایی که مد نظر است نیستند. بعضی چیزها ذاتی است، برخی چیزها اکتسابی. بعضی علوم هستند که باید یاد گرفت. هنر در بخش ذات تعریف می شود. صدای همایون شجریان مربوط به ذاتش است. در ژنش قرار دارد. خط خوب و طراحی ریتم در بدن مربوط به ژن است. بعد روی آن کار می شود. اول باید باشد اگر بود شما را تبدیل می کند به یک هنرمند. حتی در علوم فضایی می گویند مربوط به ژن آدم ها است.»
شفیعی جم البته مخالف این تئوری است: «وقتی من یک حرکت ظریف در فیلمی کمدی می کنم هشتاد درصد، نکته را می گیرند و می خندند. این یعنی ژن بازیگری در همه هست. باید آموزش ببینند.»

این هم جواب سرعتی جناب شریفی نیا: «ولی این ژن غالب نیست. بعضی ها در بدو متولد شش دانگ استعداد دارند…» هدایتی حرف او را برید و از یک خواننده مشهور مثال زد: «مرحوم بنان دو دانگ صدا داشته ولی از آن درست استفاده کرده…»

ولید چاقم کرد

محمدرضا شریفی نیا که به نوعی مجلس گرم کن شب دوم بود و درباره همه موضوعات نظری در آستین داشت، آرام غذا خوردن را باعث لاغر ماندن بیان کرد و بعد هم گفت من به خاطر نقش هایی که بازی می کنم چاق هستم وگرنه دو هفته ای خودم را آب می کنم! خاطره او از چاق شدن هم جالب است: «در سریال امام علی (ع) مرحوم میرکیانی برای نقش ولید با ابر برای من شکم طراحی کرده بود. وقتی روی منبر می نشستم تا زیر چانه ام بالا می آمد. هوا هم گرم بود و شرایط خیلی سخت می شد. به سیروس مقدم که برنامه ریز سریال بود گفتم برنامه فیلمبرداری ما را عقب بیندازد. صحنه کاخ ولید تمام شد و ما دو ماه بازی نداشتیم. خودم را به غذا بستم عین نقش شدم. یعنی بیش از 15 کیلو وزن اضافه کردم.»

شام با حاشیه های بازیگری (تیتر پیشنهادی: شام ایرانی و ماجرای طلاق رضا شفیعی جم)

شفیعی جم هم به تجربه مشابه اش اشاره کرد و گفت: «در نقطه چین کمربند می بستم و دو ماه بعد چاق شدم.»

ارجمند از شریفی نیا خواست درباره بحث جمع بندی داشته باشد. او هم بعد از چند لحظه مکث کیفیت غذا را پیش می کشد و مقوله نسبت خوشگلی و ازدواج از بین می رود.

بعد از بامشاد افسرده شدم

«شام ایرانی» در مجموع برنامه جذابی است. دیدن بازیگران در یک میهمانی شبهه خودمانی تجربه جالبی است که خیلی ها دوست دارند در آن شریک شوند. قسمت دوم این مجموعه اما چندان راضی کننده نیست و می توانست جذاب تر شود. از حاشیه های بامزه این قسمت یکه تازی جناب شریفی نیا در مباحث مختلف است؛ آشپزی، بازیگری، چاقی و … نکته جالب در این بخش خاطره جالب شفیعی جم است: «بعد از نقش بامشاد اتفاقات جالبی افتاد که تا دو سال افسرده بودم! عکسم را روی چیپس و پفک و … زده بودند. در خیابان ولی عصر یک جیگرکی عکسم را سیخ به دست کشیده بود! معمولا هنرپیشه دوست دارد تصویری شیک و تمیز از او نشان دهند. وقتی اعتراض کردم می گفتند چون دوستت داریم.»

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*