پنجشنبه , 30 شهریور 1396
آخرین خبرها
کتابخانه-کافه-خلیج
خانه / روانشناسی / روش های فراموش کردن ناکامی عاشقانه

روش های فراموش کردن ناکامی عاشقانه

روش های فراموش کردن ناکامی عاشقانه

شکست در عشق و ناکامی در رسیدن به معشوق احساس بسیار بدی را در فرد ایجاد می کند که باعث سرشکستگی و احساسات منفی می شود و به گونه ای فرد را افسرده و ناراحت می کند که از زندگی و همه چیز بیزار است و حال و حوصله ی کاری را ندارد.اگر شکست خورده اید و می خواهید این ناکامی عشقی را برای همیشه به فراموشی بسپارید با ما همراه باشید ما روش های فراموش کردن عشق قبلی و شروع یک زندی جدید را برای شما بیان می کنیم….

 


1- قبول کنید که همه چیز تمام شده است

در این برهه که مدتی است رابطه شما تمام شده است، پذیرش واقعیت برای شما راحت تر است. اولین قدم به سمت آینده ای روشن و مثبت این است که قبول کنید عشق تان را از دست داده اید. به واقع همانند تمامی درمان های روانشناختی، اولین قدم جهت بهبود، پذیرش مشکل است.

2- مواظب باشید که عشق به نفرت تبدیل نشود
بعد از مدت کوتاهی وارد مرحله نفرت می شوید و فقط دوست دارید فریاد بزنید تا احساسات خود را خالی کنید، به شدت از همه چیز خشمگین هستید و هر قدر فرایند جدایی بیشتر طول بکشد، این خشم بیشتر خواهد شد. هم از خودتان عصبانی هستید هم از معشوق قبلی تان؛ اما بعد از مدتی به این نتیجه خواهید رسید که این جدایی اجتناب ناپذیر بوده است.

در واقع این خشم و غلیان احساسات خیلی طولانی نخواهد بود. سعی کنید کارهای مثبت انجام دهید تا از آنها انرژی بگیرید. سعی نکنید نفرت را جایگزین عشق کنید چون خود همین نفرت در شما احساسات متناقضی را به وجود می آورد که می تواند برایتان دردسرساز شود.

3- خاطرات را دور بریزید
تمام چیزهایی که ممکن است شما را به یاد معشوق بیندازد را دور بریزید، مثل آهنگ ها، و وسیله ها. در این زمان باید از هر چیزی که برایتان یادآور خاطره ای است دوری کنید، حتی چیزهایی وجود دارند که به طور ناخودآگاه وقایع گذشته را به شما یادآوری می کنند، باید حواستان به آنها هم باشد. یک جعبه دستتان بگیرید و در اتاق بچرخید و هر چه را احتمال می دهید شما را به یاد او بیندازد در آن بگذارید حتی اگر خیلی کوچک باشد. بعد این جعبه را تا جایی که می توانید از خود دور کنید.

4- بر ویژگی های مثبت خود تمرکز کنید
در این برهه به احتمال زیاد نظر مثبتی نسبت به خود ندارید و دائما در مورد خود منفی صحبت می کنید و شاید خود را لایق زندگی ندانید اما مطمئنا شما همچنان فرد ارزشمندی هستید که دارای ویژگی های مثبت فراوانی است اما شرایط شما قدرت دیدن این توانایی های مثبت را از شما گرفته است.

پس بهتر است در گوشه ای بنشینید و لیستی از ویژگی های مثبت خود تهیه کنید؛ ویژگی هایی که قبل از عاشق شدن شما وجود داشت و همچنان نیز وجود دارد. با این کار دید مثبتی به خود پیدا خواهید کرد و خود را سزاوار دوباره زیستن خواهید دانست.

بعد از اینکه از دست احساسات منفی رها شدید، می توانید به رابطه گذشته خودبه عنوان یک تجربه آموزنده بنگرید. در مورد علت جدایی و اینکه چه چیزی در نهایت باعث ناسازگاری شما شد بیندیشید. با اجرای این مرحله مطمئن خواهید شد که دیگر اشتباهات گذشته که در انتها منجر به جدایی خواهد شد را در رابطه جدیدتان تکرار نخواهید کرد

5- از پیشگویی خودکامبخش بپرهیزید
بسیاری از افرادی که در عشق ناکام می شوند، باور دارند که دیگر عشق را تجربه نخواهند کرد و شخص دیگری آنها را دوست نخواهد داشت. جالب آنکه گاهی اوقات این باور به وقوع می پیوندد زیرا این افراد از پیشگویی خودکام بخش استفاده کرده اند. این اصطلاح روانشناسی بدین معنا است که مسئله و تفکری واقعیت می یابد، چون فرد انتظار واقعیتش را داشته و به گونه ای رفتار می کند که باعث اتفاق افتادن آن می شود.

شما و همه انسان ها لیاقت دوست داشته شدن و عاشق شدن را دارید اما هر قدر فردی بیشتر بگوید: «من هرگز عشقی نخواهم یافت» احتمال وقوع چنین انتظاری افزایش می یابد؛ زیرا مثلا کمتر وارد گروه های اجتماعی می شود؛ برخورد دیگران را بیشتر کینه جویانه برداشت می کند، روابط سردتر با دیگران برقرار می کند؛ از کوچکترین رفتاری، فاجعه می سازد اما به طور متضاد، هر اندازه افق دیدگاه کسی روشن تر باشد، مثلا بگوید: «من چنان آدم شاداب و باطراوتی هستم که حتما همدمی پیدا خواهم کرد.» پیشگویی آینده عشقی او نیز روشن تر خواهد بود.
6- از اشتباهات خود عبرت بگیرید
بعد از اینکه از دست احساسات منفی رها شدید، می توانید به رابطه گذشته خود به عنوان یک تجربه آموزنده بنگرید. در مورد علت جدایی و اینکه چه چیزی در نهایت باعث ناسازگاری شما شد بیندیشید. با اجرای این مرحله مطمئن خواهید شد که دیگر اشتباهات گذشته که در انتها منجر به جدایی خواهد شد را در رابطه جدیدتان تکرار نخواهید کرد.

7- به خودتان زمان دهید
گذشت زمان سبب می شود بتوانید منطقی تر در مورد گذشته خود بیندیشید. به قول سعدی:
سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل – بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران

توصیه هایی که باید جدی بگیرید:
1.برای بهتر کنار آمدن با قضیه، سعی کنید نگرانی ها، احساسات ضد و نقیض و غم هایتان را بنویسید. بی پرده بنویسید و نوشته هایتان را دور بریزید. تنها آن بخشی از نوشته ها باید نگه داشته شوند که در آنها به شکلی منطقی درباره دلایل این شکست، تقصیرات دو طرف، مشکلات موجود و غیرقابل حل و تاثیرات این مشکلات در دراز مدت نوشته اید.

2.به مکان هایی که از آنها خاطره دارید نروید. نمک به زخم خود نپاشید و سعی نکنید با هر بهانه ای به یاد این رابطه تمام شده بیفتید.

3.موسیقی غمگین، فیلم های رمانتیک و کتاب های عاشقانه ممنوع اند. حداقل تا زمانی که هنوز خودتان را پیدا نکرده اید و داغی این عشق شکست خورده برایتان کم نشده است.

4.در جمع، وقتی سوالی از دلایل شکست عاطفی تان پرسیده می شود، بدون شرم و با خونسردی توضیح دهید. سفره دلتان را برای همه باز نکنید و چهره یک آدم مظلوم درد کشیده و جفا دیده را به خود نگیرید. جلب ترحم فقط باعث می شود دیرتر قد راست کنید و از این مشکل بیرون بیایید.

5.درهای قلبتان را به روی دیگران نبندید. دنیا تمام نشده و اگر این رابطه به پایان رسیده، ممکن است یک رابطه کامل تر، کم تنش تر و منطقی تر در انتظار شما باشد. عشق اول یک افسانه است. عشق هرگز نمی میرد هم همین طور. پس برای آدم های اطرافتان گارد نگیرید.

6.اگرچه توصیه کردیم درهای قلبتان را روی دیگران نبندید اما باید بدانید که خیلی زود هم نباید وارد یک رابطه دیگر شد. پرت شدن شما از یک شکست عاطفی به یک رابطه جدید به معنی جایگزین پیدا کردن برای آدم قبلی و تلاشی چشم بسته برای کسب آرامش و تکیه گاه است. انتخاب در این شرایط بسیار پرخطر و کورکورانه خواهد بود. حتی اگر خودتان فکر کنید که خیلی عاقلانه دارید تصمیم می گیرید، اما شرایط روحی شما باعث می شود منطقتان کمرنگ تر شده و دوباره خود را در معرض تکرار شکست قرار دهید. پس حداقل تا 6ماه یا تا زمانی که داغ عشق قدیمی برایتان کمرنگ نشده، وارد رابطه دیگری نشوید.

 

————————–

لینک گروه تلگرام جهت گفتگوی بیشتر دوستان

https://telegram.me/joinchat/A79vdAK53i3XHn_70PVJww

490 نظر

  1. سلام از مطالبتون تشکر میکنم خیلی عالی بود من همه این مشکلات رودارم و نمیتونم باهاش کنار بیام من به تازگی شکست عشقی خوردم.متاسفانه نمیتونم قبول کنم که همه چیز تمام شده.دوس دارم باهاش حرف بزنم و دلایلشو بدونم.البته من باهاش کات کردم ولی خودش دوباره باهام تماس گرفت اما با همون حرفای قبلی و تکراری!من 3سال باهاش بودم دوسش داشتم واسه آیندمون یه عالم نقشه داشتیم اما تو این مدت اون داشته فریبم میداده و قبول این ایده واسه من خیلی مشکله

    • ‎ ‎سلام خسته نباشید
      خواهش میکنم بهم توهین نکنید . من زن متاهلی هستم که 7 ساله ازدواج کردم اوایل عاشق شوهرم بودم ولی به دلایل زیادی رفته ‏رفته عشقمو بهش از دست دادم همون زمان بود که توجهم به همکارم که اونم متاهل بود جلب شد چند سال بود که ازش خوشم ‏میومد اومتوجه شد وبرای شروع رابطه پاپیش گذاشت .منم از خداخواسته قبول کردم دوهفته بعد زنش شک کرد وهمچنین چون ‏من تقاضای سکس رو رد کرده بودم اونم خیلی راحت باهام کات کردچون همکار بودیم کات کامل نبودو سلام و احوالپرسی ‏داشتیم بعد 9ماه دوباره باهام شروع کرد منم که تو اون 9ماه بخاطر کنارگذاشتنم خیلی زجر کشیده بودم با اشتیاق هرچه تمامتر ‏باهاش شروع کردم و اینقدر عاشقش بودم که مسئله سکس رو برای خودم قبولوندم 2.5 ماه از شروع دوم گذشته متاسفانه این ‏عشق به رابطه جنسی رسید بخاطر شوهرم خیلی احساس گناه و عذاب میکنم دلم میخواد فراموشش کنم و این رابطه تموم بشه ولی شدیدا بهش ‏وابسته و دلبسته شدم از یه طرف چون همکارمه خیلی سخته که کلا بخوام باهاش کات کنم خواهش میکنم کمکم کنید‎.‎

      • سلام سوین جان مطلبی میخوام برات بگم اگه تمایل داشتی تماس بگیر09387080255

        • ای کاش یادبگیریم وقتی یکی به گناه خودش اقرار میکنه و کمک میخواد تا از گناه بیرون بیاد اگه نمیتونیم راهنماییش کنیم لا اقل سرزنش و توهین و تحقیرنکنیم وقتی یکنفر میاد راز پنهان دلش رو با شما بازگو میکنه هر چقدر هم خطاکار و گناهکار باشه نباید تو سرش بزنیم و توهین کنیم همونقدرکه اقرار به ندامت کنه یعنی پشیمونه و اشتباه خودشوقبول داره.شیطان با تمام گناهان به بخشش خداوند امید داره. فراموش نکنید اگه کسی رو بخاطر گناه یا بدی هاش سرزنش کنید و اظهار انزجار کنید دنیا تمام تلاشخودشومیکنه تا شمارو درون اون موقعیت قرار بده .

          • من مردم و خیلی حساس در این مورد اما به نظر من برو توبه کن
            توبه الکی نه
            در فرهنگ ما اگه اعتراف کنی و بچه داشته باشی میشه طلاق
            البته در خارج از ایران هم همین طوره مثلا در هلند همسایه دوستم خانمش مست بوده با یکی قاطی شده فورا عصری اومده به شوهرش گفته و منجر شده به طلاق
            هلندی الاصل
            اما یه توبه واقعی کن و از اون موقعیت کاری بیا بیرون و استعفا بده حالا هر کاری که هست یا جابه جایی بگیر و یقینا اون جا نمون
            توبه کن اگر شوهرت واقعا برات مهمه، احساس گناه میمونه اما تا زمانی که که کناره این مرده بمونی اوضاعت بدتر میشه و احتمال شروع رابطه وجود داره

      • خسته نباشی .. خیانتو کردی حالا کمکم میخوای !
        خیانت کمک خواستنم میخواد مگه ؟؟؟؟ آخه چه کمکی واقعا ! برو از خدا وبعدش از شوهرت و بعدش از بابات خجالت بکش ! زنِ شوهردار و خیانت ! اخرالزمان همینه همین !(پس هی التماس امام زمانم نکنید که بیاد ! بیاد باس کی !!!)
        اینجا شکست عشقی خورده ها کمک میشن !
        شما برو بیوفت به درگاه خدا !
        اینطوری مشکلت حل میشه !
        آقایون می بینید ؟؟ پس مواظب باشید کیااااااااا رو تو زندگیتون ادد میکنید باس همیشه !!

        • سلام دوست عزیزWitness me .
          من کاری به این خانوم ندارم ولی اینو میدونم و تجربه کردم که وقتی یکی رو نفی میکنی و میکوبونی همچین شیطون میاد سراغت تا امتحان کنه ببینه خودت گرفتار این مساله ای که دیگری رو اینجور کوبوندی نمیشی؟! این خانوم پشیمونه کمک میخاد خودش میدونه اشتباه کرده فکر میکنم این لحن صحبت درمورد ایشون درست نباشه .میتونین کمک کنین راه حل بدین نمیتونین نکوبونین .دیدم که میگم هرچقفدم که فکر کنی انسان خوبی هستی و گرفتار این مسائل نمیشی ممکنه برخلاف فکرت یهو از یجا بدجور گرفتار بشی

          • درسته خیانت گناه بزرگیه. ولی منم با شما موافقم. هرکس تو هر شرایطی ممکنه با اینجور مشکلات برخورد داشته باشه. مهم اینه که این خانوم الان پشیمونه و باید کمکش کنیم

          • دقیقاااااا .خدا میدونه که این قضیه چنبار واسم پیش اومد..این که یکیو بخاطر ی گناه بزرگ سرزنش کردم و پاکیمو ب روش آوردم یا عدم انجام ی واجبی رو تو سرش زدم دقیقا همون بلا سرم اومد و من از همون دوتا کاری ک گفتم الان زندگیم فنا شده دارم تو لجن دس و پا میزنم.پس هیچکسو نکوبین پاکیو خوب بودنتونو ب رخ ی گناهکار نکشین شیطان خیلی زود میاد سراغ آدمایی که متکبر میشن

          • ببخشید مثلا الان چ کمکی بهش میشه کرد جز این که بره توبه کنه بره از شوهرش عذرخواهی کنه این بنده خدا خیلی راحت میگه هنوز وابسته همکارشه بدون هیچ شرم و خجالتی اخه میشه کمک کرد ب ایشون اصلا بشه هم چجوری اخه

        • زیدی به زن فاحشه ای گفت پستی
          هرلحظه به دام دگری جستی
          گفت زیداهرچه بگویی هستم
          آیاتوچنین که مینمایی هستی؟؟؟خداوندرحمتن للعالمین وستارالعیوب وپذیرنده ی توبه ی نسوح،

        • ——– پا تو کفش دیگران نکردی دردشونو بفهمی —-

        • شما خیلی از خودت مطمینی، شعور اینو داشته باشیم که بهم توهین نکنیم. در ضمن خدا از دل آدما خبر داره. شما دایم توی سر و کلتون میزنید که امام زمان بیاد وگرنه امام زمان هم.ن بهتر که توی این دنیای ظاهربین نیاد

      • مطمئن باش بدجور تاواننشو پس میدی

      • دوستان عزیز دکتر جانسین میگه حتی خداوند بزرگ و بلند مرتبه هم به قضاوت درباره مردم نمی پردازد مگر پس از مرگ انسان پس به این راحتی قضاوت و انتقاد نکنید …وقتی خدا پس از مرگ این کار رو انجام میده پس چرا ما انجام بدیم ؟این خانم فقط کمک خواست نه انتقاد پس ما به عنوان هم وطن اگه به درخواستش جواب بدیم چه خبره ؟انتقاد نیشدار خطرناکه مانند اتیشیه تو انبار باروت ..پس اینکار رو نکنین خواهشا …و اینکه کسی تاوانشو میده بر میگرده به خودش و به هر انسانی باید شانس برگشت دوباره به زندگی رو داد …نه اینکه مهر سرکوب به درخواستش بزنید ….دوست عزیزم من دقیقا درکت میکنم و این سری مشکلات برگرفته از مشکلات فرهنگی و مسیر رشد از کودکی تا میانسالیه و خیلی چیزای دیگه که شما هم باید بهش دقت میکردین که نکردین حالا که با همچین مشکلی روبرو شدی باید با خودت پیمان ببندی که زندگیتو ترمیم کنی و این مشکل خودتو حلش کنی و به تک تکشون سر و سامان بدی ..و اگرم واجب المر باشه ار محل کارت استفا بده که این اخرین کاریه که میتونی بکنی…اما تنها را حل مشکلت اینه که باید بری پیش یک هیپنوتیزمور که وارد علم هیپنوتیزم باشه و ذهنت رو پاک کن بزنی…تنها راه حل خلاص شدنتون اینه …دکتر احمد ساعدی شاگرد کابوک که یکی از حرفه ای ترین هاست تو این علم اونم در ایران و کشورهای دیگه bashir264@yahoo.com

      • فقط میشه گفت برات متاسفم که باعث میشی زندگی کس دیگ ایی خراب بشه،خودتو جای خانم همکارت بزار چه حسی پیدا میکنی؟؟؟

      • دلم برا شوهرت میسوزه خیلی حقیری همین

      • آدما چقد راحت روهمدیگه پا میزارنو بالامیرن اونم کاذب.
        این اسمش عشق نیس لجنه اونم تا بالای سر.کاش بفهمی تو خودتو دادی دست شهوت همکارت. امیدوارم به خودت بیای

      • خانم سوین عزیز، خیلی دوست دارم بدونم با مشکلتون چکار کردید،با همکارتون که دوستش داشتید چکار کردید ، آیا از محل کارتون اومدید بیرون؟ رابطتون با همسرتون چطوره؟

    • سلام.میخوام بدونم خیانت چیه؟چرا خیانت میکنن؟
      14سالم بود که با میل کامل خانواده ما رو نشون مسر عموم کردن.هر دو خانواده خوشحال.چند ماهی طول کشید و ما پا گذاشتیم تو سن 15و یه ازمایش رفتیم .زندگی شکل خوبی گرفته بود .پسر عموم دوسم داشت اینو میتونستم بفهمم بعد از چند ماه اشنایی که فقط تلفنی بود نه حضوری به دلایلی عقد شدیم تا بزرگ تر بشمو بعد که شرایط بهتر شد عروسی کنیم.بعدداز عقد ابراز علاقه ها شروع شود دوست دارم و عاشقتمو این بوسه ها هر کدوم یعنی دوست دارم از این حرفا ما هم اونا رو باور میکردیم با تمام وجود عاشقش شدم با هم رابطه هم تا حد نامزدی داشتیم.تا اینکه یه سال گذشت دیدم کم کم خودشو داره میکشه کنار اما خودم گرم میگرفتم ولی فاییده ای نداشت سر و کله ای یه زن مطلقه صیغه ای تو زندگیش باز شده بود نمیزاشت زندگیمونو بکنیم دیدم که دیگه خیلی داره سرد میشه نه بهم نزدیک میشود نه ابراز علاقه ای بود با تمام این وجود باز من زندگیمو میخواستم هر چقدر سعی کردم بهش ثابت کنم راهش غلطه باور نکرد تاواینکه بهم اطلاع دادن داره در نبود من هر کاری میکنه اون زنو صیغه کرده بازم باور نکردم تا فهمید بهم اطلاع دادن مجبورم کرد باید خط نداشتهدباشم من همین کارو کردم دیگه رابطه سرد شده بود خودمم دیگه احساس امنیت نمیکردم چون منو مجبور بهدکشیدن سیگار و…و اینجور کارا هم میکرد تا جایی رابطه خراب بود که همیشه جنگ و بحث داشتیم یه روز اشتیدبودیم دو هفته بی خبر از هم باز من کوتاه اومدمو یهدفرصت دادم بهش گفتموبیا و زندگیمونو درست کنیم اما قبولونکرد بعد از چهار سال سختی کشیدن و به پاش وایسادن من همه چیزمو بخشیدمو طلاق گرفتم .خدایی الان من باید چی بگم .به مرد بگم من دختر هجده نوزده ساله رو به یه زن همسن مادرم که هرزه بود عوض کرد و رفت در جواب سوالا چی بگم .اوایل خیلی سختی کشیدم اما الان حالم خیلی خوبه به لطف خدا و دارم درسمو میخونم ولی داداش و خواهرایی گلم هیچوقت از اعتماد کسی سوء استفاده نکنید .شاید زندگی یه نفر داغون بشه.من همه چیزو گذاشتم و رفتم ازاون زندگی ولی اون حتی عابرویی منم ازم گرفت بهترین سنمو ازم گرفت پاکیمو ازم گرفت ..من چوب یه فامیل نزدیک و خوردم چطور میتونم به دیگران اعتماددکنم.و دیگه ارزشمو از دست دادم و بهم میگن مطلقه.ولی باز خدا رو بزرگ میدونم .خدا جون شکرت.خدافظ دوستان

  2. دوستای خوبم خوشحال میشم اگه راهنمائیم کنید مرسی

    • درک میکنم چه حسی دارین ولی شاید کسانی که اینجا هستیم بتونیم بهتر به هم دیگر کمک کنیم پس بیایین با هم مشکلاتمون روحل کنیم

    • در نظر داشته باشید احتمال اینکه رابطه ی بعدی هم نا موفق باشد وجود دارد
      به نظر من در رابطه ی بعدی ادم حساستر و شکننده تر است
      پس خیلی خیلی خیلی باید چشممون باز کنیم

  3. سلام.امشب بدترین شب زندگیمه کسی رو که دوست داشتم بعداز 1سال بدون خداحافظی رفت من بهش بد نکردم اما شکستم کاش میشد داد بزنم تا خالی بشم اسم خودمم از فردا میزارم کوه غم .

  4. وحید کوه غم

    سلام ترنم خانم من 22 سالمه و از زندگی اینو فهمیدم که از چیز بی ارزش باید به سادگی گذشت دنیای ما شده ریا،پول،دروغ،پس کجاست مردونگی کجاست ترس از خدا هرکی منو میبینه میگه داداش چند سالته شکستم .

  5. Azizam taranom jan v vahid jan alan hame dokhtara v pesara faghat mian tu zendgito bet naro mizanan shayad taghsiriam nadashte bashan chon khodeshun shekast khordan shayad entegham migiran ama hamechio zaman dorost mikone besh fkr nakin uni k rafte dg rafte pas bikhial.

  6. بچه هاراهنماییم کنین لطفا.٣سال با یکی بودم این همه قولوقرار داشتیم امامنوفروخت به راحتی باحرف خانوادش رفت بافامیلش ازدواج کردتواین دنیا پول حرف اولومیزنه انگار.اگه حداقل دوسم داشت یچیزی ولی عشق یطرفه سخت٢سال گذشته اما من هنوزحالم خوب نشده

    • چیزی تغیر نمیکنه شما باید خودتونو تعغیر بدید تا همه چیز باب دلتون ب
      شه….

    • سلام مهسا خانم حل شد ؟دیگه از وابستگی به اونکه دوسش داشتید بعد یکسال در اومدید؟اخه منم جدیدن مشکل شمارو دارم میخام بدونم چقد طول میکشه از این وابستگی در بیام وعشقمو فراموش کنم یا حداقل با شرایط کنار بیتم

      • خدایی چرا انقد همه بیوفا شدن چرا ب هم دروغ میگیم همش چرا همو بازی میدیم کسی ک قرار بود باهاش ازدواج کنم یهو بعد از چهاااااااار ساااااااال بی هیچ دلیلی رفت واقعا دنیای عجیبیه یکی هم ک خوب باشه بقیه همش سو استفاده میکنن ازش الان چند ماه میگذره من هنوز درگیرشم خدایی دوسش دارم و کلی سوال ک چرا مگه من مشکلم چی بود چرا 4 سال ازگار منو کشوند من ب این نتیجه رسیدم ک دنیا همینه من ب تو بد میکنم بعدی ب من بدی میکنه یکی دیگه ب اون همینطوری میگذرونیم و میریم جلو

  7. مگه این همه نامردی میشه؟؟؟پس خداکجاس؟؟چرادرمانی نداره عشق هیچکس تاخالانتونسته راه حل مناسب بگه حتی این روش ها خیلی پیش پاافتادست و تاثیرنداره

  8. من خودم این تجربه رو داشتم . بهت میگم .
    1- زمان خودش ماجرا رو حل می کنه
    2- سعی کن با یه چیزی سر خودتو گرم کنی
    3- یه مدت که گذشت سعی کن با یکی دیگه رابطه برقرار کنی . البته نه به عنوان عشق جدید بلکه به عنوان سرگرمی.
    4- با یه تور مسافرتی برو گردش . ترجحا یه جای گرم تو جنوب یا خارج کشور
    5- به خودت تلقین کن که چیزیت نیست و گرنه افسرده میشی
    6- باید خودت بخوای
    ه این فکر کنید که او در چه شرایطی هست!
    او در حال حاضر اصلا” و اصولا” به اینکه شما در باره او چه فکر می کنید یا در چه شرایط برزخ گونه ای قرار دارید، فکر نمی کند، زیرا چیزهای مهمتری همچون روابط جدید وجود دارد و براحتی شما را فراموش کرده است، سپس خودبخود شما هم او را فراموش خواهید نمود.
    عزیزم پاسخش دست یه دوسته که به خیلی ها کمک کده . از جمله خود من.
    در من و شما خلائی وجود داشت که عشق آن را پر کرده بود.
    خداوند حسود است و برای همین اجازه می دهد عشق را تجربه کنیم تا بفهمیم هیچ کس آن فضای خالی را نمی تتواند کاملا پر کند.
    با خدا دوست شو.
    اگر او را مانند یک پدر دوست بداری و از گناه دوری کنی نه تنها تو را کامل می کند بلکه خودش آن جای خالی را پر می سازد و بهترین همراه زندگی را به تو می بخشد.
    اول خدای حقیقی را بشناس
    سپس با او دوست شو.
    موفق باشی.

  9. من دیگه بردیم خسته شدم 2 سال میخوام فراموش کنم نمیشه لعنتی چرا این فکرو خیالا دست از سرم بر نمیداره!!!چی کار کنم؟

  10. خيلي غمگين

    منم سه سال با یکی بودم عاشقش بودم بخاطرش توروی خانوادم وایسادم به هر دری زد تا بیاد خاستگاریم خانوادم مخالف بودن چکارا نکرد تا رضایت گرفت بیاد اومدن همه چی خوب پیش رفت تا اینکه خودش به پدرم گفت ببیخشید ها من معتادم از حالا بگم . خیلی شوکه شدم نمیفهمم چرا اینکارو کرد اونم درست وقتی که برای مراسم نامزدی اماده میشدیم دارم دیوانه میشم خودش همه چیزو خراب کرد حالا اومده میگه اشتباه کردم ببخشید اما دیگه درست نمیشه یک ماهه کارم شده گریه حوصله هیچکس وهیچ چیزو ندارم از همه دنیا بیزارم فقط میخوام بمیرم

    • این چه حرفیه. خدا نکنه. میدونم دوسش داری اما مطمئن. با خداهم تورو خیلی دوس داره. واسه کسی بمیر که واست تب کنه. منم مثل تو بودم. من طرفمو نه سال عاشقش بودم، یعنی با یک نگاه عاشقش شدم، واسش همه کارم کردم کلی ازش پیش خانوادم تعریف کردم، اما لحظه ی خواستگاری رفتن منو به اندازه ی یه ریالی هم به حساب نیورد و اصلا تو خونشون رام نداد. اونجور آدما لیاقت عشقو ندارن.
      توهم به خدا ایمان داشته باش و به زندگیت امیدوار باش. خدا سلامتی داده شاکرش باش.

  11. ماچن سال همو دوسداشتیم بدون رابطه ..یسال رابطه داشتیم ..اومد خواستگاری با کلی دردسر کشیدن ..نامزد کردیم جن ماه و درست چن روز قبل عقدمون مامانش کاری کرد که خانوادم به همش زدن ….وحالا من موندم و یه دنیا غصه از این ادما.

  12. من یکسالو نیمه ازش جداشدم.اون ولم نکرد ولی کاری کرد ک خودم بزارم برم.هنوز فراموشش نکردم.پیش روانشناس رفتم خیلی کارا کردم تا فراموش کنم.ولی چشمم جز اون کسی رو نمیبینه.چند روز پیش تو خیابون اتفاقی دیدمش فهمیدم هنوز خیلی دوسش دارم

    • این ک گفتی چشمت کسی رو جز اون نمیبینه منم همینجوریم 7ساله کسی رو دوست دارم ک حتی نمیدونه من دوسش دارم اما نتونستم کسی رو جز اون ببینم و دوست داشته باشم نخواستم بگم به 2دلیل یکی اینکه نمی خواستم غرورم بشکنم وقتی میدونستم بابا بزرگش وصیت کرده که با خانواده ما وصلت نکنن اونم بخاطر مسائلی ک ی قرن پیش با عمه بابام داشتن در کل منم نمی تونم با کسی دیگه ازدواج کنم چون عشق رو لازمه زندگی میدونم و من نمی تونم تا اونو فراموش نکردم کسی دیگه رو دوست داشته باشم الان فقط از خدا میخوام مهرش از دلم بره شما هم واسم دعا کنید

  13. دوستان خیلی سخته نمیشه فراموش کرد من چهار سال با یه نامرد بودم خیلی به من بد کرد خیانت کرد ولی گذشت کردم همین که بکارتمو از دست دادم یه ادم دیگه شد انقدر عذابم داد که ولش کنم ولی نمیتونستم اخر سر گفت دوست دختر دارم باز باور نکردم اونم گوشیشو داد به دختره کلی بهم توهین کردن خلاصه منو مثل تفاله انداخت دور دو سال گذشت ولی یادم نرفت تا اینکه چند ماه پیش اومد سراغم که حلالش کنم کلی اصرار کرد که برم ببینمش من احمق قبول کردم رفتم باز بهش علاقه پیدا کردم اما بازم شخصیتو غرورمو به خاطر یکی دیگه له کرد این بار که خاستم برم ببینمش با دوست دخترش اومد که به اون ثابت کنه من اویزونم بهم توهین کرد مسخرم کرد ….حالا از یه ماه پیش داغون اخه گناه من چیه چرا انقدر بهم بدی کرد گزشتمو نمیتونم بیخیال شم خاستگارای خوبی دارم ولی باید چیکار کنم کمکم کنید م

  14. با اون همه بدی بازم دوسش داشتم و منتظر بودم برگرده ولی فکر نمیکردم انقدر بیرحم باشه که مثل حیوون باهام رفتار کنه تقصیر خودمه واسه خودم ارزش قایل نبودم خیلی ادم ضعیفی هستم باورتون نمیشه بهم خیانت میکرد من زنگ میزدم بهش التماس میکردم که خرم کنه بهم دروغ بگه منو توجیه کنه اخر سرم کلی فشم داد و گفت تو روانی هستی جالبه من از نظر زیبایی هیچی کم ندارم ولی نمیدونم چرا تو همه دوستیهام خودمو میندازم زیر پای طرف واسه خودم متاسفم ترخدا کمکم کنید

    • ارزش خودتو پایین اوردی

    • راستش آدم هایی با ویژگی شما مثل طلای ناب می مونند.هر چند سال یک دفعه یکیشون از آسمون می افته پایین.در درجه اول واقعا متاسفم برا اون شخص ورفتاری که باهاتون انجام داده.دوم هم خوشحالم که زندگیتون رو باهاش قسمت نکردید.مطمئن باشید یه امتحان بوده و شما خیلی سربلند ازش بیرون اومدید..

    • گند خیانت هروقت باشه در میاد. اینو همیشه یادت باشه. خیانت اول گند میزنه ب زندگی خودت بعد گند میزنه ب زندگی اطرافیانت.زندگیتو خراب کردی بخاطر ی خیانت. اخرش شوهرت میفهمه و ……

      • بعضی موقع ها وقتی یه نفرو خیلی دوست داری و اون نمیبینتت و تو هی بهش فرصت میدی هی چشمتو روی کارای بهتر بگم خیانتاش می بندی و هر وقت می خوای زندگیتو جدا کنی و بری طرف نمی زاره اما باز وقتی نمی ری انگار روز از نو دوباره شروع میکنه ب رفتارا و بی توجهی ها و سرد بودناش … وقتی انرزی گذاشتنا از طرف تو باشه بعد وقتی ک افسرده شدی از نبودناش و بی توجهیاش وقتی میگی بذار برم کات کنیم میگه می خوام زورمو بزنم در حالی ک بعدا می فهمی این زور زدنای اقاا هم الکی بوده و هم زمان با تو با 100 نفر دیگم بوده ارتباط داشته فقط می خواسته ادا در بیاره .. باید گفت هر چی عوض داره گله نداره .بهتره یه طرفه قاضی نشیم من از کسی دفاع نمیکنم … اما چیزی ک فهمیدم تو این مدت زندگی متاسفانه جماعتی شدیم ک خودمونم نمی دونیم از زندگی چی می خوایم .. من 7 سال عاشق یه نفر بودم .. بدون هیچ ارتباطه فیزیکی اولاش فک میکردم شاید کلا ب دخترا گرایشی نداره در این حد سرد بود من و از ادمه شاد ب یه افسرده تبدیل کرد الان 1.5 تموم شده اما من هنوز حالم خوب نشده خیانتا و کارایی ک باهام کرد .. میتونم بگم یه دخترو بی توجهی مردی ک دوستش داره از پا در میاره .

  15. چرا کسی جواب نمیده

    • منم مثل شما شکست عشقی رو تجربه کردم بهترین راه پیداکردن یک سرگرمی جدیده یا جایگزین کردن یک رابطه جدید البته نه مثل رابطه ی گذشته توی رابطه‌ی جدید فقط باید هدفتون سرگرمی و وقت گذروندن برای فراموشی رابطه قبلی باشه نباید خودتو زیاد وابسته و غرق دوستی کنی انگار که باجنس موافق دوست هستی نه جنس مخالف و بخودت تلقین کنی که هرلحظه امکان تمام شدن این رابطه وجود داره اینجوری خودتو اماده و مهیا کردی برای هراتفاقی هردوستی تاریخ انقضاء داره چون هیچ ارتباطی دایمی نیست جز ازدواج پس سعی کن عشق واقعی رونگه داری برای بعد ازدواج تا هدیه کنیش به همسر ایندت. موفق باشین.

    • منم چندین سال عاشق یه دختر بودم.. باورت نمیشه 120 کیلومتر راه رو طی میکردم و توشهر غریب چند ساعت تو خیابون می ایستادم تا بیاد بیرون و فقط 10 دقیقه ببینمش.خیلی دوسش داشتم. اونم گفت دوست دارح و قول داد. باهام ازدواج کنه. انقده دوسش داشتم که زندگیمو فقط واسه اون میخواستم. اما بعد که فکر کرد به جایی رسیده خودش وخانوادش زدن زیر همه چی. در حالی که من خودم داشتم مهندسی میگرفتم و اون دیپلمه بود قبولش کردم. اما همینکه داروسازی قبول شد دلمو شکست.
      شمام اصلا نگران نباش. خدا خودش میگه من پناه دلهای شکسته هستم. من آدم متعصبی نیستم اما به خدا خییییلی ایمان دارم. اون نمیذاره حق بنده هاش پایمال بشه. درسته بی احتیاطی تو روابط کار بدیه اما تو پرده ی بکارتتو بخاطر عشق و احساسی که داشتی از دست دادی نه بخاطر شهوت رانی. کسی که میگه دلم شکسته یعنی داره از دل، عشق، احساس و نیت پاک حرف میزنه.. اگه شخصی احساس قشنگ تورو در نظر نگیره و بخاطر پرده ی بکارتت تورو رد کنه بهتر که بره، چون اون اصلا لیاقت احساس قشنگ تورو نداره.تو ارزشت خیلی بالاتر از اونه.

    • منم شرایطم دقیقا مثل شماست با همکارم دوست شدم با کلی وعده دروغ بهش کمک کردم کارش درست بشه ولی به محض اینکه کارش درست شد گفت چی پیش خودت فکر کردی تو چی داری من با تو ازدواج کنم تو باید با یک مرد 50ساله با دوتا بچه باشی کاری کرد که از کارم بیرون رفتم حالا به همه چی رسیده از کنارم رد میشه میخنده با تمام بلاهایی که سرم آورده داغونم نمیتونم کاری کنم

      • میدونم سخته. درکت میکنم. امااینو بدون آدمی که بابت نامردی که در حق دیگران میکنه از خودش شرمنده نباشه و بخنده، آدم بی وجدانیه. اون خودشو فروخته ، انسانیتشو.
        ناراحت نباش و از اینکه رفته کوچکترین نیازی به چنین شخصی تو دلت راه نده.
        میدونم سخته چون خودمم سختی شما رو کشیدم. اما به قول معروف: این نیز بگذرد…

        ببینیم اونایی که دل میشکنن به کجا میرسن. من منتظرم عاقبتشونو ببینم

  16. سایه سلام.من بسیارمتاسفم ازاینکه اولابه خاطرازدست دادن بکارتت دومابه خاطرشکست عشقی که متحمل شدید.اولین پیشنهادمن به شمااینه که هرچه سریترخودتونو درمان کنید که حتماخواستگارای بهتری سرراحت قرارخواهندگرفت وموقعیتهای بهتری وشرایط بهتری خواهی داشت.شایدبیشتردردت به خاطررابطه ای بوده که داشتی واین رابطه هم به خا طردوست داشتن وعشق وعلاقه بوده نه سرحوس.برای فراموشی هم بایدصبرداشته باشی.نمیگم که به این سرعت فراموش میشه یا برای همیشه ازذهنت پاک میشه، فقط میتونی اززندگیت پاکش کنی.امانمیتونی ازبین ببریش.بهت توسیه میکنم خودت باکارورزش ومطالعه سرگرم کنی چون بهترین ارام بخش برای روحیه هرفردشکست خورده عشقی.منم مثل شما3سال پیش شکست عشقی خوردم وتوبدترین شرایط هم قرارگرفتم، ونتونستم فراموشش کنم وهیچ وقت هم نمیتونم فراموشش کنم چون زندگیم باهاش ساخته بودم.سعی کردم خودم باکارکردن ومطالعه مشغول کنم که مثل گذشته به زندگیم خلعی وارد نشه.موفق باشی عزیرم.

  17. دخترا و پسرا هرکدومتون 500هزار تومان خرج کنید یکیو بفرستین سراغش که ایدز داشته باشه ویروسHIV مهمون جسمش کنین بعد دم ازمایشکاه واستین بهش لبخند بزنین بعد بگین هررررررررررررررررررررررررررررررری به جهنم

  18. ممنون دوستای خوبم که باهام همدردی کردین امیدوارم مشکل همتون حل بشه.منم حالم بهتر شده یعنی خودمو سپردم به خدا دارم درسمو ادامه میدم تا میتونم با دوستام خوش میگذرونم تا تنها نشینم فکر کنم ناراحتیم به خاطر اذیت هایی که شدم نه بهاین خاطر که اون عوضیو از دست دادم اون لیاقت منو نداشت

    • Daqiqan tamame in etefaqa vase manam oftade saye jan toro khoda vasam doa konif kheili tanham

    • سلام سایه خانم . دقیقا منم مشکل شما رو داشتم . از اون زمان سه ساله میگذره ! دوسال طول کشید فراموش کنم . شش سال باهاش ازدواج موقت کرده بودم تا مشکلات رفع بشه بیاد ازدواج رسمی کنیم . نیومد که هیچی !!! با یه خانم پولدار ازدواج کرد و به من گفت هیچوقت عاشقت نبودم ! به همین راحتی !!! اون رفت اما به قیمت بی آبرو کردن من ! ولی من همین امسال کلا بخشیدمش !!! چون معتقدم لیاقت منو نداشت ! شدیدا بیمار شده بودم ! اما هرچی که بود گذشت !!! شروع کردم به درس خوندن و از خدای مهربان کمک خواستم …حالا من یک وکیلم با دلی شاد و بدون استرس و اضطراب … مطمئنم موقعیت های خوب میاد نه فورا ولی حتما !!! تا حالا سه تا خواستگار داشتم و بهشونم گفتم چه مساله ایی برام پیش اومده ، حق انتخاب بهشون دادم . نپذیرفتن ! تا اینکه یه خواستگار جدید اومد با موقعیت و اخلاق بسیار عالی … همه چیزو بهش گفتم ، با آرامش به حرفام گوش کرد و منو پذیرفت . یک ماهه که با هم ازدواج کردیم و من الان احساس می کنم خوشبخترین آدم روی زمینم ! نگران نباشید دوست عزیزم . خداوند مهربان گر زحکمت ببندد دری ، زرحمت گشاید در دیگری … فقط به خودتون فرصت بدین و به آفریدگار متعال توکل کنید … یقین بدونید خدا کمکتون میکنه … همانطور که دست منو گرفت . خدایا ازت متشکرم … موفق باشید دوست عزیزم

  19. خیلی خوشالم که این سایتو پیدا کردم دوستان بیاین باهم دردودل کنیم تا حداقل اروم شیم واسه همتون دعا میکنم

  20. شکست خورده

    سلام منم یه شکست خیلی بدی خوردم
    بخاطر نامردی کس دیگه زندگیم ب یکباره از هم پاشید.
    الان نه غذا میخورم نه شادم در عرض یک هفته 10 کیلو کم کردم و بستری شدم.الانم قرصای ارامبخش استفاده میکنم ک میدونم عوارض زیادی دارن.
    اما دوستای عزیزی که میگن یکی رو جایگزین کنید بخاطر اینکه سرگرم بشید آیا به طرف مقابل هم فکر میکنید اگه بخاطر سرگرمی ما عاشق بشه چی ؟دوس دارید همین بلا که سر خودمون اومده سرش بیاد؟
    بهتره خودخواه نباشیم.
    من طرفو واگذار کردم ب خدا ازش نمیگذرم اما نفرینی هم نمیکنم
    اگه این دنیا دار مکافات باشه که هست و اگه خدا عادل باشه که هست طرف به سزای عملش میرسه.
    برای همدیگه دعا کنیم که خدا هر چه سریع تر ما رو از این مرحله سخت خلاص کنه.
    برا منم دعا کنید
    حالم اصلا قابل توصیف نیست

    • امیدوارم حالت بهتر شه دوست عزیز خودتو بسپار به خدا بهت ارامش میده این روزام میگذره و تموم میشه شما درست میگی اصلا نمیشه فعلا کسیو جایگزین کرد ولی خودتو با چیزای دیگه سرگرم کن تو خونه بشینی فقط فکرو خیال میکنی حالت بدتر میشه از خودت بیشتر بگو بزار سبک شی

  21. سلام دوستان.من۴سال بایکی بودم .اوایل با ابجی گفتنش بهم شروع شد.اولش قسم خوردکه تنهاش نذارم هیچوقت بهش گفتم تاجایی که برام امکانش باشه کنارت هستم.چون خیلی صادقانه بوم اونو هم فکر کردم مثل خودم واقعا صادقانه گفت تا اخرعمرم کنارت هستم.تجربه های تلخ وسختی توی زندگیم داشتم و واقعا دلم شکسته از زندگی و دنیا…خدا فقط شاهده…۴سال گذشت من براش عین خواهربودم وفقط حس برادری داشتم تا اینکه امسال شب قدر برگشت گفت من تورو به عنوان زن زندگیم میخوام.وقتی اینوگفت چون فکرمیکردم شناختم اونو و باورش کرده بودم ..بعدازکلی حرف زدنش گفتم باشه..اون به شب قدر و حضرت ابولفضل و هرچیزی که ذهنتون برسه قسم خورد..قبولش کردم .انگاراشتباه زندگیم بود..ازدوماه قبل بدخلقی هاش شروع شد..این ۴سال خیلی حمایتش کردم.بیشترازخانواده اش کنارش بودم…درنهایت نامردی زد زیر همه حرفها وقسمها وقولهایش…خیلی نامردی کرد..هییچوقت نمیبخشمش..اخرنامردی رابرام تمام کرد..ولی خداروکنارم دارم دیگه..الان دارم فراموشش میکنم..التماس دعا…زیاد باخدا حرف زدم خیلیییی اروم میکنه ادم رو…الا بذکر الله تطمعن القلوب…

    • سوگل جان…منم دقیقا درد تو رو دارم…فقط به خدا توکل میکنم و با نماز و دعا خودمو آروم میکنم….فقط بدون تو تنها نیستى…و مطمئن باش کسى که دل آدمو میشکنه خدا بدجور ازش انتقام میگیره…دلتو بسپار به خدا…ایشالا بهترین آدمى که لیاقتت رو داشته باشه خدا نصیبت میکنه…

  22. سلام دوستاى عزیزم…
    منم به تازگى از یه رابطه ى دردناک اومدم بیرون…
    دوسال عشق و محبتمو ریختم به پاى کسى که فقط منو بازى داد…
    اول به بهونه ى ازدواج اومد جلو…ولى بعد زد زیرش…
    منم چون دوسش داشتم باهاش موندم ولى هزار بار دلمو شکست..
    محبتهایى که من بهش کردم حتى مادرش هم براش نکرده بود…
    خیانت هم بهم میکرد ولى زیر بار نمیرفت…من همه جوره بهش سر بودم
    من همه کار واسش کردم….تو این دو سال چندین دفعه رفت ولى باز خودش برگشت و من بخشیدمش….دو هفته پیش هم وایساد روبروم و منطقى گفت ما باید از هم جداشیم…اون شب بدترین شب زندگیم بود….تموم راه رو گریه کردم…داشتم خفه میشدم….خلاصه خیلى سختى کشیدم تا این دو هفته بگذره…فقط خدا کمکم کرد…متوسل به نماز و دعا و امام حسین شدم….ولى هنوز دلم خونه….وقتى یادم مى افته در مقابل دو سال محبتم فقط دلمو شکست و چ راحت ازم گذشت و من در نظرش فقط یه اسباب بازى بودم دلم آتش میگیره….شما هم ک دلتون شکسته واسه منم دعا کنید تا فراموش کنم

  23. دوستاى گلم…اگه میشه از تجربیاتتون در طى دوران دلشکستگى بگید…یعنى چ جورى تحمل کردین؟؟؟

    • هستی جون متاسفم واسه اتفاقی که واست افتاده میدونم خیلی خیلی سخته اگه جریان منم خونده باشی میفهمی که منم کلی عذابکشیدم خودتو زیاد اذیت نکن که زود فراموشش کنی چون بی فایده است باید بسپاری به زمان یعنی کار دیگه ای ازت برنمیاد کم کم واست عادی میشه کمرنگ میشه نمیتونم بگم فکر نکن غصه نخور چون میدونم نمیشه خودم این روزارو گذروندم و میگزرونم اما بهت توصیه میکنم همش تو خونه نشین که فکرای منفی بیاد سراغت بیشتر واسه خودت وقت بزار عزیزم

  24. سلام…منم مثل همه قربانیه باور دروغ شدم،به قصد ازدواج‌ جلو امدو منو وابسته کردو حالا که عاشق شدم ولم کرد درست وقتی که قرار بود بیاد با خانوادم صحبت کنه،خسته شدم از زندگی،باید ادم باشی همه ازت سؤ استفاده کنن یا مثله بقیه غرق گناه بشی؟کو اون دادگاه عدل الهی؟چرا باید من به دلیل اینکه بیبندوبارن تقاص پس بدم؟عشق یه بازیه کثیفه…

    • تارا جان ناراحت نباش….یه روز تمام کسانى ک بدى و ظلم کردن و دل شکستن تقاص پس میدن…واگذا ر کن ب خدا…سعى کن ارتباط خودتو با خدا بیشتر کنى تا دلت آروم شه…یادت باشه تو تنها کسى نیستى ک دلش شکسته….منم هنوز جگرم میسوزه…ب خدا توکل کن ک دلت آروم شه…من تو نمازام واسه تمام کسانى ک مثل ما دلشون شکسته دعا میکنم تا خدا خودش مارو ب آرامش برسونه…شک نکن یه روز انقدر خوشبخت میشى ک تمام این روزها رو فراموش میکنى…ب آینده هاى خوب فکر کن…ب اینکه خدا همیشه بهترین چیزارو واسه بنده هاش میخواد …مطمئن باش کسى ک دل آدمو میشکنه لیاقت عشق و عاطفه رو نداره….خدا یه آدم لایق و مهربون رو مثل خودت در زندگیت قرار میده تا مرهم دل شکسته ت باشه و زخم هایى ک تو دلته فراموش کنى…یعنى نه تنها واسه تو بلکه واسه تموم اونایى ک محبت و عشق داشتن و دارن…..امیدوارم ب آرامش برسى عزیزم….مطمئنم یه روز نوبت ما و پیروزى ما میرسه…اونایى ک دل میشکنن بازنده ن و پیروز واقعى ما هستیم…فقط ازت خواهش میکنم زود وارد رابطه ى بعدى نشى و ب خودت فرصت بدى…عزیزم ناراحت نباش

      • دوستای گلم پیشتهاد میکنم تو سایت دردودل انلاین ثبت نام کنید خیلی خوبه من چند ماه که عضو شدم مشاوراش زود جواب میدن و خیلی خوب راهنمایی میکنن مهمتر اینکه ادمم میتونه راحت دردودل کنه و بی پرده حرف بزنه و خودشو خالی کنه

  25. سلام. من چند ساله که عاشق یکی از دخترای فامیلمون شدم. سه سال پیش ازش خواستگاری کردم. اون زمان من دانشجوی مهندسی مکانیک بودم و اون دیپلمه. بهش گفتم دوست دارم و واسه خوشبختیت همه کار میکنم. اون گفت منم همینطور منم دوست دارم احسان مامان و بابامم دوست دارن.همش تو فکرم بود. عاشقش بودم. خییییلی دوسش داشتم. یه بار بهم گفت احسان قول به تنهام نذاری بدون تو و محبتای تو نمیتونم زندگی کنم، من گریم گرفت و بهش قول دادم که تنهاش نذارم. اونم همین قولو بهم داد. با مامان و باباش صحبت کردم بهشون گفتم که دخترشونو دوس دارم میخوام خوشبختش کنم و از برنامه هام واسشون گفتم اونام خوشحال شدن. قرار شد من برم سرکار و بعد باخانواده بریم خونشون. حین تحصیلم کار آبرومندی پیداکردم و به سختی هم درس میخوندم هم کار میکردم تا یه پولی جمع کنم و برم خواستگاری. روزی که زنگ زدیم خونشون اونا گفتن دخترمون داروسازی قبول شده به مهندس نمیدیمش فقط پزشک. من کلی گریه کردم هرچی تلاش کردم که بذارن بریم خونشون نذاشتن. دختره خودش بهم زنگ زد گفت احسان :من از تو بالاترم تورو نمیخوام ازت بدم میاد از قیافت متنفرم برو گم شو آشغال. از زندگیم بیرون دیگه به خونمون زنگ نزن که من بمیرمم زن آدمی مثل تو نمیشم.
    اونا دلمو شکستن خیلی گریه کردم، کلی بدنم ضعیف شد. بهشون گفتم هیچوقت ازتون نمیگذرم که دلمو شکستین خدا خودش جوابتونو میده.
    ممنونم از راهنماییتون. شما منو به زندگی امیدوار کردین. میخوام به تمام مواردی که گفتین عمل کنم و با یه دختر خوب ازدواح کنم

    • احسان من احساس توروخیلی خوب میفهمم,چون منم مثل توگرفتارغروردکتربودن عشقم شدم,خانواده عشق من ازاول مخالف بودن چون من دکترنبودم و سرهمین کلی مشکلات تورابطه ماپیش اومد,تو۴سالی که باهم بودیم خیلی سختی کشیدم,اونم خیلی دوسم داشت اما همین دکترنبودن من کلی مشکلات واسمون پیش آورد,آخرش هم چون دکترنبودم چون موقعیت اجاماعی و درآمدآنچنانی نداشتم بهم گفت مانمیتونیم ازدواج کنیم چون خانواده ام عروس دکترمیخوان,و… خیلی داغون شدم خیلی,

      • وای ی ی ی. واقعامتٱسفم.
        معلومه خیلی سختی کشیدی.
        مطمئن باش خدا عمل دل شکستن رو بی جواب نمیذاره. طرف مقابلت ضربشو میخوره.
        اون دختر منو که بدجور داغونم کرد. تا حدی که روز سوم عید امسال فشار عصبیم به حدی بود که سرنماز دست و پام سست شد افتادم روزمین و نزدیک بود سکته کنم.
        نمیدونم من ببخشمش خدا میبخشتش یا نه.

        • آقا احسان خدا بزرگه ان شاا… خدا یه همسری بهت میده که صد برابر از اون دختری که میخواستی بهتر و بالاتر باشه یه همسر پاک و باصداقت قسمتت میشه به لطف خدا …اون روز نزدیکه مطمئن باش خدا باتوست

  26. از ته دلم آرزو میکنم تمام اونایى ک دل کسى ک دوسشون داره رو میشکنن ب تیر غیب مرتضى على گرفتار بشن…و امیدوارم تمام کسانى ک دلشون شکسته ب حق آبروى زهرا خوسبخت بشن و تمام ناراحتى هاشون رو فراموش کنن….خدا در دلهاى شکسته جا داره

    • واسه منم دعا کنید ‘من با یه دختر بچه معصوم تنها موندم.بعد از 20سال ….هیچ چیزی این دردو آروم نکرده واسه من.5سال دوست بودیم ..15سال زیر یه سقف.هیچ وقت التماس وگریه هاش یادم نمیره .آخرین دیدارمون روزی بود که منو بدرخونه پدرش کشوند واسه اینکه بچه امون بی تابی میکرد.پدرش باچاقو من انداخت بعدهم دخترمو توپارکینگ خونه ول کردو باپدر ومادرش متواری شدند.بدن نیمه جان وخون آلودمو بردن بیمارستان والان نزدیک به دو ساله حتی حال بچه اشو نپرسیده. خیلی تلاش کردم که پپیداش کنم فقط بخاطر دخترم…نشد.

  27. خدا خودش میگه همیشه باید در مقابل ظالم شجاعانه ایستاد و از حقی که مال خودت و دیگرانه تا حد مرگ مواظبت کنی و نذاری کسی بهت ظلم کنه. اما به دلشکسته ها میگه :((من پناه دلهای شکسته هستم.یعنی ای دختر یا پسری که کسی دلت رو شکسته! تو حقی داری که نمیتونی تو هیچ دادگاهی اون رو پس بگیری. چون اون حق مربوط به دله و هیچکس به غیر من که خدای شما هستم از دلاتون با خبر نیست، پس شما هیچ اقدامی نکنید من خودم حقتونو میگیریم، این کار رو بسپارید به خودم و خودتون در کمال آرامش. زندگی. کنید، که بعد ازین آرامش ازآن شماست و ناآرامی ازآن آنهاییست که دلاتونو شکوندن))
    کی با برداشت من از چنین عدالتی موافقه؟ من که کاملا بهش ایمان دارم

    • من ایمان دارم ی روزی نا آگاهانه دل شکستم از روی بچگی و خود خواهی چند سال بعد چنان دلم شکست که کمر راست نکردم اینو بدونین که خدا حق دل شکسته شماهارو به هر نحوی که شده ازشون میگیره پس آروم باشید سعی کنید حالتونو خوب کنید و شاد باشید با غصه خوردن چیزی درست نمیشه .

  28. هستی خانوم. فکر میکنم شمایی که مثل من دلت شکسته بتونی حال منو درک کنی. اصلا حالتم قابل بیان نیست. آخه مگه میشه انقد یه دختر بی احساس باشه که محبتامو نادیده بگیره؟ باور کن زمانی بود که فقط واسه ده دقیقه ملاقات کردنش تا شهر دیگه ای که کلاس کنکور داشت چندصد کیلومتر راه رو طی میکردم. ماه رمضون که اینترنت نداشتم از محل کارم تعطیل میشدم زبون روزه تو هوای گرم میرفتم کافی نت و کارای اینترنتیشو واسش انجام میدادم و بهش میگفتم هوا گرمه تو از خونه بیرون نری مریض میشی. خیلی. بهش محبت میکردم. آخه کدوم پسری به بابا مامان یه دختر میتونه انقده قوی بگه که دخترتونو دوس دارم و عاشقشم؟ خدایا حق من نبود که اینجوری دل من بشکنه. مگه من چه گناهی کرده بودم. اما بازم خداجون هیچکس از کار تو سر در نمیاره.. مطمئنم تو واسه بنده هات بهترینارو میخوای. حتما این اتفاق به صلاحم بوده.
    هستی جان تو هم قوی باش. خدا دوسمون داره. مطمئن باش

    • احسان جان آدم سنگدل دختر و پسر نداره وقتى یکى انقدر ذاتش خرابه ک اینجور با احساس طرف مقابل بازى مبکنه مطمئن باش چوب خدارو میخوره…البته راستش من خودم دلم از خدا شکسته چون فکر میکنم چشمشو رو اینهمه ظلم بسته..ولى من از ته قلبم آرزو میکنم کسى ک لیاقت احساس زیباتو داره وارد زندگیت بشه و انقدر خوشبخت شى در کنارش ک تمام نامردى هایى ک بهت شده را فراموش کنى

  29. هستی جان خدا چشمشو رو ظلم نمیبنده. خواهشا اینجوری نگو، میدونم دلت شکسته و بسیار هم واست سخته، اما خدا یه نعمت بزرگ به تو داده و اونم قلب مهربونته، این از نظر من بزرگترین و باارزشترین ویژگی یک انسانه کاش بعضی ها هم فقط یک صدم احساس تورو داشتن.میدونی چرا دل من و تو شکسته؟ چون من و تو همیشه از خدا خواستیم مارو واسه طرف مقابلمون نگه داره! چون من و تو بخاطر تعهدی که داده بودیم طرف مقابلمون رو تنهاش نذاریم با تمام سختیهاش کنار اومدیم و قدم به قدم باهاش پیش رفتیم! چون هستی جان من و تو واسه طرف مقابلمون ایثار کردیم! مگه نشنیدی میگن: بدون عشق میتوان ایثار کرد، اما بدون ایثار هرگز نمیتوان عشق ورزید.
    اونا لیاقت عشق و ایثار مارو نداشتن. خدا میخواست همینو به ما بفهمونه. من مطمئنم. تو هیچ وقت دوست نداشتی که بد باشی و دل کسی رو برنجونی. اما اونا اینطور نیستن! همیشه دعا کن ای خدا یک لحظه هم منو به خودم وا مگذار! اما اونارو خدا به خودشون واگذاشته! خدا تنهاشون گذاشته! واسه همینه که به راحتی دل من و تورو شکستن! خدا تنهاشون گذاشته که به راحتی چشمشونو به روی گریه های من و تو بستن! اما اینو بدون هستی جان این وسط برنده ی واقعی من و تو بودیم و اونا هم اصلا به هدف و خوشبختی که مد نظرشون هست نخواهند رسید! چون خوشبختی به قیمت شکستن دل دیگران هرگز امکانپذیر نخواهد بود! به قول سهراب سپهری:
    آنگاه که غرور کسی را له میکنی،

    آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،

    آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی،

    آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی،

    آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی!

    آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری ،

    می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟!

  30. احسان جان واقعا بسیار زیبا گفتى و با تمام حرفات موافقم….امیدوارم خدا براى تمام دلهاى شکسته مرهم باشه و محبتشو از طریق بهترین و مهربانترین بنده هاش برسونه و همه ى ما هم روزى تمام سختى ها و دل شکستگى هامونو فراموش کنیم…امیدوارم خدا بهترین عشق رو نصیبت کنه ک لیاقت احساس زیباتو داشته باشه…..سال نو هم پیشاپیش مبارک

    • هستی جان من آدم متعصبی نیستم اما به خدا و پیامبرش خیلی اعتقاد دارم. اگه میخوای غم و اندوه از دلت بره ذکر (بسم الله الرحمن الرحیم لاحوله ولا قوه الا بالله) رو بعد از نماز صبح و مغربت هیچ وقت فراموش نکن.
      راستش وقتی واست مطلب مینویسم و مطالبتو میخونم دلم آروم میشه

  31. دوستای عزیزم امیدوارم سال خوبی داشته باشین و تو سال جدید اتفاقای خیلی خوب واستون بیفته خدا کمک کنه به همه ارزوهای خوبتون برسین و همیشه شاد باشین و از ته دل بخندین. واسه همتون دعا میکنم که خیلی زود دردو رنجاتونو فراموش کنید و انقدر تو خوشبختی غرق شید که دیگه یاد گذشته نیفتین …..التماس دعا

  32. بچه ها بیاین بخندیم. چرا. ناراحت باشیم؟؟؟؟؟ شاد باشین. امثال من و شما باید بهترین زندگی رو شروع کنیم چون حقمونه. ما که گناهی مرتکب نشدیم. کسی که عذاب وجدان داره باید ناراحت باشه. کسی که به ما ظلم کرده باید ناراحت باشه. من با همه ی ظلمی که بهم شده الان احساس میکنم بهترین زندگیو دارم و خواهم داشت. اصلا اون لیاقت منو نداشت. اوناهم لیاقت شمارو نداشتن مطمئن باشید!!!!! من بهتون قول میدم. چون شخصی رو میشناسم الان 70 سالشه. میگه من در جوانیم عاشق شدم، چندین بار دلمو شکستن اما بازم غرورمو شکستم و پیش رفتم. میگه به هر ترفندی شد به عشقم رسیدم یعنی فقط رسیدم اما طعم زندگی رو اصصصصصلا احساس نکردم چون طرف خیلی اذیتم میکرد اما من مدام کوتاه می اومدم اما همش پشیمون بودم که چرا به این ازدواج پا فشاری میکردم. میگه متاسفانه. بچه هامم مثل مادرشون بار اومدن یعنی بی مهر و عاطفه. میگه همشون منو با مریضیام تنها گذاشته بودن افسردگی داشت دیونم میکرد.اصلا بهم سر نمیزدن. میگه خودشون با مادرشون خوش بودن تو شهر دیگه و کوچکترین یادی از منم نمیکردن،تا اینکه تو65 سالگی دوباره ازدواج کردم و حالا فهمیدم زندگی یعنی چی. میگه همسر جدیدم انقدر بهم محبت میکنه که احساس میکنم تازه متولد شدم.
    دوستان اینا همش تجربست! ما باید خدارو شکر کنیم که تازه اول راهیم. بیایید همه باهم از زندگی لذت ببریم
    هرکی با من موافقه دستشو بالا کنه

    • سلام آقا احسان …واقعا درسته …خواست خدا بوده که اون دختر رو نتونستی باهاش ازدواج کنی مطمئن باش یه دختری قسمتت میشه که خیلی بهتر از اون باشه خدا بزرگه مطمئن باش دلت پاک باشه همه چی درست میشه

  33. سلام بچه ها . امیدورام گه حال همه خوب باشه . منم تقریبا دیروز مراسم خواستگاریم بود . ولی خراب شد و پسری که 2 سال باش بودم رو از دست دادم . اون هم تقریبا هیچ تلاشی نکرد که خانواده رو راضی کنه . میخوام اینوو بگم که همه چی هم عشق نیست . همه میتونن از عشق حرف بزنن ولی کمتر کسی هست که عملیش کنه . من این روزا حالم خوب نیست . ولی وقتی به این فک می کنم که خدا حمایتم می کنه خیالم راحت میشه . ایشالله که بتونم یکی رو پیدا کنم که لایقم باشه و حداقل برا عشقش بجنگه

  34. من شرایط دوستانی را که در بالا نظر دادند دقیقا نمی دانم – اما من خودم در سن 34 سالگی در حالیکه هنوز مجرد بودم عاشق یک خانم حدودا 27 ساله شدم که ابتدا فکر می کردم مجرد است اما بعد فهمیدم که به تازگی متاهل شده واین در حالی بود که هیج رابطه ای بین ما برقرار نشده بود و هنوز هم نشده و او هم از این مساله مطلع نیست- فقط این وسط منم که داغون شده ام و نمی توانم کسی دیگری را بجای او دوست داشته باشم و او تمام ذهن مرا پر کرده به نظر من توصیه های شما کارگشا نیست- عشق واقعا اگر عشق باشه هیچ راه درمانی نداره ه ه ه ه ه ه ه ه.

  35. داداشا و خواهرای خوب، اینو بگم که من این چند ماه خیییلی اذیت شدم. روز دوم عید از بس فشار عصبی داشتم دست و پام بی حس شده بود. شما میدونید گریه ی یک پسر جلوی خانوادش بخاطر عشقش یعنی چی؟ پسر جوونی که یک عمره داره با آبرو زندگی میکنه! من یه روز به خالم و شوهر خالم مجبور شدم جریانو بگم، چون شوهر خالم عموی نگین میشد. به شوهر خالم اینجوری رسوندم که توجای داداش بزرگ من. برو به داداشت بگو احسان بدون دختر تو نمیتونه زندگی کنه برو خواهش میکنم بگو. دو روز بعد خالم اومد خونمون گفت احسان جان همشون مخالفن هم مامان و باباش هم خود نگین، تو بگو چیکار کنم واست؟ همونجا بود که دوباره زدم زیر گریه، مامانم هرکار میکرد آرومم کنه نمیتونست. با گریه میگفتم بخدا قسم ازشون راضی نیستم! بخداااااا ازشون نمیگذرم! اونا منو فروختن، احساسمو ضربه زدن. میگفتم من ازشون نمیگذرم! نگین آشیانی نامرد ترین و بی انصافترین دختر روی زمینه. اینو بهشون گفتم! هیچ وقتم ازش نمیگذرم! اون همش به من دروغ گفته بود! اون خیلی بی احساسه!

    نگین داروسازی میخونه اما هنوز صفحه ی 10 شیمی 2 دبیرستان رو مطالعه نکرده که توش ماری کوری گفته: جهان امروز از نداشتن دارویی به نام پرهیز و اخلاق رنج میبرد! خودش از ساختن همچین دارویی عاجزه.
    من خودم سال آینده میخوام کنکور تجربی بدم. از خدا میخوام که موفقم کنه. اگرم موفق نشدم بازم خدارو شکر میکنم. اما دارم سخت تلاش میکنم. من که مهندسیمو گرفتم و به ثمر رسوندم، حالا تمام تلاشمم تو تجربی میکنم. اما فقط بخاطر خودم و خانوادم اینکارو میکنم. اما کاش نگین اینکارو باهام نمیکرد. کاش دنیا پر از محبت بود.اما بازم خدارو شکر میکنم که فقط خودش بهم آرامش میده
    خواهرا و داداشای خوب من از خدا میخوام شما ضربه ی منو نخورید.

    • احسان جان مطمینم موفق میشی بجنگ با ناراحتی و این شکست

    • احسان داداش ول کن مگه دختره قحطه بزار بره دنباله زندگیش تو هم برو دنباله زندگیت …چرا میخوای تجربی کنکور بدی رشته مهندسی که خیلی خوبه نکنه به خاطر نگین میخوای دوباره کنکور بدی اگه اینه اینکار رو نکن دیگه حتی یه قدم هم به خاطر نگین برندار به خاطر خودت زندگی کن تا روز به روز موفق تر بشی مطمئن باش یه روزی به جایی میرسی که همشون حسرت تو و زندگیت رو بخورن

  36. سلام دوستان عزیز امیدوارم حال همتون خوب باشد منم دردی خیلی سختی را داشتم الانم دارم وقتی این ساییتو پیدا کردم اخیلی خوشحال شدم ای دنیا چی بودم چیشدم

  37. نگین آشیانی . من بهت علاقه مند بودم خانوم محترم

    چرا اینکارو باهام کردی؟

    مگه من کم بهت محبت کردم؟

    حق من این بود؟

    اون تمام فکر منو درگیر خودش کرد و رفت. آخه چرا؟ چرا خداجون؟

    از مدیر سایت میخوام که با آوردن اسم طرف مقابلم در ابتدای نظرم موافقت کنه. تا اگه ایشون اسمشو تو اینترنت تایپ کرد با این مطلب برخورد کنه

    اما میدونم بی فایدست. اون دلمو شکست. کلی رنجم داد
    ولی بازم میخوام بدونه که خدا کاراش حساب و کتاب داره

  38. بیخیال بچه ها …. صبور باشید … مهم ترین کار بی توجهی به اون طرفه. اتفاقیه که افتاده … میدونم اولش شوکه میشین و نمیتونین باور کنین . اما مهم نیست . خدا هست …. زندگی جریان داره … این همه آدم به کسی که شما عاشقش بودین بی توجه هستن. شما هم یکی از اونا باشید … دوست داشتن باید دو طرفه باشه… به فکر تلافی و اینا اصلن نباشید …‌هر وقت پر کینه و نفرت شدین صلوات بفرستین … صبوری هر دردی رو دوا میکنه

  39. من عاشق خواهرزنم شدم.
    میخوام فراموشش کنم اما مشکل اینه که بخاطرروابط فامیلی هرهفته باید ببینمش.
    هیچ رابطه ای باهاش نداشتم اما فرا موش کردن علاقه ام بهش واقعا سخته.
    آیا راهی هست؟؟؟

  40. سلام من یک پسری هستم خجالتی دو سالی میشه عاشق یه دختری شدم ولی تا الان دوتا رغیب دارم نمیدونم چرا همش فکر میکنم خودم رو باختم همش فازم اهنگ های علی باباس یا بهزاد پکس لطفا منو راهنمایی کنید دوست ندارم از دستش بدم

    • سلام. سعی کن شجاع باشی! برو جلو و تا متوجه نشدی اونم دوست دار. ازین بیشتر وابستش نشو تا به مشکل من دچار نشی.
      بهت هم توصیه میکنم بیا تو سایت رهروان ولایت. اونجاهم افرادی مثل ما زیاد نظراتشونو نوشتن

  41. سلام : ) من اولین بارمه همچین جایی پست میذارم ، از اول همه رو خوندم 🙂 . از تجربیاتتون درس گرفتم . اما خب همین که این سایت و سرچ کردم ، الان دارم تایپ میکنم ، حتما مثه همه ی شماها یه دلیلی داره …
    دورانه فراموشیه که مارو مجبور میکنه تو این سایتا گشت و گذار کنیم ، باید وقتمونو پر کنیم یه جورایی ….
    تا کی میخوای last seen هاشو چک کنی ، ببینی کی آنلاین میشه ، کی نه ، هی به صفحه گوشیت نگاه ، نمیدونم… شاید هر کی که داره الان اینارو میخونه ، پیش خودش مسخره ام کنه ، داستان من با قبلیایی که نوشتن فرق داره… اونا بهشون خیانت شده بود ، عذاب کشیده بودن ….. اما من اینجوری نبودم ، من ، خودم عامل مرگ دوستیمون شدم ! وقتی احساس گناهکاری کنی ، وقتی که دیگه هیچ پلی رو واسه برگشتت نذاشته باشی ، دردش از کسی که بهش خیانت شده بیشتره ، چون تو پشیمون شدی ، حاضری فقط یه روز از اون روزا برگرده … کلی قول های جور واجور ، که اگه برگرده دیگه هیچ وقت کاره اشتباهی نمیکنی… اما کی اینارو میفهمی ؟ وقتی که دیگه همه چی تموم شده ، دیگه راهه برگشتی نداری ، مجبوری که فراموش کنی ! این خیلی سخت تره ! مجبوری! وقتی دیگه همه ی راه های ارتباطی باهاش قطع شده باشه ، به هیچ وجه نمیتونی دیگه برگردی ! وقتی روز یه روز شاهد پیشرفتشی ولی نمیتونی حرف بزنی ، وقتی می بینی با دستای خودت سهمه دیگرون کردیش ! فراموشی واسه اون خیلی راحتتره ! ولی واسه من …. : ) نمیدونم ، پشیمونی ام دیگه دردی و دوا نمیکنه ! وقتی همین الان که این حرفارو میزنی گریه ات گرفته …. ! یه چیزایی و نمیشه فراموش کرد ! اگه کادو ها، وسایلش ، هر وسیله ای که مال اونه ارو دور کنم از خودم ، خیلی چیزارو نمیشه اینجوری از خاطره دور کرد ، وقتی دستت به سمت لباسات میره ناخود آگاه رنگی که اون دوس داشت و میپوشی ، وقتی دستت و سمت رژ قرمز میبری یاد حرفش میفتی که بهت میگفت چقدر بهت میاد ، تو این شرایط چیکار باید کرد ؟ باید لباسامم بریزم دور ؟ جلوی آینه نرم ؟! اینا فراموش نمیشه ، همیشه باهاتن ، اونجاس که حس ادم های افسرده ارو داری ، بازم بر میگردی به حالت قبل … : )

    • جریان شما چیه؟ چه چیز باعث شد مه به هم بزنی و بعد پشیمون بشی؟

    • دوست عزیز اسمت نمی دونم چیه طرح لبخند گذاشتی … باید بهت بگم با تمام وجودم می فهمم چی میگی منم کاری مشابه تو کردم ….. نمی دونم یعنی میشه یه زمانی خوب شیم …. من ک فک نمیکنم ….من کندی زدم و حرفی زدم ک اگه خودشم می خواست غرورش نمی ذاشت برگرده ….این عذاب وجدان مثله خوره افتاده تو جونم … خستم از چک کردن in o off شدناش …. از این ک بلا خره داره ب چیزی ک می خواد می رسه اما من دیگه کنارش نیستم ک با تمام وجودم بهش بگم بهت افتخااار میکنم ….خییییلی سخته خیییلی … ترجیح می دادم دلمو تیکه پاره کرده بود ن اینکه من گند می زدم و باعث سرد شدنش میشدم ..کاشکی راه برگشتی بود

  42. adam nbabayad arzeshe khodesho paen biyare

  43. سلام. ایشا الله مسخره م نکنید!!!در مقابل مشکلات شما من خجالت میکشم از خودم بگم.من 25 سالمه.تا حالا هیچ دوست پسری نداشتم.ظاهرم خونوادم تحصیلاتم و و و همه چی خوبه شکر خدا.با یه آقایی آشنا شدم که چند سال از دور همو میشناخنیم. فقط تلفنی و وایبر و اس ام اس بود. 3 روز بعد آشناییمون بهم گفت تکلیف منو روشن کن!! ما میتونیم باهم باشیم یا نه؟!؟!! خلاصه همش میگفت میخامت دوست دارم و و و….بعد 1/5 ماه ول کرد رفت.همینجوری یهویی.بدون اینکه چیزی بشه یا توضیحی بده.خلاصه موند بعد 6 ماه باز برگشت و گفت تو خیلی داشتی وابسته م میشدی!! تو خیلی داشتی تخته گاز می رفتی خواستم یه ذره سرعتتو کم کنم.خلاصه در حالی که اصلا اینطور نبود و من فقط 1بار بهش گفته بودم دوست دارم.اما باز قبول کردم.بچه ها من اصلا کنه بازی در نمی آوردم.اصلا آویزون نبود.اما دوباره بعد 1/5 ماه باز مثل قبل ولم کرد. بچه ها من داغونم….هیچ امیدی نداشتم.و دنیا برام سیاه شده.من غرورم شکسته.من … وای خدای من…آرزوم اینه بیاد به پام بیفته.هم عاشقشم هم ازش متنفرم و دوس دارم بمیره…این داستان شیمای احمقه.امیدوارم همگی مموفق باشید

    • کاش میشد منم اندازه شماها قوی بودم و یکم از این درد و غم دلم کم میشد….جز فکر مردن تو سرم نیست دنیا. رو سرم خراب. شده25 سالمه ولی مثل یه خانم 80 ساله ….. داستان من خیلی غم انگیزه فقط التماس دعا دارم ازتون… دلم خیلی واسه ادمی که قبلا بودم تنگ شده این روزا کارم فقط گریه و استرس و افسردیگه… بخدا عشق واقعی فراموش نمیشه هر چقدرم متنفر باشی ازش… من دختر با اعتقاد و مذهبی هستم. ولی بخاطر اون از همه چیم گذشتم.. یعنی خدا میبینه و ساکته؟؟

  44. سلام من سه سال پای یه آدم بودم که قو ل داده بود همه جیوفراهم کنه بیاد جلو ولی الان بازم.ازم وقت میخواد چطوری باز باید بهش اعتماد کنم؟میشه بهم کمک کنین

  45. سلام. یعنی به چه شکلی ازت وقت میخواد؟ وقت میخواد که کار و درآمدی داشته باشه؟ یا اینکه میخواد بیشتر دربارت فکر کنه؟،

  46. بچه ها من داشتم اونی ک خیلی بهم بدی کرده بود و دلمو هزار بار شکسته بود فراموش می کردم ک دوباره مثل چند دفعه ی قبل برگشت و باز دلمو خوش کرد ولی میدونستم ک باز همون بلاها رو سرم میاره ولی باز قبولش کردم هی اس ام اس عاشقانه فرستاد و دوباره بخشیدمش ولی امروز بهم گفت هیچ رفاقتی بین ما نیست و باید دوست اجتماعی باشیم..منم خیلی دلم شکست و سر نماز کلی گریه کردم….و بهم گفت اگ میخوای با من باش ولی اگه فردا پس فردا خواستم ازدواج کنم ولت می کنم ….خدایا عدالتت کو….؟؟؟ ب خاطر این آشغال من تمام ایمانمو نسبت ب خدا و عدالتش از دست دادم چون اصلا نمیتونم قبول کنم کسی ک زندگی و روح و روان منو داغون کرد بتونه انقدر راحت زندگی کنه و خدا چشمشو رو تموم بدی های اون ببنده و خوشبخت بشه….از این ناراحتم ک اگه من خدایی ناکرده دل کسی رو می شکستم همچین خدا گوشمو می پیچوند وآه و ناله ی اون شخص پشت زندگی م بود و مطمئنم بدبخت میشدم ولی انگار خدا چشمشو بسته نه اشک ها و گریه های منو می بینه نه دل شکستگی هامو …..اون داره زندگی شو میکنه و به یه ورش هم نیست چ جوری منو داغون کرده…آخر ظلم همینه کسی ک دل میشکنه راحت زندگیشو میکنه و اونی ک دلش شکسته شده همیشه باید ناراحت و غمگین باشه….بچه ها خدا کجاست؟؟؟ عدالتش کو؟؟؟

  47. میدونم این امتحانه خداست ک ایمان منو بسنجه ولی من دیگه ب عدالت خدا ایمانی ندارم چون تمام آدمهای آشغال دارن زندگی شونو میکنند و به یه ورشون نیست و خدا هم اصلا حساب کاراشونو نمیرسه…اگر عدالتی هست چرا من دو سال زندگیم سیاه شد و هر شب گریه و کلی دلشکستگی ولی اونی ک این بلا رو سرم اورد شب راحت سرشو رو بالش میذاره و میخواد ازدواج کنه و خوشبخت بشه….پس خدا کجاست؟؟؟؟

    • هستی خانوم،خواهر من، این حرفو نزن، خدا داره امتحانت میکن، باید صبر داشته باشی و شکرگزار،. خدا اونشخصو به خودش واگذاشته، این بدترین مجازاتشه. بهدٱ عواقبشو میبینه. بهت توصیه میکنم این جمله رو تو گوگل سرچ کن :(( به معشوقه قبلیم شباهت زیادی داشت. رهروان ولایت)) من یه پست اونجا گذاشتم و بقیه نظراتشونو گذاشتن. آدمایی مثل من و شما اونجا زیادن که همشون دارن دردودل میکنن. شماهم بیا یه پست اونجا بذار. من که خیلی استفاده کردم. افرادی هستن که خودشون این سختیارو کشیدن و راهنماییت میکنن

    • هستی جونم عزیزم انقدر خودتو ازیت نکن من درکت میکنم واقعا می فهمم چی میگی منم از این کارا زیاد کردم حالا خوبه که جای من نبودی شرایط من که بدتر از تو بود داستان منو دوباره بخون طرف من که بیمار روانی بود دیدی چه بلاهایی سرم می اورد ولی باز برمیگشت منم خر میشدم،ولی تو عاقل باش از اشتباه من درس بگیر خودت تموم کن اجازه نده اون اخر سر زیر پاش لهت کنه و بره میدونم سخته ولی قوی باش گلم وگرنه متل من میشی

  48. اومدی با اسم هستی بیا تا متوجه بشم و به بقیه معرفیت کنم

  49. هستی جون منم اولش ایمانمو از دست داده بودم شاکی بودم چرا هیچ بلایی سرش نمیاد خیلی اصرار داشتم بدبختیشو اشک ریختنشو ببینم همش دعا میکردم التماس میکردم که خدا جوابشو بده،بعد دیدم خودم دارم از بین میرم داغون میشم اون که سرش شلوغ بود و داشت زندگیشو میکرد بخدا خیلی سختی کشیدم جون دادم تا عادت کردم هنوز فراموش نکردم ولی باور کن دیگه حتی دلم نمیخواد خبری ازش بشنوم حتی خبر تقاص دادنشو دیگه مهم نیست خدا جوابشو میده یا نه،تو هم تمرین کن عزیزم بیخیال که بشی خودت راحت میشی

    • بله احسان جان حرفات کاملا درسته
      یه جایی خوندم این خدا نیست ک انتقام می گیره قانون دنیاست ک انتقام بدی رو میگیره…
      و یدالله فوق ایدیهم…..دست خدا بالاترین دست هاست….
      از هر دستی بدی از همون دست پس میگیری…پس اونایی کم بدی کردن دیر یا زود جواب کارای خودشون رو می گیرن….ممنون بابت همدلیت
      ایشالا خوشبخت بشی….یعنی تمام کسانی ک دلشون شکسته خوشبخت بشن

      • هستی جان، خواهر من، گاهی اوقات ما آدما خودمون یادمون میره که داریم دل نزدیکترین و عزیزترینمون که خدا باشه رو میشکنیم. مگه ما همیشه با خدا عهد نبستیم که هرچه واسمون خوبه قسمتمپن کنه؟ مگه قرار نشد به خدا اعتماد کنیم؟ ما الان میبینیم یه نفر زیر عهدش میزنه چقدر ناراحت میشیم و دلمون میشکنه، اما حواسمپن نیست که خودمون مدام داریم

      • هستی جان، خواهر من، گاهی اوقات ما آدما خودمون یادمون میره که داریم دل نزدیکترین و عزیزترینمون که خدا باشه رو میشکنیم. مگه ما همیشه با خدا عهد نبستیم که هرچه واسمون خوبه قسمتمپن کنه؟ مگه قرار نشد به خدا اعتماد کنیم؟ ما الان میبینیم یه نفر زیر عهدش میزنه چقدر ناراحت میشیم و دلمون میشکنه، اما حواسمون نیست که خودمون مدام داریم عهدنون رو با خدا میشمنیم و باعث ناراحتی خدا میشیم! خدا به ما میگه: مگه شما به من اعتماد ندارید؟ مگه قرار نشد صبر کنید تا آنچه مناسبتونه رو قسمتتون کنم؟ پس چرا زیر عهدی که با من بستید میزنید؟

        هستی خانوم، بیا واسه خوشبختی خودمون تلاش کنیم و خودمون رو بسپاریم به خالق خودمون

  50. باسلام.امیدوارم ک هیچوقت دلتون نشکنه به حق پروردگار….خیلی سخته خیلی…من2سال بایکی بودم انقو دوسش داشتم که نگو10روز قبل عید1392دیدم داره عوض میشه.مادرش خیلی اذیتمون کرد خداشاهده خیلی…بهم گف فلان روز بیا خاسگاریم پیرهن سفید بپوش و……دسته گل خریدم و حلقه ازدواجشم گرفتم.با خونوادم رفتیم خونشون خاسگاری اما درو روم باز نکرد…دسته گل دستم موندم پشت درشون دلم بدجور شکست خیلی تلاش کردم اما زد زیر تموم حرفاش من10روز بیمارستان خابسدم3ماه صرش خواب میخوردم….نمیدونم پی بگم.الان2یال و1ماه ازش میگزره اما هنوزم خابشو میبینم نمیتونم فراموشش کنم اما عداهم ببخشه من یکی نمیبخشمش واگزارش کردم بخدا.امیدوارم جوابشو بکیره

    • از ته دلم درکت میکنم آقا حمید. طرف مقابل منم بعد چند سال زد زیر همه چی. منم دیدم داره عوض میشه، به منم گفت بیا خواستگاری. تمام برنامه ریزیامو کردم. رفتم گل و کادو خریدم. اما درست روزی که مامانم زنگ زد بهم جواب منفی دادن. هرچی تلاش کردم نذاشتن. فکرشو بکن در عرض چند ماه وزنم از 74 رسید به 65، روز دوم عید امسال انقده حالم بد بود و فشار عصبیم به حدی بود که سر نماز دست و پام شل شد افتادم روزمین. . تا چندروز نمیتونستم غذا بخورم. من از تابستون سال پیش که دلمو شکستن خیلی اذیت شدم، خییییلی،
      منم واگذارشون کردم به خدا. خدا خودش جوابشونو میده

  51. حمید جان متاسفم واقعا ولی اتفاقیه که افتاده ما همگی مثل همیم نباید زیاد تو گذشته زندگی کنیم چون چیزی رو نمیشه عوض کرد فقط امیدت به خدا باشه که کمکت کنه این روزا زودتر و راحت تر واست تموم شه

  52. حمید جان متاسفم واقعا ولی اتفاقیه که افتاده ما همگی مثل همیم نباید زیاد تو گذشته زندگی کنیم چون چیزی رو نمیشه عوض کرد فقط امیدت به خدا باشه که کمکت کنه این روزا زودتر و راحت تر واست تموم شه به فکر خودت باش و اینو قبول کن کسی که ادمو دوست داشته باشه هر کاری میکنه که به دستت بیاره نه اینکه به راحتی ولت کنه .واسه منم خیلی سخت بود که به این باور برسم

  53. سلام ب همگی . من 7 سال عاشقه یه نفر بودم ک خودمم شروع کننده دوستی بودم البته 1 سال ب خودم زمان دادم ببینم می تونم فراموشش کنم یا ک نشد . دوستی بدی نبود اولین عشقم تا همین الان بود اما با کاراش بی محلیاش هی رفت و اومداش ب مرور سردم کرد 1 ساال پیش خیلی ضربه ی بدی بهم وارد کرد بدون هیچ توضیحی و دلیلی بعد تولدش دیگه ن ج تلفن می داد ن اسمس فک میکردم براش اتفاق بدی افتاده تا اینکه بعد 2 هفته گفت همچی تمومه . بعد این ماجرا اینقد داغون شدم ک ب هر بی سر و پایی اجازه دادم وارد زندگیم بشن اما من کاملا سرد و داغون بودم و از اینکه کسی می خواست بهم بگه دوستم داره می خواستم بالا بیارم از یه ادمه شاده شیطون وپر انزی نبدیل شدم ب یه افسرده خسته اروم ک هنوزوم این حالت برام حفظ شده .تو این فاصله بهترین دوسته 5 سالم ب خاطره تصادف فوت شد و این حاله منو از قبل بدتر کرد . 6 ماه ک گذشت امنی ک دوستش داشتم خواست برگرده بد می گفت علته رفتاره اون دورش ب خاطره مشکلش با پدرش سره مساعله پولی بوده من مخالفتی با بودنش نکردم اما خوش حالم نبودم اون تو 1 سال اخیر تمام تلاششو کرد ک عشقمو برگردونه و واقا احساس پیدا کرده بود می خواست مامانا با هم اشنا شن اما من هی میگفتم تموم کنیم اصلا نمی دونم چرا اما روحم کشش نداشت توان نداشتم دوستش داشتم اما یه زمان تنهایی می خواستم اما امن بیشتر بهم می چسبید بجای اینکه یه فضا ب من بده برای اروم شدن الان داره 5 ماه میشه ک اون تموم کرده اخه 3 دفعه ب خودشو خانوادش توهین کردم ادمه بد دهنی نیستم اما یه حرفایی زد ک روانی کرد تو این 5 ماه 2 دفعه بهش اسمس دادم ک برگرده اما هر 2 دفعه حرفش اینه ک من گند زدم و هیچی مثله قبل نمیشه … بهم بگید چیکار کنم خیلی حالم بده اصلا نمی خوام قبول کنم ک برای همیشه از دستش دادم

    • عزیزم همه ی ما چنین تجربه ی تلخی رو داشتیم…میدونم اوایل واقعاوسخته و انگار شوک بزرگی ب ادم وارد میشه ولی چاره ای نیست باید ب خودت زمان بدی و کم کم برات قابل پذیرش میشه و هر چ زمان بگذره حال و احوالت بهتر از قبل میشه….یه مدت سوگواری کن و هرچقدر میتونی گریه کن بعد ب این نکته توجه کن ک خداوند همیشه در کنار بنده هاشه و مطمئنا خیر و صلاح ما رو میخواد…اگر خدا چیزی رو از تو میگیره مطمئنا یه چیز بهتر رو یه جای دیگه برات گذاشته…میدونم اوایل برات سخته ک این موضوع رو قبول کنی و دایما انکار میکنی و احساس میکنی شاید کسی دیگه رو نتونی ب اندازه ی او دوست داشته باشی ولی گذشت زمان بهت ثابت خواهد کرد چیزی ک امروز فاجعه میخونیش یه موهبت الهی بوده فقط باید ب خودت زمان بدی…امیدوارم دل شکسته ات رو خدا خودش آروم کنه عزیزم

  54. سلام. شما باید بفهمی طرف مقابلت نیتش چیه. جمله ی ( ضربه خوردم چون عهدمو با خدا شکستم. رهروان ولایت) رو تو گوگل سرچ کن. بیا اونجا ثبت نام کن. منم اونجام و افراد دیگه هستن که مشکل شبیه به شما رو دارن. نظرات خوبی رد وبدل میشه. اونجا مشاور هم راهنماییت میکنه. بیا اونجا خودم سعی میکنم به دیگران معرفیت کنم. انشاا… مشکلت حل میشه

  55. باید فراموش کنیم راهی دیگه وجود نداره نمیشه زورکی از کسی بخوای که دوست داشته باشه,من که راهی جز صبر و تحمل نمیبینم. راهی جز سقوط ندارد برگ پاییزی ؛

    وقتی می داند درخت ؛

    عشقِ برگِ تازه ای در سر دارد . . ………ایشالا که این روزایه تلخ برا همه زود تموم بشه

  56. پناه میبرم به خدا قسمت نبوده خب

  57. من سه شبه ازش جدا شدم.دلم واسه خودم میسوزه بازیچه شدم.نفرینش نمیکنم فقط خوش بخت شه.مطمینم تو پشیمون میشه برمیگرده ولی دیگه جایی نداره تو زندگی.شاید بگشید بشین تا برگرده ولی من مطمیعنم ی روز برمیگرده این خط اینم نشون

  58. من با عشقم خیلی خوب بودم خیلی وفادار هستم ولی اون همش شک میکرد همش بازخواست میکرد همش هدفهای زندگیشو عوض میکرد همش تصمیماشو عوض میکرد اصن بلاتکلیف بود شش ماهه اس کات کردیم با وجود اینکه قولمون ازدواج بود ولی اصن ناراحت نیستم بعضی وقتا یادش میفتم ولی همش فک میکنم مُرده. همش میگم عشقم چرا زود مُردی چرا. بعد ناراحتیم تموم میشه چون اصن فکر نمیکنم زندست،ولی دیگه عاشق نمیشم خیلی تجربه ها بدست آوردم خیلی

  59. بچه ها من تمام محبتم رو ب پای نامردترین آدم روی زمین ریختم آخرش هم گفت محبتهای تو اصلا به چشمم نیومده و من فقط به چشم یه ابزار بهت نگاه میکردم…دلم رو هزاران بار شکست و دفعه ی آخر بدتر از همیشه دلم شکسته شد….نمی بخشمش و واگذارش میکنم به صاحب این شبهای عزیز قدر….امیدوارم خدا خودش جواب تمام نامردها رو بده

  60. سلام من 8 سال با یکی بودم هر دو عاشق هم بودیم واسش همه کار کردم تمام زندگیمو پاش گذاشتم بهترین روزای عمرمو ، جوونیمو ولی 1 ماه پیش بدون هیچ دلیلی یدفعه بی خبر غیبش زد خیلی شوکه شدم به هر دری زدم تا فهمیدم ازدواج کرده جالبش اینجاست که از 4 ماه پیش نامزد کرده بوده ولی اصلا رفتارش با من تغییر نکرده بود الان خیلی بهم رخیتم دارم دیوونه میشم باورم نمیشه دستم از آسمون و زمین بریده

    • متاسفم علیرضا جان 8 سال کم نیست یه عمره نمیدونم چرا بعضیا از عشق و علاقه و خوشی فرار میکنن اخه یهو چشون میشه واقعا چی فکر میکنن پیش خودشون که به طرف مقابل اهمیت نمیدن بابا مام مثل اونا ادمیم میشکنیم خورد میشیم چرا انقدر پستن که مارو نمیبینن اصلا فکر نمیکنن چی به روز ما میاد

  61. سلام دوستان
    واقعا متاسفم واسه شرایط همتون
    من سی سالمه بعد 12سال زندگی با یه دختر کوچولو
    بخاطر خیانت عشقم جدا شدم
    خیلی تحمل کردم همه راهی رفتم اما نشد
    همسرم با یه زنی که ده سال از من بزرگتر بود و دختر بزرگ داشت رابطه برقرار کرده بود
    شاید باورتون نشه روزاو شبای بدی رو گذروندم مثل جهنم
    التماس اشک مهربونی انتظار ابرو داری
    از خانوادم مخفی کردم
    فقط برای زندگیم تلاش کردم
    من همه جوره چه تحصیلات چه موقعیت اجتماعی سنی ،جوونی از اون زن بالاتر بودم
    ما همدیگه رو خیلی دوست داشتیم مشکلی نداشتیم
    باورم نمیشه اون با من این کار رو کرد
    بعد سه سال که با اون زن بود بهم گفت از زندگیم برو بیرون دخترم رو قانونا ازم گرفت و من برگشتم پیش پدر و مادرم
    یه زنی که چند بار ازدواج کرده بود رو به 12سال زندگی من ودخترم ترجیع داد
    بهم گفت میخواد عقدش کنه از هم جدا شدیم
    الان 7ماهه هنوز عقدش نکرده ولی با بی ابرویی تمام تو فامیل چرخوندتش
    جالبتر اینکه این زن5 سال از شوهرم بزرگتر بود
    ومن داغون و غصه دار دخترم
    خدا کاری میکنه؟؟؟؟؟؟

    • ف عزیز هر کسی روی آشیانه کسی آشیانه بسازه خدا تمام زندگیشو نابود میکنه اینو مطمینم

    • فکر خودت باش تو انقدر ارزشمندی که اون مرد خودش رو در حد تو نمیدونه
      دلیل اینکارش این بود که عقدهاشو نسبت به تو خالی کنه از اونجا که انقدر این آقا بی ارزش که رفته با یک زن بزرگتر از خودش ازدواج کنه
      اتفاقا باید خیلی خوشحال باشی که چنین مرد نکبتی از زندگیت رفته بیرون
      در مورد دخترت به خدا بسپارش و أصلا نگرانش نباش تا وقتی که به او توکل کنی
      واسه خودت یک برنامه جدید بزار
      و خوشحال باش از اینکه تو الان یک زن آزاد هستی

  62. یه ساله که باهاش دوستم اول از سر ترحم بودم باهاش اما بعدش عاشقش شدم هیچی نبود!یه ادم شکست خورده ی بدبخت ک معتاد بودش ۸ سال بای عوضی دوست بود ک نقطه ب قطه ی بدنشو میپرسیتید اوایل برام مهم نبود وقتی از دختره برام میگفت اما الان دق میکنم خودش میگه دوسم داره اما من دارم خسته میشم یه دختری ک خداشاهده همه وقتی دیدنش گفتن این رخت شوره رو داره میپرسته هنوز بعداز ۱سال و نیم ک خبر مرگش رفته !نمیدونم چ کارش کنم که به اون فکر نکنه بعضی اوقات میبرم ازش اما دلم طاقت نمیاره فورا میرم پیشش همه میکن ولش کنم اما نمبتونم نفسم ب نفسش بنده هرکاری میکنم نمیشه متاسفانه اولین تجربه م هستش و واقعا نمیدونم چ واکنشی باید داشته باشم واقعا خسته م خیلی خسته

    • درکت میکنم چی میگی. اما خودتو زیاد اذیت نکن. نگو نفسم به نفسش بنده، نگو چون لیوانم شکسته دیگه آب نمیخورم، از لیوان دیگه ای استفاده کن

  63. عزیزم خانم ف خیلی واست ناراحت شدم با اینکه جای تو نیستم ولی میدونم چقدر دردناکه که کسی که عاشقشی یهو بیاد با وقاحت تمام بگه از زندگیم برو بیرون واااااااای چقدر واسم سخت بود وقتی دست دوست دخترشو گرفت اومد پیش من که معرفیش کنه اون روز حس کردم همه استخونام له شد وقتی دوتایی بهم میخندیدن …….خیلی سخته میدونم وقتی بهم هرچی دوست داشت توهین کرد تا اون ناراحت نشه خداییییییا به همه کمک کن این روزا تموم شه،دوست عزیز فقط از خدا میخوام صبرتو زیاد کنه

  64. اتریسا جون همه اشتباه میکنن ولی با یه اشتباه زندگی کردن خیلی درد داره ترخدا هر جوری که میتونی بزارش کنار اشتباه منو نکن کسی که دلش جای دیگست یه روزی بالاخره تورو جا میزاره و میره خودم کشیدم که دارم میگم منم خودمو گول میزدم که دوسم داره 4 سال کم نیست من زندگیمو گذاشتم ولی اون واسم چیکار کرد پدرمو در اورد چند بار به خاطر کسای دیگه منو مثل تفاله انداخت دور اونم با بدترین شکل ممکن خودش اجازه میداد دوست دختراش بهم توهین کنن واااای قلبم تیر میکشه یاد خرییتام می افتم. داستان شماهارو می خونم دلم میخواد بمیرم ابر میگردم سر خط،خواهش میکنم از تجربیات دیگران درس بگیرین ادم که نباید همه چیو خودش تجربه کنه دوست داشتن که اجباری نیست نمیتونی وادارش کنی دوست داشته باشه چون تو دوسش داری اون شاید جسمش پیش تو باشه ولی قلبو ذهنش پیش یکی دیگست عزیزم مثل من خودتو گول نزن

    • خانوم سایه درکت میکنم. کسی که تمام وجودش تو قلبت بوده و آیندتو با اون تصور میکردی یهو ببینی کنارش یه دختر دیگه ایستاده خیلی سخته.
      معلومه شما خیلی سختی کشیدی. بهت توصیه میکنم به سایتی که آدرسشو واسه دیگر دوستان نوشتم یه سری بزن. اونجا آدمایی مثل من و شما زیادن که همیشه هم آنلاین هستن

  65. سلام دوستان من شنسته عشقیم یکمی عجیبه اخه دختری که دوستش دارم مجبورم کرد ولش کنم بم گفت اگه ازم جدا نشدی خودمو میکشم ولی من توش موندم چرا خودش ازم جدا نشد چرا اینطور مجبورم کرد کمکم کنید دارم دیونه میشم

  66. نامردی ممنوع

    روز نامرد هم وارد تقویم شده
    23 خرداد روز نامرد
    نامردهایی که اگر نبودند، مرد ها شناخته نمیشدند

  67. احسان جان ممنون بابت همدردی و راهنماییات خیلی خوبی که به فکر همه هستی و کمک میکنی امیدوارم زودتر این روزا واست تموم شه و خدا اون کسی که لیاقت خوبیاتو داره قسمتت کنه موفق باشی

    • باور کن من موندم چیکار کنم. واسم سخته تصمیم ازدواج بگیرم. نمیدونم آیندم چی میشه.
      من طرف مقابلمو به خدا واگذارش کردم

  68. سلام
    منم مثل شمام . دیشب خیلی ناراحت بودم وقتی بهش زنگ زدم دیدم شاده دیدم عین خیالش نیست میخندید با دوسش… حرف نزدم قطع کردم. با خودم گفتم چرا من اینطوری نباشم چرا من باید غصه بخورم از امروز میخوام بشم یه ادم جدید یه ادم شاد… مطمئنم یه روزی متوجه اشتباهش میشه اما اون روز دیگه دیره … دوستای گلم هر وقت دلتنگش میشین فقط یادتون باشه اون همه گریه ها و بی قراری هاتونو دید ولی چشماشو بست و رفت … تو هم بشو عین خودش بهش فکر نکن نمیشه میدونم اما تو سعی کن مگه ما تا کی می خوایم زندگی کنیم چراهمین دوروزهرو هم کوفتمون کنیم… به خونوادت فکر کن فکر کن اگه اونا نبودن چی میشد بیاین قدر داشته هامونو بدونیم بیاین با خدامون آشتی کنیم … سعی کنید تنها نمونین …نشین گوشه خونه کز کن هی به یاد خاطرات گذشته ش فکر کن ، آدمها تغییر میکنن به بدی هاش فکر کن فکر کن چی شد تنهات گذاشت… تو هم با دوستات برو بیرون شادباش ورزش کن اینم میگذره بالاخره روزای خوب میاد… ببین چه جوری دارم خودمو دلداری میدم

  69. بذارین منم بگم
    10 سال پیش عاشق یه نفر شدم اونم انگار فهمید پا پیش گذاشت پیشنهاد ازدواج داد گفت تلمو نمیدم که سوتفاهم نشه
    بعد این ماجرا گذشت چند دفعه حس کردم یه جوری شده انگار پشیمون شده بعد هم یهو غیبش زد دو ماه بی خبر بودم ازش حالا بگذره چی گذشت به من … تابلو شدم پیش همه، سروکلش پیدا شد و تل داد و اخرشم پیشنهاد…
    خدا میدونه چقد خورد شدم اما من احمق بودم بعد یه مدت دوباره باهاش تماس میگرفتم و اونم همچین پیشنهادی میداد
    حتی دوسشم فرستاد محل کارم که یه تراول نشونم داد اینقدر از خودم بدم اومد اینقدر از خودم متنفر شدم دیگه نتونستم تحمل کنم همون روز کارمو ول کردم دیگه سعی کردم فراموشش کنم نمیدونم چرا باز دوباره میرفتم سراغش … دو سال کارم شده بود گریه خودم زندگیمو خراب کردم واقعا چرا جواب عشقو باید اینطور داد ؟ فقط زمان تونست کمک کنه برگزدم به زندگی عادی اونم بعددو سال
    حالا بعد 10 سال دوباره پیداش شده ، حلالیت میخاد ازمن میگه زندگیم طلسم شده … بهش گفتم هیچوقت نمیبخشمت
    چوب خدا صدا نداره

  70. خیلی همتون خوبین مرسی که هستین خواهر برادرای گلم تشکر آروم شدم یکم

  71. من همه حرفاتونو خوندم از ته قلبم ارزو میکنم همتون خوشبخت بشین من۲۱سالمه ۳سال با ی پسر که ۲۴سلشه رابطه داشتم عاشق هم بودیم پارسال بعد ازتموم شدن دانشگاهش اوند خاستگاریم ولی خانوادش نخواستن چون وضع مالیشون خیلی بالا تر از ما بود بعد از اون جریان رفت سربازی منم همینطور باهاش بودم شاهد بودم چقد واسه راضی کردن خانوادش تلاش کرد اما نشد نتونست .خیلی پیشم گریه کرد ولی گفت دیگه امیدی نداشته باشم.تا اینکه چند وقت پیش بهش گفتم خواستگار دارم اونم گفت خانوادم راضی نمیشن ازدواج کن ولی من هیچوقت ازدواج نمیکنم.منم شمارمو عوض کردم ۲هفته هست که ازش حداشدم خیلی حالم بده نمیدونم چکار کنم ای خداااااا

  72. سلام،به کمک همتون نیاز دارم،٢١ سالمه ،۶ ماهه پیش با یکی از همکلاسی دانشگام دوست شدم ،به غیر از رشته ی تحصیلیمون شهرسازی ،اون شاعر و من نقاش هستیم ،هر جفتمون عاشق هم شدیم خیلی همو دوست داشتیم ،همه چی عالی بود ،من عشقه اولم بود ،ولی اون یبار قبلا عاشقه کسی بوده ،انقد منو دوست داشت که همیشه چه شعرای عاشقانه ای مینوشت ..ولی یهو بهم گفت تموم کنیم من التماسش کردم که ترکم نکن بعدش اون گفت مجبوره بخاطره خودم ،میگفت مریض قلبی گرفته ،میگفت یه ادمه مردنی رو میخوای چیکار …ولی من موندم باهاش چون دوستش داشتم ..ولی بعد یکماه یهو گفت دیگ مزاحمم آرامش تنهاییم نشو ،برو ..گفت هر حرفی که میزنه به یاده گذشتش میوفته ،گفت فک میکرد میتونه فراموش کار بشه اما نشد ،بعد کلی بهم توهین کرد و منم هی التماسش کردم که بدونه تو نمیتونم ..ولی اون تصمیمشو گرفته بود بهم گفت دارم بهت لطف میکنم بعدا میفهمی …بعد این ماجرا چند بار پیام دادم جواب نداد …و من هر روز داغون تر میشم ،براش چهرشو کشیده بودم ،بهم گفت پارش کنم گفت نمیخوادش …منو کشت ..حالا شما کمکم کنید دوستم داشت ؟یا اینکه بخاطره مریصیش فداکاری کرد ؟یا اینکه به فکر عشقه قدیمیش افتاده ؟دارم دیوونه میشم من باورش کرده بودم ،عشق و تو چشاش دیدم ولی راحت ازم گذشت ..آخه مگه میشه آنقدر راحت …کمکم کنید خواهش میکنم سریع جوابمو بدید من چیکار کنم ؟برمی گرده ؟یا خودم دوباره برم سمتش با وجوده اینکه غرورمو له کرده ؟

  73. از مدیر سایت و دوستان تقاضا میکنم کمکم کنید چرا یهو اینجوری شد ،من که گفته بودم دوسش دارم ،نکنه ازم خسته شده بود …آخه مگه میشه یهو آدم از عشقش دل بکنه …با وجوده این که براش پیام فرستادم دارم میمیرم ،رفتم بیمارستان ..بازم جواب پیامو نداد ،حتی بلاکم کرده تو مجازی ….ینی عشقش دروغ بوده ؟یا واقعا بخاطره خودم که آیند م خراب نشه اینکارو کرد …چرا من سردرگمم ،چرا قلبم باور نمیکنه که اون دوستم نداره ،دل میگه دوست داره ولی عقلم میگه اگه دوستت داشت ولت نمیکرد ..لطفا جواب بدید

  74. پس چرا راهنماییم نمیکنید ،من دارم دق میکنم

    • سلام بهار جون عزیزم انقدر خودتو اذیت نکن اول از همه مطمین شو که واقعا مریضه یا نه چون بعضی ها از این فیلمها بازی میکنن که طرف مقابلو از سر باز کنن جریان منم همین بود همش میگفت به خاطر خودته به خاطر ایندته تو حیفی من لیاقتتو ندارم و این حرفا اخرم توهین میکرد دعوا میکرد میرفت باز برمیگشت میگفت این کارارو میکردم ازم متنفر شی منم باز خر میشدم ان شاالله که واسه شما اینطور نیست پس تحقیق کن خبرشو بده

      • سایه جون ممنونم ازت ،اگه زود جوابمو بدی ممنون میشم ،از کجا باید بفهمم راست میگه یا نه ؟راستی قبل از جدایی قرار بود یه کلاسه ترم جدید رو با هم برداریم ،من فک کردم دیگ این کلاسو برنمیداره ،اما برداشته ..ینی این هفته که جلسه ی اول مهر بود وقتی سرکلاس دیدمش تعجب کردم چون میدونست من این کلاسو برمی دارم خب اگه میخواست همدیگرو فراموش کنیم چرا این کلاس و برداشته ؟وقتی دیدمش قلبم شروع کرد به تپیدن و رنگ و روم پرید ،من الکی میخندیم اونم نگام میکرد ولی جلو نیومد فقط نگاه میکرد ،ولی من دوباره داغون شدم …راستش تصمیم گرفتم نقاشی که براش کشیدم بهش بدم به نظرت کاره درستیه ؟ من چیکار کنم که خودش برگرده ؟میخوام باهاش حرف بزنم به نظرت من برم جلو به بهانه ی دادن نقاشیش باهاش حرفم بزنم ؟یه وقت ضایع نکنه ؟تروخدا راهنماییم کنید این که هر هفته ببینمش ولی دور باشم نمیتونم تحمل کنم مریض شدم …اینم بگم مطمئنم اونم دوستم داره ینی حسم میگه و اینکه اصلا اهل خیانت نیس میدونم با کسی نیست ،تا دیر نشده راهنماییم کنید ؟؟

  75. عزیزم بهار جون به نظر من خودت جلو نرو یا یکی از دوستاتو بفرست یا با یکی از دوستاش حرف بزن اگه اینا جواب نداد مرحله اخر خودت باهاش حرف بزن میفهمم چی میکشی میدونم خیلی خیلی سخته ولی مطمین باش کسی ادمو بخواد واسه رسیدن بهت همه تلاششو میکنه و نمیتونه دوریتو تحمل کنه یه کسایی رو میشناسم که واسه رسیدن به دختر ه حتی از خونوادشون گذشتن یه جوری ته قضیه رو در بیار که مریضه یا نه از دوست و خانواده و زندگی دکت ری که میره ازش بخواه که مدارک پزشکیشو نشونت بده

  76. کسی نیس راهنماییم کنه ؟؟

    • همه هرچی میکشیم از بی ایمانی میکشیم. اگر با نامحرم ارتباط بر قرار نمیکردیم هیچکدوم از این مشکلاتو نداشتیم. ما ایمانمون ضعیفه. وقتی زندگیمون گند میخوره توش اونوقت یاد خدا می افتیم. ما اگ همون اول ب خدا توجه کنیم ن دلمون میشکنه. ن ناراحت میشیم. ن بهمون خیانت میشه. ن…

  77. بهاره جون مطمئن باش اگه ی پسر دختری رو واقعا دوس داشته باشه تا پای مرگش تنهایش نمی اره.بعد اگه واقعا مردنی بود که دیگه قید دانشگاه شو میزد بنظرم جلو تری بهتره وقتی نخوادت با قدم گذاشتن به سمتش فقط خودتو کوچیک میکنی مطمئن باش اون از منو تو سالم تره

  78. بعد از 6ماه که فراموشش کرده بودم باز اومد تو زندگیم بهش اعتماد کردم ولی بعد از فقط چند روز که گذشته بود دیشب بی دلیل رفت خدایا چرا؟

  79. سلام دوستان بصورت کاملا اتفاقی مطالب شمارو خوندم خوشحالم که مکانی رو برای درددل کردن و مشورت دارید امیدوارم همیشه بهترین ها نصیبتون بشه من توی تمام غصه هام به خودم میگم این نیز هم بگذرد و مهم تر از این؛ خدا ناظر و شاهده حتی اگه من و شما اعتقاد نداشته باشیم به وجودش ، اون حواسش به ما هست یقین داشته باشید خدا جواب دل شکسته رو میده همونطور که تقاص دل شکستن و عدم وفای به عهد و قول و قرار و همینطور خیانت رو میده

  80. باورتون میشه بعد از7 ماه فهمیدم کسی که دوستش دارم زن داره و زنش 7 ماه باردار
    دنیا رو سرم خراب شد.ابروم اعتبارم عفتم رفت
    کلی باهام بازی کرد .بهش وابسته شدم .با داداشم با خونوادم صحبت کرد وای باورم نمیشه من چطور فریب خوردم؟قصد جونمو کردم اما نمردم. از منم بدبخت ترم هست ؟

  81. سلام به همه عاشقات گلم من محمدم .عاشق یک نفرشدم ازدنیای مجازی خدایش خانواده خوب بودن محجبه وباب دلم من همیشه ازخراسان شمالی هرماه یاچندوقت میرفتم شهرشون که زاهدانه فقط ببینمش بگم دوست دارم من میخوامت اونم منومیخواست مامانش وتوجریان گذاشت که اومدم زاهدان باهم توشهرشون کمی دورزدیم تاکه ظهرشدمامانش تعارفمون کردبراناهارفقط مامانش جریان مارومیدونست چون من نیتم فقط ازدواج وتشکیل زندگی بودهمه چیزخوب بودفقط ابجیم این وسط ناراضی بودبرادوری راه ودخترمجازی تااینکه دست دست کردن خانوادم بابای دختره هم که مامانش توجریان گذاشته بودقضیه مارو فهمیدماخوب بودیم حتی مامانموبردم خونشون تااشناشن باهم خانواده هابابام فوت کرده .مارفتیموخلاصه اشناشدیموقرارشداوناهم بیان شهرمون که اومدن چون مامانم کربالارفته بودبرادیدنشواشناشدنمون اومدن خونمون ولی ابجیم نیومدببینتشون خالمم بودخونمون همه سردبودن باهاشون منم که اعصابم خوردشدقضیه روهی بازمیکردم وخانوادم ساکت بودن مامانم حرفی نداشت من به خاطرابجیم ازدستش دادم باباشم که بابی میلی خانوادم البته خالم مواجه شدبعدرفتن به دخترشووهمسرش گفت من دیگه دخترشهردورنمیدم من موندمویک دل سیاه ولی الان بایکی دیگه عقدکردم که هیچ حسی ندارم بهش فقط همش عشق اولم جلوچشامه منوراهنمایی کنیدبه همسرم دل ببندم خیلی سردم خیلی

  82. منم 5 سال با یکی دوست بودم، اوایل قصدمون فقط دوستی بود، تا اینکه حرف از ازدواج و رسیدن بهم میزد، همین حرفاش باعث شد که من بهش وابسته بشم و آیندمو با این فرد تصور کنم…. ولی تا چند هفته پیش بود که گفت نمیشه ما به هم برسیم. خیلی راحت همه چیو انکار کرد، مگه میشه آدم به این راحتی دل طرفشو بشکنه !!! دنیا رو سرم خراب شد، حال خوشی ندارم…………… کمکم کنید…

  83. نرگس اشتباه کردی که وابستش شدی سعی کن ارامش قبلی توبه دست بیاری اون حتماچیزدیگه میخواسته یابهترازتوروپیداکرده توفقط بایدخاطراتتوکناربزاری بشی ادم پاک ودیگه به کسی اعتمائنکنی برادوستی

  84. عمرا اگه دیگه به کسی اعتماد کنم! این اولین و آخرین تجربه دوستیم بود خاطره تلخی برام ساخت، یه تجربه بسیار تلخ که شاید به سختی بشه فراموشش کرد….. به نظرتون خدا جواب دل شکسته رو میده؟ اصلا حال و روز خوشی ندارم…. چه راحت وابستم کرد و تنهام گذاشت و رفت……………………

    • ان شالله خدابزرگه غصه نخورادم هامیان میرن یکی تودل بزویکی نه مهم خدوتی اونی که واقعامعرفتش بیشتره یادوست داره انتخابش کنی خداپناه دل بی کسی وتنهاست باخداباش اصلابگوخداجون مهم تویی که دارم توخانوادم نگران نباش تونیتت خوب بوده اون تنهات گذاشته حالاپاشوبرونفس عمیق بکش هرچی ازش داری دوربریزحتی شده خاطرات قشنگتوادم هاهمینن به خدامیام واستش میشی تنهات میزارن این دنیاجای عاشق شدن نیست بایدمحکم باشی من هزارتادردوتحمل کردم الانم فقط امیدم خداست اگه به حرفام فکرکردی تصمیماتوبگیربرام پست بزار

  85. به حرفات فکر کردم، تصمیمم گرفتم که خودشو خاطراتشو فراموش کنم. ولی هرکاری میکنم نمیتونم ببخشمش!! واگذارش میکنم به خدا. چون ظلم بزرگی در حقم کرد، شاید سالهای سال طول بکشه که من دوباره بشم همون دختر پر انرژی و شاد سابق…………

  86. یه سوال: می خوام بدونم این پسرا از این نمی ترسن که ممکنه آه و نفرین یه دختر تا آخر عمرشون باهاشون باشه که به این راحتی وارد یه رابطه دوستی میشن و با حرفا و نقشه های شوم دخترو وابسته میکنن و به راحتی هم ازش میگذرن!!!! واقعا نمی ترسن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • نرگس خانم این حرفو نزنید در مورد پسرا….خیلی وقتا آدما نمیدونن چی میشه…من خودم یه پسر هستم با اعتقادات متوسط مذهبی…یه دختر آزاد و شیطون و تقریبا لاییک تو دانشگاه عاشقم شد…خیلی جسور بود…مثلا گیر میداد که منو باید ببری بیرون…من تجربه نکرده بودم اما بهش گفتم شنیدم این رابطه ها آخر وابستگی و شره…اما گفت با خودم…من ساده هم قبول کردم…خیلی کم همو میدیدیم چون من فارغ التحصیل شده بودم…بالای ده بار رابطرو کات کردم اما کوتاه نمیومد و خواهش میکرد…دلم میسوخت…جالب بود که میگفت با همین تفاوتامون ازدواج کنیم!!!…میگفتم عاشقی کوری نمیفهمی…شروع کرد نماز خوندن…هر چند میدونستم احساسیه…باید چیکار میکردم؟!!!…. خیلی کمکش کردم…پایان نامه…کارشو جور کردم…البته کارش خواست خدا بود و من وسیله….شاید باورتون نشه تو این سه سال دستمم بهش نخورد….خیلی رعایتش کردم که وابستگیش کم شه… خودش میگفت میدونم باهام ازدواج نمیکنی ولی تا شب خواستگاری رفتنت جواب تلفنامو بده!!!!…مونده بودم چیکار کنم…از طرفی هم میدونستم که با یه پسر دیگه در ارتباطه در حد دوستی ساده…حتی پسره دو بار جلوی خودم اومد اون شهری که ما درس میخوندیم تا ببینتش….آخرم کارمو کردم…محکم واسادم گفتم تا هر وقت کمک بخوای کنارتم اما خواستگاراتو رد نکن…ما نمیتونیم ازدواج کنیم…خیلی متفاوتیم…یکی از همکاراش ازش خواستگاری کرد…به من خبر داد…گفتم تو چه مرحله ای هستی گفت فقط خواستگاری…گفتم منم الان میخوامت…گفت تو دیگه نه…گفتم باشه…با آرزوی خوشبختی کشیدمن کنار…خوشحال بودم داره خوشبخت میشه…فرداش بهم پیام داد به بهونه تبریک یکی از اعیاد مذهبی!…گفتم این منو میخواد…خانواده رو فرستادم جلو…دو هفته ما رو اذیت کرد…تا آخر جواب منفی تحقیرآمیزی بهم داد…پشت تلفن بهم میخندید…یادم نمیره…بعدها فهمیدیم که از چندماه پیش با اون پسره بوده و حتی خانواده هاشون صحبت کرده بودن….به قول روانشناس تو عاشقش نبودی و به درستی تمام تلاشتو کردی که رو آیندش تاثیر نذاری…اما اون با یه نقشه تمام تلاششو کرد تا من شکست عشقی رو تو یه ماه تجربه کنم…موهای صورتم تو دو ماه نصفش سفید شد!!!…ده کیلو تو دو ماه مک کردم…به قول روانشناسم میگفت تو بدشانسترین بیمارم هستی…آش نخورده و دهن سوخته… من چرا باید تاوان بدم؟…از روز اول گفتم ما نمیتونیم ازدواج کنیم….جالبه خیلی هم نترس بود…اصن نمیترسید که من برم سراغ نامزدش و از گذشتش با خودم بگم…چه دشمن قابل احترامی داشت…خوش بحالش…جالبه هنوز سر نماز دارم برای خوشبختیش دعا میکنم…چقدرم سعی کرد با نشون دادن شرایط شغلیش و زندگی بالاشهرش تو تهران دلمو بسوزونه…ظاهرا پسره پولدار بود…حالا هم به امید خدا نشستم….آش نخورده و دهن سوخته….سوختم توی یه نقش دخترونه…روزی که دید گزینه بهتر داره بجای اینکه به من بگه منو نگه داشت تا روز عروسیش تا داغونم کنه

      • آقای MMM من منظورم این بود که وقتی پسری وعده و وعید ازدواج به دختری میده، یا طوری رفتار میکنه که انگار دیگه هر دوتاشون به هم تعلق دارن و بعد از کلی وابستگی ایجاد کردن راحت آخر سر میگن نه ما به درد هم نمیخوریم… برو دنبال زندگیت…..یعنی کاملا برعکس قضیه شما..
        شمارو نمیدونم ولی من طرفمو واگذار کردم به خدا، دلمو بدجور شکست.. هنوزم که هنوزه وقتی تنهایی راه میرم اشکام ناخودآگاه سرازیر میشه… هنوزم نتونستم حال عادی و روزای قبلمو به دست بیارم.. فقط در یک کلمه خرد شدم، شکستم……..

  87. نرگس پسرها هوس بازن به خداهرجورهم بهترین باشی بازم هوس برمیدارتشون اونااگه معنی عشقوبفهمن نمیرن ازوابستگی دخترجای دیگه توفقط دعاکن خوده خودت بشی

  88. فکر نمیکردم به این راحتیا بتونم فراموشش کنم ولی وقتی به خودم گفتم که چنین آدم پستی ارزش اینو نداره که درگیرش بشم راحت تونستم خودشو خاطراتشو مثل تفاله از ذهنم بندازم بیرون…. دل شکستن حق الناسه، اگه منم بخوام ببخشمش خدا ازش نمیگذره، هرچند منم واگذارش کردم به خدا فقط همین……

  89. سلام.8 سال پیش شب شام غریبان یک دختر که فامیل بود خودش کاری کرد که کم کم بهش دل بستم و عاشقش شدم اونم عاشق من شد و 2 سال با هم بودیم ولی یک دفعه ولم کرد و ازدواج کرد. الان 6 سال میگذره و حال من خوب نمیشه تو این 6 سال به هیچ کی دل نبستم. شبا تا دیر وقت زیر پتو گریه کردم خودمو داغون کردم ولی اون براش مهم نیست حالا جلوم راه میره با شوهرش و بچه ولی من هیچ وقت زندگیش رو خراب نکردم ولی خیلی عذاب میکشم خیلی.

    • میبینی که تنها کسی که ضرر میکنه شمایی و اون دختر داره زندگیشو میکنه؛ برای فراموش کردنش فقط یه کم اراده میخواد بخدا کاری نداره، به زندگی آیندت فکر کن نباید آیندتو با فکر و خیال خراب کنی، اون داره بی خیال زندگی میکنه پس توام بیخیال اون باش و زندگیتو بکن …… 6 سال کم نیست.

  90. بچه ها بیاین یک گروه بسازیم توتلگرام گروه ناکامها نرگس احسان تموم بچه هاشمارتونوبزاریدگروه درست کنم دعوتتون کنم دانیال شمارتوبزاربرام باهات حرف دارم دانیال

  91. ببخشید دوستان من اتفاقی آمدم اینجا و دیدم همه ناراحتن و منم غمم رو نوشتم ولی نمیخوام با کسی در مورد اتفاقاتی که برام افتاد صحبت کنم. بلاهایی که سرم آمد . من بین دوستام از همه شادتر بودم ولی الان رابطم با دوستام هم کم شده.

  92. من یه زن متاهلم که 14 سالگی به زور با کسی که دوسش ندادم شوهرم دادن من و اون هیچ نقطه مشترکی باهم نداشتیم اما اون دوسم داشت هر کاری کردم نتونستم عاشقش باشم اما باهاش کنار اومدم تا اینکه 3 سال پیش با یه پسر که از خودم کوچیکتره اشنا شدم خیلی بش گفتم بره دنبال کارش من متاهلم و نمیتونم اما از رو نرفت چن ماه من هی پس زدم اون اومد اما بلاخره قبول کردم سه سال واقعا عاشقش بودم خیلی دوسش داشتم با اینکه لزم کوچیکتر بود و 20 سالش اما واقعا درکم میکرد حرفامو قبل اینکه بگم میفهمید مث یه روح تو دو تا جسم بودیم تو این مدت خیلی خواستم باهاش کات کنم فقط بخاطر عذاب وجدان اما نشد خیلی وقتا اون نمیذاشت منم دوسش داشتمو نمیتونستم.. چن بار کاری کرد که دلم ازش بشکنه اما نمیدونم چرا هیچ وقت دلم ازش نمیشکست شاید واقعا از عشق بود سال دوم عید بلایی به سرم اورد که خودش روی برگشت نداشت اما من نتونستم دوریشو تحمل کنم و برگشتم وبخشیدمش خودش خیلی شرمنده بود تا اینکه تو تلگرام فک کرد دارم بش خیانت میکنم اما بخدای احد و واحد من بش خیانت نکردم همینکه داشتم به شوهرم خیانت میکردم برام کافی بود اما اون باور نکرد و دست روم بلند کرد منو خیلی زد اونم روز تولدم جوری که سر و صورتم سیاه و کبود شد .. یادم رفت بگم دوماهی میشه فهمیدم شوهرم چن ساله که با یکی دوسته حتی قبل ما…
    با اینکه منو زده بود اما هنوزم دوسش داشتم هی تهدیدم میکرد اما من عاشقش بودم نمیدونم چرا همه دلم و باخته بودم .. خدااایاااا تقدیر من چقدر بده…. بعد براش قران و بردم و قسم خوردم که بهش خیانت نکردم فبلش هر کاری کرده بودم باورش نشده بود.. اما نمیدونم چطور یهو باور کرد و برگشت اما شرط گذاشت که باهم سکس داشته باشیم… من هیچ وقت قبول نکرده بودم باهم رابطه جنسی داشته باشیم… ایندفعه هم قبول نکردم اما وقتی زیاد اصرار کرد گفتم باشه اما باید صبر کنه از شوهرم طلاق بگیرم اونم اول قبول نمیکرد اما بعد قبول کرد.. فک میکردم شوهرم با مدارکی که از خیانتش داشتم طلاقم میده اما نداد..خیلی اصرار کردم هر حرفی که به ذهنم میرسید رو بش گفتم اما طلاق .نداد.. بخاطر بچه ام نمیخواستم کسی بدونه طلاق گرفتم.. شوهرمو راضی کردم بعد طلاق مثل یه کلفت تو خونش بمونم قبول نمیکرد اما با بخشیدن همه حقوقم قبول کرد
    اما به عشقم هیچی نگفتم میخواستم ببینم واقعا بخاطر سکس منو رها میکنه و میره اونم وقتی دید بدون طلاق زیر بار سکس نمیرم برا همیشه رفت… الان دو روزه که رفته اما داغونم… نمیتونم فراموشش کنم .. …الان نه اونو دارم نه زندگی خودمو.. هر چند عاشق شوهرم نبودم اما قبل اینکه با عشقم دوس شم زندگیمون بد نبود سعی کرده بودم باهاش کنار بیام و بش احترام قایل بودم.. از یه طرف خیانت همسرم از اون طرفم رفتن عشقم… یعنی بد داغونم..

  93. فقط منتظر بودم بیاد بگه مث قبل بی شرط دوست دارم اونکه میگفت بخاطرم میمیره….
    منکه زندگیمو پاش گذاشتم… الان موندم دنبال بحث طلاقمو بگیرم یا نع… اصن نمیدونم برمیگرده یا نع برام یه اهنگی گذاشته …
    هر جا رو نگا میکنم یادش میافتم هر لحظه …
    سخته میدونم همه میگن حقته تا تو باشی خیانت نکنی… اما زندگیم تو بچگیم تموم شده بود با اومدن اون احساس میکردم زندم ادمم و عشق چقدر قشنگه… اونم دوسم داشت یعنی عشق اون بود منو عاشق کرد… سختمه … نمیخوام بش بگم و اون برگرده میخوام مث قبل بام بمونه و فقط برا خاطر خودم بمونه … اینا رو اینجا نوشتم .. چون دیگه دلم داشت میترکید… قضاوتش با خدا… ای خدا یعنی حق من از زندگی همین بود… نمیدونم چیکار کنم … بعد خیانت همسرم فقط بخاطر بچه م بود که تحمل میکردم زندگیمو… همیشه بم میگفت طلاق بگیر باهم ازدواج کنیم.. از حرف مردم و اینده بچم ترسیدم.. الان اینجوری شده نه زندگیم برام مونده نه عشقم…
    13اردیبهشت91 ..تا.. 13 ابان 94 چه زود گذشت…

  94. لعنت خدا بر کسی باد که به راحتی دل میشکنه….. چوب خدا صدا نداره، اینو مطمئن باشید….

  95. اره سخته ولی باید فراموشش کرد …………………………. باز هم آمدی تو بر سر راهم
    آی عشق میکنی دوباره گمراهم
    دردا من جوانی را به سر کردم
    تنها از دیار خود سفر کردم
    دیریست قلب من از عاشقی سیر است
    خسته از صدای زنجیر است
    خسته از صدای زنجیر است
    دریا اولین عشق مرا بردی
    دنیا دم به دم مرا تو آزردی
    دریا سرنوشتم را به یاد آور
    دنیا سرگذشتم را مکن باور
    من غریبی قصه پردازم
    چون غریقی غرق در رازم
    گم شدم در قربت دریا
    بی نشان بی هم آوازم
    میروم شب ها به ساحل ها
    تا بیابم خلوت دل را
    روی موج خسته دریا
    مینویسم اوج غم ها را
    دریا اولین عشق مرا بردی
    دنیا دم به دم مرا تو آزردی
    دریا سرنوشتم را به یاد آور
    دنیا سرگذشتم را مکن باور
    من غریبی قصه پردازم
    چون غریقی غرق در رازم
    گم شدم در قربت دریا
    بی نشان و بی هم آوازم
    میروم شب ها به ساحل ها
    تا بیابم خلوت دل را
    روی موج خسته دریا
    می نویسم اوج غم ها را

    باز هم امدی تو برسر راهم
    آی عشق میکنی دوباره گمراهم
    دردا من جوانی را به سر کردم
    تنها از دیار خود سفر کردم
    دیریست قلب من از عاشقی سیر است
    خسته از صدای زنجیر است
    خسته از صدای زنجیر است
    ———————————————————————————————————————————————- من بزرگ شدم نمی شناسی منو شایدم نه منو یادته هنوز
    من همون همبازی بچگی هات که با هم بازی می کردیم شب و روز
    وقتی با هم می دوییدیم تو کوچه خیلی دوست داشتم تو تندتر بدویی
    که واسه خنده آوردن رو لبات بتونم بگم برنده مون تویی
    می دونستم تو کجا قائم میشی اما خب می باختمو عالمی داشت
    من بجات چشم میزاشتم آخه شبا چشمام از دوری تو چشم نمی ذاشت
    غروبا که بازیمون تموم میشد گریه میشد سهم من فقط همین
    تو خونه ازم می پرسیدن چته ، می گفتم هیچی نیست خوردن زمین
    باز به شوق اینکه فردا پیشمی می شمردم همه لحظه لحظه شو
    راضی بودم حتی وقتی پیشمی چشم بزارمو بگم قاییم بشو
    اما خب حالا کجا قاییم شده همبازیت بغیر من مگه کی بود
    دیگه طاقت ندارم چشم بزارم آخه آستینای من خیس میشه زود
    اینقدر چشم گذاشتم رو این دیوار داره گوشه آجرهاش می پره
    اگه برنگردی مطمئن میشم قلب تو از این دیوارم سنگتره
    دیگه بازی بسه من خسته شدم کاش بدونی تو دلم چه دردیه
    دیگه گم شدم تو دنیای خودم اگه پیدام نکنی نامردیه
    نمی گم بدم میاد بزرگ شدیم من هنوزم اون دوتا رو دوست دارم
    هنوزم به سادگی بچگی هنوزم من تو رو ۷ تا دوست دارم

  96. سلام خوبی هیچکس خیلی کارت اشتباه بودواون هدفش فقط سکس باتوبوده وتوبه خاطرش ازهمه چیزگذشتی حالاچی مونده برات جزیک دل یک بچه که همه چیزتویک شبه به باددادی حالاخداروشکرکن که خدادوست داشته نزاشته بیشترتوکارخلاف بیفتی

  97. سلام رسم زندگی
    حرفات خیلی آرومم میکنه؛ توروخدا برام بنویس چیکار کنم هنوز بعد از سه چهار هفته حالم خوب نشده؛ هر کاری میکنم نمیتونم ببخشمش؛ حرفاش مدام تو گوشمه؛ فکر میکردم فراموشش کردم ولی فکرش همش تو ذهنمه هر چند که خودم نمیخوام بهش فکر کنم ولی نمیشه…… نمیشه….. واگذارش میکنم به خدا اینو روزی هزار بار میگم پس چرا خدا صدامو نمیشنوه………..

  98. خدا
    خدا
    خدا

    یادمه یه روز یه جایی،گفتی عاشقی عزیزم.گفتی که

    بعدتو هرگز واسه هیچکی اشک نریزم غریبه ی عزیزم

    دارم به پات میسوزم.

    چرا گذشتی از من رفتی سیاهه روزم

    بیا برگرد پیشم که بی تو من هیچم

    ساده قسم میخوردم واسه چشای نازت

    حالا دیگه گذشتم از اون همه نیازت

    اره عاشقم عزیزم اینو تا ابد میخونم

    میدونم که بی تو حتی یه نفس هم نمیتونم…

    خدا

    خدا

    خدا

    عزیزم

    بدون تودنیا عذابه واسه من.میدونی که بودنت یجور نیازه واسه من

    عزیزم,

    ازوقتی رفتی دارم از غصه میمیرم میدونم برنمیگردی تاکه دستاتو بگیرم

    خندهات خیلی قشنگه نمیخوام بخندی با اون

    بیا برگرد عزیزم بی تو باز اشک میریزم

    اگه نباشی پیشم میدوونم دیوونه میشم
    ================================================================ بین منو تو فاصله ست الهی من فدات بشم
    اندازه ی من بگو کی دوستت داره خداییشم
    خاطره های بد منم حرفای ناگفته منم
    اون که میخواد بمیره از دوری تو فقط منم
    نکنه که این جدایی ها باعث شه منو خط بزنی
    به خدا هنوز دوستت دارم هنوزم توی قلب منی
    به خدا اگه ببینمت یک بار دیگه ببینمت
    این بار میگم عاشقتمو عمر منی عمر منی
    میگم بهت هر چی مونده توی دلم
    تا کی باید از غم تو یک گوشه تنها کز کنم
    تا کی باید گرمی دستاتو توی رویا حس کنم
    تا کی باید فاصله ها قلب منو برنجونه
    تا کی باید فکر جدا شدن منو بترسونه
    هر چی میخوام عشقمو ثابت کنم انگار نمیشه
    عاشقتم اینکه دیگه تو چشم من انکار نمیشه
    نکنه که این جدایی ها باعث شه منو خط بزنی
    به خدا هنوز دوستت دارم هنوزم توی قلب منی
    به خدا اگه ببینمت یک بار دیگه ببینمت
    این بار میگم عاشقتمو عمر منی عمر منی
    ================================================================ الهی لال بشی که دیگه اسمشو نیاری
    به خاطرت ترکـــ کردم کشیدم خماری
    بستم خودمو به این تختـــ خوش باش فکر منم نکنی یه وقت
    غصه نخور من قرصامم خوردم پاک بودی ولی اومدن بردن
    اومدن بردن جایی که نباید میرفتی
    عین خیالتم نیستــــ که انقد ریلکسی
    بی وجدان نفسم داره میگیره
    بی وجدان بگو دستاتو نگیره
    بی وجدان دعا کن بمیره
    بی وجدان مَرد نیست انتقام نگیره
    حقشو از تو نه از خدا میگیره
    خدا نمیبینی چطور داره خودشو میگیره
    همونایی که ازم میترسیدن از پشت فرو کردن هی خندیدن
    بخندین به این حالو روزم
    بخندین اگه تنم رفتــــ زیر سوزن
    اگه زخمامو دارم با سیگار میدوزم
    سمتم نیایین که میخوام بسوزم

    ظالم چطور ظلم کردی به من
    منی که آزارم به مورچه نرسید
    شبا خوابـــ میبینم که دارم دستاتو میگیرم
    ولی تو همش داری میگی میرم
    یه شب که داشتم خوابتو میدیدم
    تا چشامو وا کردم از خواب پریدم، دیدم که مادرم داره اشکـــ میریزه
    بهم گفت یه دختر انقدر عزیزه
    بهش گفتم مادر هی اشک نریز زجه زدنامو تو خواب هیچوقت ندید
    دارم میرم کنار عشقم بیدار شدم به خدا حالم خوبه امشب
    من بیچاره ترم از اونی که فکر کنی
    مادر قول دادم بهش میشه درکـــ کنی
    عشقم اومدم… دیر نکردم که امشب اومدم

  99. سلام نرگس خانوم ممنون ازت توبایدبلافاصله که یادش اومدتوذهنت خودتوبزن به فکربی محلی هاش بگوبه خودت چرابایدبیادبه فکرم من که تااخربراش کم نزاشتم اون بایدشرمنده من باشه نه من شرمندش شم نرگس توخیلی خوبی که خدادوست داشته امتحانت کرده بی محلی زیاده نامردی زیاده تودلتوبستی به کسی که نامردانه رفت به خودت بگوخداجون من اشتباه نکردم دل دادم هنوزم عاشقشم ولی خودت شاهدبودی بین ماچی پیش اومدیک عشق یک طرفه خداارام بخش دلهاست توخداروتوزمان اومدن تویادت صدابزن بگوکه حق به حق دارمیرسه نرگس توپاکی پاک.نرگس توبایدسرتوبالا بگیری یادش خاطراتشوتوذهنت تصورنکن بزارهمیشه هرجاهست شرمندت شه فقط ازخودت دورش کن خاطرات میان میرن این قلبه باخاطرات داغون میشه نزارقلبت داغون ترشه حیف قلبت درگیراین خاطراته

    • ممنون. من فقط واگذارش کردم به خدااااااااااااااااااا…….. چون اون فکر ازدواج رو توس سرم انداخت؛ حالام خوبیش به اینه که ما توی دو شهر مختلفیم یعنی دیگه ریختشو نمیبینم فقط باید تا میتونم خاطراتشو از خودم دور کنم….. خدایا خودت کمکم کن…. برام دعا کنید.

  100. بی تو در خلوت شب ناله می کرد دل من

    با هر ترانه از تو خوندن گریه میکرد دل من

    دیگه تنها تر از این نمیشه باشم میدونی

    سخته برام از تو جدا شم میدونی

    ب دلم وعده دادم که چشات مال منه

    بخدا دوستت دارم این دیگه حرف آخره

    ه ه ه ه

    گریه وغم وای چه سخته برای من بی تو می میرم

    دونه دونه اشکهای من مثل بارونند بی تو می بارند

    چشم های من انگار فقط تو رو می بینند بی تو می میرند

    گریه نکن همه چی زیباست آخر قصه چه زیباست خدانگهدار

    خدانگهدار خدانگهدار

  101. وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیر وای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیر خسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته ام در حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره ام همه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پر از اشک شده و عین خیالم نیست ، عادت کرده ام دیگر…. عادت کرده ام از همنیشینی با غمها ، کسی دلسوز من نیست قلبم رنگ تنهایی به خودش گرفته ، دیگر کسی به سراغ من نمی آید، تمام فضای قلبم را تنهایی پر کرده ، دیگر در قلبم جای کسی نیست هر چه اشک میریزم خالی نمیشوم ، هر چه خودم را به این در و آن در میزنم آرام نمیشوم ، کسی نیست تا شادم کند ، کسی نیست تا مرا از این زندان غم رها کند دلم گرفته …. خیلی دلم گرفته…. انگار عمریست آسمان ابریست و باران نمیبارد… انگار این بغض لعنتی نمیخواهد بشکند… وای از دست چشمهایم ، وای از دست اشکهایم… آرزو به دل مانده ام ، کسی در پی من نیست و خیلی وقت است تنها مانده ام نمیگویم از تنهایی خویش تا کسی دلش به حالم بسوزد ، نمیگویم از غمهای خویش تا کسی دلش به درد آید من که میدانم کسی نمینشیند به پای درد دلهایم ، اینک دارم با خودم درد دل میکنم… دلم گرفته ، رنگ و رویی ندارد برایم این لحظه ها ، حس خوبی ندارم به این ثانیه ها میدانم کسی نمیخواند غمهایم را ، میدانم کسی نمیشنود حرفهایم را ، حتی اگر فریاد هم بزنم کسی نگاه نمیکند دیوانه ای مثل من را…. میدانم کسی در فکر من نیست ، تنها هستم و کسی یار و همدمم نیست ، میمانم با همین تنهایی و تنها میمیرم، تا ابد همین دستهای غم را میگیرم

  102. بی وفایی کار هر دقیقته چی داری از من پنهون می کنی

    من که دونم منو دوس نداری چرا دوس داری باهام بازی کنی

    چرا دوس داری باهام بازی کنی

    چرا دوس داری باهام بازی کنی

    اشکامو پنهونی دارم می ریزم دنیا به کام تو برو عزیزم

    شاید بفهمی مثه من نمیشه فدای خنده های تو عزیزم

    یه عمری حرفات رو دلم لونه کرد دوسم نداشتی برو بی معرفت

    یادم نمیره با دلم چه کردی تنهام گذاشتی برو بی معرفت

    بی وفایی کار هر دقیقته تو نمی دونی فقط من می دونم

    تو بهم می خندی و من می شینم پای سجاده و نفرین می کنم

    پای سجاده و نفرین می کنم

    پای سجاده و نفرین می کنم

    اشکامو پنهونی دارم می ریزم دنیا به کام تو برو عزیزم

    شاید بفهمی مثه من نمیشه فدای خنده های تو عزیزم

    یه عمری حرفات رو دلم لونه کرد دوسم نداشتی برو بی معرفت

    یادم نمیره با دلم چه کردی تنهام گذاشتی برو بی معرفت

  103. به دلم مانده که یک بار از سوی تو محبت ببینم

    برایم آرزو شده که یک کلام عاشقانه، از سوی تو بشنوم

    به تو دلبستم ، من عاشقی دلشکسته هستم

    تا چشمانم را باز میکنم تو را یاد میکنم ، تا میخواهم چشمانم را بر روی هم بگذارم

    یاد تو نمیگذارد که آرام بخوابم، اگر هم شبی با آرامش میخوابم خواب تو را میبینم

    حتی دیدن تو در خواب نیز مرا عاشقتر میکند ، نمیدانم این دل دیوانه ام چگونه

    این لحظه های نفسگیر عاشقی را سر میکند

    به دلم مانده حالی از دلم ، احوالی از چشمانم بپرسی

    به خدا اینجا یک دل است که بدجور عاشق تو است،

    نگاهی به این طرف هم بینداز یک نفر است که بدجور به هوای

    دیدن چشمهایت از آن دور دستها به انتظار نشسته است

    اینگونه مرا نبین، دلم تنهای تنهاست ، فکر نکن مثل تو نیستم ،

    بیشتر از آنچه که فکر میکنی در حسرت یک لحظه محبت هستم

    به دلم مانده وقتی به چشمانت خیره میشوم ، عشق را از اعماق چشمانت ببینم

    به دلم مانده وقتی صدایت را میشنوم ، عشق و علاقه را از اعماق صدایت حس کنم

    لحظه ای ، تنها لحظه ای به خودم بگویم که تنها نیستم و یکی را دارم …

    یکی را دارم که به یاد من است ، مثل من در انتظار دیدن من است،

    مثل من آرزوی شنیدن صدای مرا دارد ،

    مثل من دلتنگ میشود ، مثل من مرا یاد میکند، مثل من وقتی دلش میگرد

    دوست دارد با تو درد دل کند ، مثل من …

    راستش را بخواهی هر زمان که دلم میگیرد تو نیستی تا با تو درد دل کنم و آرام شوم

    به دلم مانده یک بار هم حرفهای مرا بشنوی ، عشق مرا باور کنی

    و مرا در آغوش خودت بگیری…

    به دلم مانده بر سر یکی از قول و قرارهایی که دادی بمانی ،

    در لحظه های سخت مرا تنها نگذاری…

    به دلم مانده بود تا بگویم آنچه دلم مدتها در حسرت گفتنش بود

  104. عزیزم دلم گرفته

    دلم برایت تنگ شده

    دلتنگ گرفتنه دستهای گرمت هستم

    دلتنگ بوسیدن گونه هایت هستم

    آنقدر دلتنگم که اینک آرزو دارم حتی یک لحظه نیز از راه دور تو را ببینم

    عزیزم دلم گرفته ، دلتنگت هستم

    کاش همیشه در کنارم بودی تا دلتنگی به سراغم نمی آمد

    کاش همیشه در کنارت بودم تا هیچگاه دلم نمیگرفت

    هیچگاه نفهمیدی چقدر به وجودت ، به آن آغوش مهربانت نیاز دارم

    هیچگاه نفهمیدی چقدر تو را دوست دارم

    کاش به سر میرسید ثانیه های دلتنگی

    کاش اولین ثانیه در کنار تو بودن فرا میرسید و هیچگاه نیز به پایان نمیرسید

    به یادت هست روز دیدارمان خیره به چشمانم شده بودی ، من هم غرق در

    چشمان نازنین تو بودم

    اینک دلم برای چشمانت یک ذره شده ، تو هم دلت برایم تنگ شده؟

    هنوز مثل قبل مرا دوست داری؟ هنوز برای دیدنم لحظه شماری میکنی؟

    هنوز وقتی در کنارم نیستی بیقراری میکنی؟

    طاقت دوری تو را ندارم عشق من ، مگر من جز تو چه کسی را دارم ، تو را دارم که

    دنیای منی

    خدایا این دنیای زیبا را از من نگیر

    دلم برای دنیایم تنگ شده دنیای من

    دلم گرفته ای دنیای من

    راستی خیلی میترسم! میترسم تو را از دست بدهم …

    میترسم دوباره تنها شوم ، دوباره همسفر غمها شوم

    بیا در کنارم تا آرام شوم ، بیا در کنارم تا دوباره خوشحال شوم

    بیا در کنارم تا دوباره دنیای زیبای خودم را از نزدیک ببینم

    عزیزم خیلی دلم برایت تنگ شده

  105. یک کلام ، اولین و آخرین احساس قلبم نسبت به تو … دوستت دارم!

    تو نیز گفتی مرا دوست داری ، اما دوست داشتنت دو روز است ،

    دیروز گذشت و آخرش امروز است!

    این من هستم که وفادار خواهم ماند ،

    این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند!

    این من هستم که آخرش میسوزم ،

    این تو هستی که میروی و من با چشمهای خیس

    به آن دور دستها چشم میدوزم

    این من بودم که سهم دیدارم با تو عشق بود ،

    این تو بودی که میگفتی از آغاز هم قصه من و تو دروغ بود!

    تو هر چه دوست داری بگو، اما من هنوز بر سر حرفم هستم ، دوستت دارم!

    خورشید بتابد یا نتابد، ماه باشد یا نباشد،

    شب و روز من یکی شده ، فرقی ندارد برایم ،

    همه چیز برایم رویا شده ، عشق تو برایم آرزو شده ،

    به رویا و آرزو کاری ندارم ،

    حقیقت این است که دوستت دارم!

    کاش تو نیز مثل من بودی ! مثل من عاشق ،

    بی قرار ، چشم انتظار ، در انتظار بهار

    کاش تو نیز حال مرا داشتی، هوای مرا داشتی…

    بی خیال میخواهی هوایم را داشته باش یا نداشته باش

    ، میخواهی به انتظار من باش یا نباش ، من دوستت دارم

    نمیترسم از رفتنت ، نمی بازم از شکستنت، نمیخندم و نمیگریم ،

    از این هیاهو و التهاب تنها یک احساس است که می ماند ، دوستت دارم!

    دوست داشتن تو دو روز باشد یا یک عمر مهم نیست ،

    مهم این است که من در این دنیا و آن دنیا دوستت دارم

    میخواهی باور کن یا نکن ، حس کن ، یا از آن بگذر ،

    اما قبل از گذشتنت لحظه ای صبر کن ،دوستت دارم …

    حالا هر جا که میخواهی برو

  106. پرسید بخاطر کی زنده هستی؟

    با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم

    داد بزنم : به خاطر تو

    بهش گفتم: بخاطر هیچ کس

    پرسید: پس به خاطر چی زنده هستی؟

    با اینکه دلم فریاد می زد به خاطر تو

    با یک بغض غمگین

    گفتم : به خاطر هیچ چیز

    ازش پرسیدم: تو به خاطر کی زنده هستی؟

    در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود

    گفت: بخاطر کسی که به خاطره هیچ زنده است

  107. عشق یعنی راه رفتن زیر باران

    عشق یعنی من می روم تو بمان

    عشق یعنی آن روز وصال

    عشق یعنی بوسه ها در طوله سال

    عشق یعنی پای معشوق سوختی

    عشق یعنی چشم را به در دوختن

    عشق یعنی جان می دهم در راه تو

    عشق یعنی دستانه من دستانه تو

    عشق یعنی مریمم دوستت دارم تورو

    عشق یعنی می برم تا اوج تورو

    عشق یعنی حرف من در نیمه شب

    عشق یعنی اسم تو واسم میاره تب

    عشق یعنی انقباض و انبساط

    عشق یعنی درده من درده کتاب

    عشق یعنی زندگیم وصله به توست

    عشق یعنی قلب من در دست توست

    عشق یعنی عشقه من زیبای من

    عشق یعنی عزیزم دوستت دارم

    یادم باشد امید کسی را از او نگیرم،شاید تنها چیزیست که دارد
    یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
    نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
    خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
    یادم باشد معجزه قاصدک ها را باور داشته باشم
    یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز می شود
    یادم باشد قلب کسی را نشکنم
    یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
    یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات
    یادم باشد سنگ خیلی تنهاست
    یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم
    مبادا دل تنگش بشکند
    یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست
    یادم باشد که ادم ها همه ارزشمندند و
    همه می توانند مهربان و دلسوز باشند
    به امید دیدار

    • سلام رسم زندگی……
      نه، حال و روز خوبی ندارم….
      کم آوردم
      خستم
      بریدم دیگه
      ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

  108. دمش گرم
    انقد اضافه کاری این اواخر داشت نمیشد جمش کرد
    رفت رابطه رو کمش کرد
    ولی باز دمش گرم
    وجودمو پر از تنش کرد
    گفت نمیخوامت من عشقم
    اوایل سخت بود برام ولی بعد افتاد از چشمم
    اولا خوب بعد تهش بد
    هی منو سرزنش کرد
    خدا میدونه این روزا با کیا میشه اون سرش گرم
    واسه دعوا میکرد سرش درد
    منو عاشق کرد بعدش رفت
    نمیدونم چیکار کردم که فکر رفتن به سرش زد
    من بی تو خستم نه نمیتونم اصلا
    رسما رو همه ی ادما چشامو بستم
    من با تو هستم
    پس ترکم نکن اصلا
    نمیدونم چیشد که یهو دلخور شدی از من
    شدم یه ادم شر
    که به خاطرش با همه شهر در افتادم و اخرشم
    همه جا نشست گفت ادمشم
    واسم سخته باورشم
    مریدشم تا تهشم
    اخه بهش قول داده بودم از زندگیش پا نکشم
    چون منو دوستم داشت
    قشنگ بود پوز خنداش
    یه زمانی تک پر بود حالا کل تهران دوستن باش
    بودم شب و روز همراش
    چشم ازم زود برداشت
    دل من غصه نخور گریه نکن خونسرد باش
    من بی تو خستم نه نمیتونم اصلا
    رسما رو همه ی ادما چشامو بستم
    من با تو هستم
    پس ترکم نکن اصلا
    نمیدونم چیشد که یهو دلخور شدی از من
    سر بزار رو زانوهات
    بازی کن با موهات
    بگو منو چی فرض کردی
    یه ادم هالو هاااا
    یه ادم خستم که نمیتونم واستم رو زانوهام
    انقده حرص خوردم که مو سفید پره لا موهام
    بگو چرا فروختی اخه
    منو به اون یارو هاااا
    کنار خوش میگذرونی ریلکس و اروم هااا
    ببین چیکار کردی با من که لنگ این دارو هام
    قرصای خواب اورم منو نمیکنه اروماااا
    من بی تو خستم نه نمیتونم اصلا
    رسما رو همه ی ادما چشامو بستم
    من با تو هستم
    پس ترکم نکن اصلا
    نمیدونم چیشد که یهو دلخور شدی از من

  109. سلام نرگس اگه خودت بخوای میتونی ولی خودت نمیخوای فکرشو نکن مشغول باش ی جا ک تو فکرت نیاد اهنگای شاد گوش بد برو بیرون با دوستات کاری کن شاد باشی تا فراموش بشه میدونم خیلی سخته واسته

  110. سلام نرگس توچراخودتودرگیرش میکنی اون شهردیگه خوشه شایدم بایکی دیگه همش فقط فکرش توسرته یکم عاقلانه فکرکن ببین داری باخودت چیکارمیکنی تواین دوروزه دنیاداری لاغرتروداغون ترمیشی بگوهمش به خودت چرا من بایدفکررش باشم اون بایددرگیرمن باشه توکلت به اون بالایی بهترین چیزوبرات درنطرگرفته

  111. سلام دوستان، ممنون از دلداریتون؛ شاید فکر کنید من دیگه زیادی دارم سخت میگیرم ولی احساسات و عواطف یه دختر با روحیات یه پسر از زمین تا آسمان با هم فرق میکنه؛ بعدشم 5 سال مدت کمی نیست که وابسته کسی بشی. شاید پسرا به راحتی بتونن یکی رو فراموش کنن و عین خیالشونم نباشه که 5 سال از عمر یه دخترو الکی هدر دادن و اونو وابسته خودش کردن، من تو این مدت موردهای خوبی برای ازدواج رو از دست دادم ؛ شب و روزم فقط توی فکر اون بودم، خیلی سخته که الان عشق و علاقه ای که در عرض 5 سال به وجود اومده رو بخوای در یه مدت کوتاه فراموش کنی……
    الان تنها چیزی که برام مونده حسرت و پشیمونی از هدر رفتن 5 سال از زندگیمه……
    خدا ازش نگذره، فریبم داد..

  112. نرگس جان عزیزم درکت میکنم نمیشه فکر نکرد نمیشه غصه نخورد نمیشه گریه نکرد یعنی کاری جز اینا نمیشه کرد این یه مرحله ای هستش که همه باید بگذرونن اینم بگم هیچ وقت فراموش نمیشه فقط کم کم واست عادی میشه تو ذهنت کم رنگ میشه منم این روزارو گذروندم بماند که چی کشیدم ولی با هر بدبختی که بود گذشت الان بازم بهش فکر میکنم ولی مثل قبل دیگه ناراحت نیستم دیگه گریه نمی کنم فقط خودتو بسپار به خدا و زمان امیدوارم این مرحله زود بگذره واست گلم

  113. لالالالا لالا گل پونه
    بیا که بدون تو دل خونه
    بیا که بدون تو تن خستم
    لبریز از حس جنونه

    لالالالا لالا گل لاله
    زندگی بی تو واسم محاله
    بیا از اون وقتی که رفتی
    این دل داره همش می ناله

    گریه شده کار من و
    غصه شده همدم من
    قطره ی اشک تو چشام
    شده شریک غم من

    خونه بدون تو شده
    مثل یه زندون سوت و کور
    من موندم و هق هق واسه
    خاطره های جور واجور

    بیا که با اومدنت
    تموم می شه درد های من
    بیا که وقتی تو باشی
    قشنگ می شه دنیای من

    لالالالا لالا گل پونه
    بیا که بدون تو دل خونه
    بیا که بدون تو تن خستم
    لبریز از حس جنونه

    لالالالا لالا گل لاله
    زندگی بی تو واسم محاله
    بیا از اون وقتی که رفتی
    این دل داره همش می ناله

    بدون که تو هق هق من
    جز غم دوری حرفی نیست
    بدون دلیل گریه هام
    جزبی تو بودن چیزی نیست

    برای من که عاشقم
    عشق همیشگی تویی
    اون که کنارش دل خوشم
    فقط تویی ،تویی ،تویی

  114. قرار شد دوسش دیگه نداشته باشم هم ب خودم قول دادم هم ب دوستام هم ب…ولی…..خیلی بده کسیو ک بخوای یادت بره هر روز کنارت باشه هر روز ببینیش….هنوز هم دلم میخواد هوامو داشته باشی با این ک میدونم با این ک همیشه پشتییبانم بودی ولی دلت ی جا دیگه بود… آره شاید تقصیر من بود ک حرف دلمو ب دوستم زدم، ولی دوست دارم فقط ب عنوان ی دوست بدونی ک تقصیر من نبود… کاشکی میومدی لااقل سرم داد میزدی تا منم بگم هرچی بوده…. سکوتت دیوونم میکنهههه بفهم لطفا…نمیدونم شاید دوستت راست میگه ظاهرت باباطنت یکی نیس شاید من اشتباه فک میکنم نمیدونم…حرفای پشت سرتو قبول نمیکردم کاشکی ی درصد حال اون روزای منو میفهمیدی…ولی نفهمیدی هیچ وقت… الان هم بخشیدمت

  115. ولی من نتونستم ببخشمش…….
    خدایا کمکم کن دلمو صاف کنم بتونم ببخشمش……..

  116. سلام گلای من میگم گل چون شما مثل گل قشنگید اگه نبودید دلتون نمیشکست دردو دلاتونو خوندم منم خیلی داغونم دوسال زندگیمو پای کسی گگذاشتم که لهم کرد من از همتون غمگین ترم 2سال من بخاطر عشقم قید همه چیزو زدم هیج جا نمیرفتم جز باخودش چون بددل بود باهمه دوستا ک فامیلا قطع رابطه کردم فقط و فقط اون تو زندگیم بود غرورمو میشکست باز دوسش داشتم همه چیزمو ازم گرفت حتی بکارت اما بازم دوسش داشتم آخرم بهم گفت ازدواج گرده من حتی از یه زن به شوهرش به اون وفادارتر بودم خانوادمو ازخودم رنجوندم به خاطرش باهمه جنگیدم اما اون تنها ولم کرد حالا حتی نمیتونم ازدواج کنم نمیتونم به خانوادم چیزی بگم چی بگم بگم کسی که کل زندگیم بود آیندمو ازم گرفت و رفت کی باورش میشه من عاشق بودم نه فاحشه

  117. اگه دردو دل منم خوندید کمکم کنید کارم شب و روز شده گریه اونقدر گریه کردم که چشمام تار میبینه سر دردای عصبی ولم نمیکنه شبا باقرص اعصاب میخوابم ولی حتی تو خوابم کابوس میبینم خواب میبینم خمه فهمیدن بکارتمو ازدست دادم تو خوابم همش گریه میکنم چندبار میخواستم خودکشی کنم درد من 2تاست هم عشقم رفت هم آبروم میره خیلی داغونم

    • نمیدونم چطوری بگم.ولی بدون منم مثل تو زندگیم از بین رفت.کسی رو که حتی از پدر و مادرم حتی از خدا بیشتر دوسش داشتم بعد 2 سال ولم کرد.بهم گفت هیچی یادم نمیاد.ببین هر کاری میکنی فقط یه کارو نکن اونم گریه هست.منم زیاد گریه کردم اینقدر که الان ناراحتیه قلبی دارم ولی گریه نکن.ازت خاهش میکنم.

  118. هیچ کس دردو دلامو نخونده چه بد….

    • سلام تنها جان. دردودلتو خوندم خیلی ناراحت شدم کاش نمیذاشتی کار به اینجا بکشه، که بکارتتو از دست بدی. باید مجبورش میکردی که حداقل بیاد خاستگاری و عقد میکردی که اون موقع پارگی بکارتت قابل توجیه بود بعدش میگفتی توافقی از هم جدا میشدید. یا من شنیدم که ترمیم بکارت هم توسط پزشکا انجام میشه اگه تونستی پیگیرش باش؛ یا راه سوم اینکه مجبوری راستشو به خونوادت بگی…..
      امیدوارم خدا یه راه حلی جلوی پات بذاره عزیزم….

  119. مرسی نرگس جان من مادرم مریضه نمیتونم راستشو بگم بگم حتما دق میکنه دور از جونش من از زیبایی وقد و اندام هیچی کم ندارم واسه موندنش هرکاری کردم به خاطر اینکه آبروم نره ولی اون در کمال نامردی ولم کرد خیلی حالم بده واسم دعا کن من هرروز گریه میکنم خدارو قسم میدم التماس میکنم کمکم کنه اما هرروز حالم بدتره هیچ اتفاق خاصیم نمیفته خیلی خسته ام

  120. مرسی نرگس جان من مادرم مریضه نمیتونم راستشو بگم بگم حتما دق میکنه دور از جونش من از زیبایی وقد و اندام هیچی کم ندارم واسه موندنش هرکاری کردم به خاطر اینکه آبروم نره ولی اون در کمال نامردی ولم کرد خیلی حالم بده واسم دعا کن من هرروز گریه میکنم خدارو قسم میدم التماس میکنم کمکم کنه اما هرروز حالم بدتره هیچ اتفاق خاصیم نمیفته خیلی خسته ام…

  121. سلام تنها خیلی کارت اشتباه بودکه تموم وجودتودراختیارش گذاشتی خیلی موقعیتت حساسه خیلی

  122. فقط برات دعا میکنم این تنها کاریه که ازم برمیاد، خدا ازش نگذره؛ راستی قول ازدواج بهت داده بود که مرتکب اون اشتباه شدی؟

  123. سلام رسم زندگی؛ شما حالتون خوبه؟ راستی رابطت با نامزدت بهتر شده؟ اون گناهی نداره نباید باهاش سرد باشی……

  124. این اتفاق یه دفعه ای افتاد بهتره بگم خفتم کرد منم هیچ کاری ازم برنیومد بخدا من دختر بدی ننیستم حتی نمازم قضا نمیشه باور کنید دوسال پاش نشستم واسه اینکه خوبیامو ببینه شاید دلش به رحم بیاد دانشجو بودم درسمو بخاطرش ول کردم مهندسی میخوندم شاغل بودم شغلمو به خاطرش ول کردم باهمه دوستامو اقواممم قطع رابطه ککردم همش تو تنهایی اشک ریختم همش تنها تو خونه بودم اون حتی به درد ازدواجم نمیخورد چون شکاک وبد دل بود ولی همه اینارو وقتی نشون داد که من همه چیمک باخته بودم من اونقدر سرزنده ب بودم ککه نگو اما از دو سال پیش منزوی و داغون شدم

  125. تورو خدا واسم دعا کنید رسم زندگی مرسی که ج دادی میدونم موقعیتم خیلی بده خیلی بد…باور کنید تنها کسی که بباهاش دوست شدم اون بود من میپرستیدمش بارها بهم زنگ میزد کلی حرف بارم میکرد من فقط سکوت میکردم و تهش بهش میگفتم مراقب خوودت باش عزیزم هیچکس اندازه من بدبخت نیست نمیدونی چه دردی داره وقتی همش نگرانی وقتی همش استرس داری وقتی فکر میکنی فقط یه ننگی تو خانوادت نمیدونید چه دردی ذاره وقتی داری از حرف خفه میشی اما نمیتونی باکسی حرف بزنی واسم دعا کنید بمیرم خیلی عذاب میکشم

  126. سلام نرگس سلام تنها .خداروشکرکه سالمین .تنهااین اسمی که گذاشتی خیلی باعث افت روحیت میشه اسم توعوض کن بزاروقتی بهش نگاه میکنی اونویادت نیاره من برات دعامیکنم که دوباره بشی همون دخترباخدانمازخون دوباره خوشی بیادکنارت غم هافراموشت بشه به جای غصه خوردن وسرزنش کردن خودت بروکمی توبه کن باخداخلوت کن بگوخداجون خودت میدونی که من به خاطردوست داشتن کنارش بودم سپردم دلموبهش وعشقش ولی عرضه منونداشت بهم صدمه زدخودت مرهم دلم باش خدابی جوابت نمیزاره این ومطمعن باش .

    • فکر میکنی اینارو نمیگم میگم من بارها و بارها اینا رو به خدا گفتم روزی نیست که گریه نکنم و نگم آرزوم شده بخندم آرزوم شده شاد باشم هرمحبتی که فکرشو بکنی بهش کردم دعا کن به آرامش برسم دکو سال زمان کمی نیست واسه هر شب وروز گریه کردن واسه استرس داشتن وقتیم که بود حالم بد بود ولی وقتی رفت بدتر شدم از خدا خواستم بخاطر آبروم اونو ازم نگیره با اینکه میدونستم کنارش خوشبخت نمیشم حاضر بودم به خاطر آبروم یه عمر بدبخت شم اما خدا اونو به نداد

  127. ممنونم که جوابمو میدید اون حتی دوستامم اازم گرفت هیچکسی رو نندارم که باهاش حرف بزنم ممنون بابت این سایت ممنون از همتون

    • سلام تنها
      میدنی لشکال کارت کجا بوده… زیادی دوسش داشتی
      وقای زیادی یکی رو دوس داشته بلشی .. دیگه همه کارایی که براش انجام میدی میشه وظیفه .. حتی گاهی طرف لز خوبیات زده میشه .. گاهی باید بد بود گاهی باید گفت که رنجیدی ازش .گاهی باید ول کرد و رفت حتی برا دو روز .. هنیشه باید کاری کنی که دل نگرون رفتنت باشه.. کسی که مطمئن باشه نمیری هر بلایی سرت میاره
      اما در مورد اینکه باش رابطه داشتی … من خدا نیستم بگم غلط بوده یا درست.. اما اینو میگم.. ما دخترایی ایرانی خودمون کردیم که به اینجا رسیده.. وقتی حرمتای دخترا رو میشکنن .. دخترا از ترس ابروشون پنهون میکنن .. اینم باعث میشه پسرا برن سراغ نفر بعدی.. اما اگه همون موقع به خانوادت میگفتی بهتر بود هم عشقتو از دست نمیدادی .. یا لا اقل اینکه الان درگیر ابروت نبودی ..
      اما کاریه که شده..
      اما راهی که نرگس گفت راه خوبی نیس.. دکتر فقط جسمت و ترمیم میکنه روحت همونجور زخمی میمونه.. یه عمر هم با هر کی زندگی کنی عذاب وجدان رهات نمیکنه… با خودت رو راست باش .. دنیا که اخر نشده.. اونی که میخوای باش ازدواج کنی اگه دیدی همونیه که میخوای رک و راست بش بگو.. بگو اشتبا کردی و همون یه بار بوده.. اونم اگه ادم بود و دوست داشت باور میکنه… بدبختی دخترا زرورقه.. پسرا هزار بارم که رابطه داشته باشن موقع ازدواج دهنشونو پاک میکنن و میان جلو.. اینم تقصیر خودمونه… اگه ترس از ابرو نبود اینجوری جا نمیافتاد…
      مطمین باش پسری هم که میاد خواستگاری صفر کیلومتر و اکبند نیس..
      البنه ببخشین من در مقامی نبودم که جواب بدم

  128. الان کجاست خبری نداری ازش کدوم شهرین

  129. ازدواج کرده تهران نه بی خبرم ازش

  130. چطور تونسته اینکارو کرده و بعدشم رفته سراغ زندگیش؟؟؟ مطمئن باش الان عذاب وجدان ولش نمیکنه….. خدا جوابشو میده؛ مطمئنم….. امیدت به خدا باشه؛ کاریه که شده نباید خودتو داغون کنی با غم و غصه ؛ حسرت و پشیمونیم چیزیو عوض نمیکنه، امیدوارم خدا خودش کمکت کنه و یه سرنوشت خوب در انتظارت باشه خدا به دلهای شکسته نزدیکتره عزیزم…..

  131. نرگس جان من شناختی ازت ندارم توام همینطور ول تورو خدا واسم دعا کن خیلی دلم شکیته از یه طرف دوری عذابم میده از یه طرف اینکه یکی دیگه کنارشه از یه طرف مشکلم از یه طرف آینده ای که هیچ امیدی بهش نداارم خیلی تنهام خیلی

  132. منم شناختی ازت ندارم ولی خیلی توی فکر حال و روزتم باور کن سر نماز همیشه به فکر حرفاتم و برات دعا میکنم…….

  133. سلام من بیمارستان بودم ببخشیدبرای یک موضوعی

  134. مرسی نرگس جان خیلی واسم دعا ککن دقیقا تو اوج بدبختیم …رسم زندگی چی شده الآن خوبی؟؟

  135. خوبم بچه ها دعات میکنم تنهااسم توعوض کن روحیت خرابترنشه

  136. Mer30avaz kardam bacheha tasmim gereftam khodamo bokosham injuri na aberuye khanvadamo mibaram na dg in sakhtiyaro tahamol mikonam faqat daram b y rahi fkr mikonam k dg barnagardam

  137. سلام سایه جون و بقیه دوستان که دلتون شکسته …گاهی تو زندگی اتفاقاتی میوفته که آدم ازش اطلاعی نداره و زود قضاوت میکنه …
    داستان زندگی منو شاید همتون میدونید ،خواستم به سایه جون و بقیه دوستان اطلاع بدم ..واقعا عشقم مریضه اینو بهم ثابت کرد و برگشت پیشم و خیلی دوستم داشته بخاطره خودم اون کارارو کرده …روزای خیلی سختی رو هر دومون پشت سر گذاشتیم ولى دیگ الان پیشه هم هستیم و من هیچ وقت تنهاش نمیزارم ..فقط از همتون میخوام که برامون دعا کنید ،دعا کنید که حالش خوب بشه و همیشه کناره هم باشیم …
    خیلی دوستتون دارم

  138. سلام نرگس حالت چطوره این عشق هارومیبینین ماروبه چه روزی انداختن که بعضی هافقط شورشودراوردن فقط حرف میزنن عمل ندارن وابستگی که فقط نیست زندگیتم پاش میزاری نابودت میکنن اخه درسته اشرف مخلوقات اینجوریه خدایادردهمه رودرمون کن به جای تنهایی یادخودتوتودلمونوبندازمافقط تواین دنیامجازیم فقط مجازی یک مترسگیم خدایاگریه هامون برارفتنش نیست برای دلمونه اعتمادمونه زندگیمونه برای عشقی که هدرشدبرای اونی که قدرنشناسه تنها نرگس خدادری براتون بازمیکنه که یادش همیشه تودلهاتون بمونه فقط مابایدتجربه داشته باشیم هرشکستی نویدپیروزیه غصه چرامابایدبخوریم به جای غصه فقط خداروصدابزنیم .فقط من همیشه توزندگیم باخدامیگم که خداروشکرت که نشدیم ناشکرت

  139. سلام رسم زندگی. حالت چطوره؟ حرفات خیلی قشنگه؛ آدمو بیشتر امیدوار میکنه؛ من نمیگم که اصلا بهش فکر نمیکنم ولی خدارو شکر کم کم دارم فراموشش میکنم چون من خدامو دارم هر چی بیشتر بهش نزدیک میشم بیشتر یاد اون نامردو از دلم بیرون میکنم . روزای سختی رو پشت سر گذاشتم ولی الان سرگرم کارم هستم بیشتر مطالعه میکنم . من باهاش پاک و صادق بودم ولی اون لیاقت پاکیو منو نداشت…….

  140. نرگس سلام همین خوبه که نزدیکتربه خداشدی خداهمه چیزودرست میکنه خودش خراب کنه خودشم درست میکنه اینوبدون اگرچرخ دنیابه کام باشداین دنیاچه چرخشی خواهدداشت عشق ادموکرولال میکنه فقط اونی که میخوایشومیبینی ودیگران اهمیتی نداره چرایک نامردکل وجودتوبگیره که اهمیت عشق ونمیدونه امیدواربودن عالیه الان توداری بهترمیشی من مطمعنم توپاکی

  141. ممنونم ازززززززززززت رسم زندگی……..

  142. شب و رهگذر

    من دارم اذیت میشم چیکار کنم فراموش بشه خواب به چشمام نمیاد میترسم بخوابم هر روز دارم لاغرتر میشم از بیخوابی و فکرش نمیتونم فکرشو بکنم که اون مال یکی دیگه بشه دل درد دارم وقتی فکر میکنم اون که همه دنیای من بود چطور مال یکی دیگه بشه فکرشو که میکنم خورد میشم

  143. سلام شب رهگذر.غصه که مال شمانیست بایداگاه باشی که به جای چیزی نخوردن همش غصه بدی خودته که اون دستاش مال یکی دیگست اونم دستاش برااون نامردانست بدون ادمم مقامی داره اون میدونم تالحظه اخرش توزندگیش یک جاضربه میخوره برانامردیش

  144. سلام بچه ها دعا واسه من یادتون نره من تنهام اسممو عوض کردم خودم دیگه کاری ازم برنمیاد

  145. کاری نده دست خودت حیف زندگیت تنها

  146. ان شالله که بهترمیشی نرگس من شک ندارم به ایندت

  147. سلام بچه ها ببخشید من بیمارستان بودم حالم بد بود چه زندگی عزیزم کل زندگیم به فنا رفته هیچ راهی ندارم دعاهامم که نمیگیره خیلی روزای سختیه از یه طرف واسه عشقی کع بعد 2سال از دستش دادم ناراحتم ازه یه طرف واسه آبروم ناراحتم دیگه چی ازم مونده حتی دلم واسه خنده های خودم تنگ شده چطوری میتونم آروم باشم

  148. سلام تنها جان؛ باید به خودت بیای دیگه؛ فکر کردن به گذشته چیزیو عوض نمیکنه فقط ممکنه آیندتو خراب کنه؛ چیزیه که شده؛ سعی کن از این به بعد آیندتو بسازی چیز ساده ای نیست ولی این وسط با فکر و خیال و افسردگی این شمایی که داری ضرر میکنی اونم داره زندگیشو میکنه

  149. سلام سلام خوبین نرگس چطوره بهترشده یانه تنها شماهم خودتونشکن حرفام تاثیرداره براتون

  150. سلام رسم زندگی… خوبی؟ شما چه خبر؟ اوضاع خوبه؟ من خوبم ممنون. به لطف شما بهترم….

  151. سلام منم میگذرونم باسرنوشت خداروشکربهتری

    • سلام به همگی . درد من بیشتر از همتونه . من 9 سال قبل عاشق یکی شدم ک اون عاشقه یه دوسته صمیمیم به اسم نرگس بود . بعد اونا قهر میکنن . من به پسره ز زدم و تقریبا دوس شدیم اما اصلا بهم محبت نمیکرد و همش درمورد نرگس ازم می پرسید . بعد یه مدت به یکی از دوستام پیشنهاد داد . بعدا به دخترعموم بعد به زنداییم و بقیه ی دوستام . خلاصه باهمه دوس بود الا با من . درسته ک باهم حرف میزدیم میگشتیم ولی علاقمون یکطرفه بود چن باریم جوابم کرده بود و طردم کرده بود ک تو یکیش خودکشی کردم . با اینکه دوسم نداش ولی باهام رابطه ی جنسی داش . اون عاشقه زنای بالای سی و پنج سال بود و با اونا دوس بود و سکس میکرد . همه بهش میگفتن عیاشه ولی من دوسش داشتم . بخاطر فراموش کردنش با همه ی پسرا دوس شدم . بخاطر فراموش کردنش به ترامادول معتاد شدم ک تو محل کارم تشنج کردمو منو اخراج کردن . الان خیلی تنهام هم بدنم بخاطر عوارض ترامادول نابود شده هم افسردگی حاد دارم هم خواستگارامو بخاطرش از دس دادم هم درسمو نصفه گذاشتم و هم شغلمو از دس دادم ک بدترین ضربه رو به زد .اون خیلی بهم خیانت کرد خیلی زجر داده آبروم پیش خانوادمو فامیلامون رفته . دیگه از همه چی ناامید شدم فقط روزمو با خواب و قرصهای آرامبخش طی میکنم . کاش هیچوق دوسش نداشتم اون منو بدبخت کرد . هنوزم ک هنوزه فراموشش نکردم و دائم بهش اس و کامنت میزارم و اونم بی محلی میکنه اصلا آدم حسابم نمیکنه . خدا دوستامو زنداییمو لعنت کنه . چرا خدا باید منو عاشق یه پسره هوس باز زن پرست عیاش میکرد . مگه من تو سن 14 سالگی چه گناهی کرده بودم ک اونو سر راهم گذاشت . از همه دلم شکسته و دائم افسوس گذشته رو میخورمو گریه . کاش بمیرم ……

  152. کسی نیس جوابمو بده واسم یه راحل بزاره . میدونم خیلی حماقت کردم

  153. سلام زهراخوبی واقعااحساساتتوقبول میکنم ولی عقلم خوبه حالاتوبایداین زندگی بی ارزشوبه دوش بکشی برای یک ادم هوس باز

    • ممنون رسم زندگی ک جوابمو دادی . خیلی زندگی برام سخته . همه رقیبام و دشمنام روزبه روز پیشرفت میکنن جلوی چشممن ولی من باختم . اگ دنیا داره مکافاته پس چرا اونا بدی نمیبینن و خوشبتن و موفق . زندگیه خوب آینده ی خوب ولی من……. خدایا تاوان چی رو دارم پس میدم . پس چرا اونایی ک دلمو شکستن تاوان نمیدن . خدا دیگه منو نمیبینه ازش ناامید شدم

  154. هیچ وقت ازخداناامیدنباش خلاصه این دنیاهمش یک جمله نامردی ولی تونبایدخداردنادیدبگیری توحتماباعث حکمتی توهم باخداباشی یک روزپیشرفتت ازاونابالامیزنه من میفهممت ودرکت میکنم بده ادمی رودستمالی کنن بندازن دورخداروشکرکه ناشکرخدانباشی

  155. رسم زندگی بخدا من صادقانه دوسش داشتم . خودمم از لحاظ ظاهری خیلی خوبم کله دوستاش بهم پیشنهاد دادن . ولی نمیدونم چرا اینقد برا من بدی میکنه . بخدا با کسایی دوش میشه ک اصلا قیافه و اندام و …. ندارن . به کسایی محبت میکنه ک هیچکس اونا رو ادم حساب نمیکنه . فقط واسه من غرور داره . خیلی دارم میسوزم .

  156. خودتوبیچاره کردی فقط همین که رابطه جنسی برقرارکردی

  157. خوبی نرگس نبودی کجایی

  158. درگیرکارموفق باشی بهترشدی

  159. حتی تو رابطه ی جنسی ام فقط بفکر خوش بودنه خودش بود و هیچ کاری نمیکرد تا منم لذت ببرم . الان افسردگی شدید دارم به خاطره من همه ی خانوادم غصه دار شدن مخصوصا مامانم که تا مرز سکته هم پیش رفته و من خیلی اذیتش میکنم . درحالی ک مامانه پسره یه معده درد خیلی ساده گرفته بور که بخاطرش سه هفته با من قطع رابطه کرد میگف اگه خوب شدنه مامانم یه سالم طول میکشید باز بهت ز نمیزدم تا خوب شه . کاش هیچوقت وجود نداشت . خیلی نامرده . تو اینستاگرام هر زنی ک یکم چاق باشه و عکسه خودشو میزاره واسه اون کامنت عاشقانه میزاره اونم زنای بالای سی چهل سال . درحالی ک تا حالا به من یدونه عزیزمم نگفته . کاش بمیرم .

  160. سلام رسم زندگی. ممنون، نه راستشو بخوای خوب نیستم، بهش فکر نمیکنم ولی روح و روانمو چنان داغون کرده که انگیزه ای بذای نفس کشیدن هم دیگه وجود نداره….. نماز میخونم قران میخونم حتی روزه هم گرفتم که شاید خدا یه کم حال و روزمو عوض کنه ولی نمیدونم کی به زندگی عادیم برمیگردم…….

  161. نرگس ان شالله که خیره درست میشه برات این روزاامیدت به خداتومیتونی به فرداهای دیگه فکرکن بگوچه روزهایی دراینده دارم چی سرراهمه که خوشبخت میشم

  162. هیچ وقت نمی بخشمش…… هیچ وقت. یعنی نمیتونم ببخشمش چون من دختری نبودم که اهل این دوستیها باشم فکر کردم میتونیم بهم برسیم و بعدشم این دوستی برام قابل توجیه بود که به خاطر آشنایی و بعدش ازدواج بوده ولی اون در حقم نامردی کرد من خیلی سادگی کردم خیلی……. فقط واگذارش میکنم به خدا….. همین. خدایا کمکم کن که بتونم هر چیز ننگ و بده از دلم بیرون کنم. قبل از این رابطه دل من فقط جای خدا بود و بس ولی من اشتباه کردم اونو توی دلم جا کردم… الانم فقط میخوام دلمو بدم دست خدا….

  163. کجاااااااایی رسم زندگی؟

  164. سلام خوبی نرگس من هستم چه خبرا

  165. سلام , من یه دختر ۲۲سالم دوماهه با یه پسر اشناشدم ولی همو ندیدیم و قراره همدیگرو ببینیم تو این دوماه خیلی به هم وابسته و دلبسته شدیم همدیگرو دوست داریم هر روز عکس میفرستیم واسه هم یعنی اون همش عکس میخواد بیشتر پسر خوب و مذهبی وپاکی هست ولی گاهی ناراحتیم واسش مهم نیست نمیدونم چرا گاهی یه سری از رفتاراش ازارم میده گاهی باهاش قهر میکنم اونم قهر میکنه اصلا اهل منت کشی نیست اینهمه من بهش پیام میدم اون زیاد واسش انگار اهمیت نداره ولی نه اینکه دوستم نداره اون همیشه میگه عاشقمه و بیشتر از من دوستم داره حالا این رفتارا منو اذیت میکنه راهی هست که باهاش بتونم بمونم یا باید تمومش کنم؟کمکم کنید لطفا

  166. به نظر من تمومش کن، ظاهرا از طریق فجازی مجازی آشنا شدید که هنوز همدیگرو ندیدید پس این نوع دوستیها عاقبتی نداره مخصوصا از رفتارهایی که داره ، پس بنظر من تا بیشتر وابستش نشدی تمومش کن. اگر هم تمومش نمیکنی بذار اون منت تورو بکشه. کمتر بهش پیام بده بذار اون بیشتر سراغتو بگیره. پسرا همینن هرچی بیشتر تحویلشون بگیری سردتر میشن… یه مدت تو سرد باش اون اگه واقعا تورو بخواد حتما سراغتو بیشتر میگیره…. وابسته نشو چون فقط دخترا هستن که آخرش ضربه روحی میخورن…..

  167. سلام من میگم که اون براش مهم نیست قهرت فقط میگه دوست دارم پس بدون دوست داشتنش مهم نیست وابستگی بده طبق /فته نرگس واقعاسخته دل کندن واوابستگی زیادلزارالان اولاشه کمتروابستش شی

  168. امشب میخوام یک کار احمقانه بکنم . اگر مشکلم تا امشب حل شد که شد وگرنه فردا طلوع خورشید کارم تمومه . برام دعا کنید . خدانگهدار

  169. با سلام
    عزیزان به هیچ وجه به این روانشناسا اعتماد نکنین
    اینها بی احساسترین و بی عاطفه ترین موجودات زمین هستن
    اخه شما از عواطف چی میفهمین که امر و نهی میکنین
    حالا اومده واسه من مرحله چیده
    از دور لنگ کردن هنر نیست!

  170. سلام رسم زندگی، خوبی؟ من هستم…. چه خبرا؟ خودت ناپیدایی چرااااا

  171. سلام من که تا حالا طعم عشق رو نچشیدم و خوب نمیتونم درکتون کنم ولی خوب همیشه از تنهاییم مینالم کاش یکی هم پیدا میشد عاشق ما باشه خخخخ به هر حال امیدوارم موفق باشین اگع تو تلگرام گروه زدین ما رو هم بدعوتین لازم به شماره نیست ایدی بدین یه خانوم که نمیتونه تو این سایت شماره بزاره یاعلی

  172. نرگس خوبی چه خبرازخودت نبودی نگران دلتنگت شدم

  173. سلام. ممنون از لطفت.

  174. خوبی نرگس چه خبراازخودت

  175. نه، خوب نیستم، حال و روز خوبی ندارم اصلا…..

  176. سلام دوستای خوب،خواهش میکنم به منم کمک کنید من با یه پسری تونت آشنا شدم که بهم دل بستیم ولی بیشتر از دوهفته طول نکشید همش ساز جدایی میزد هردفه یه چیزی میگفت،بهش گفتم بهم ثابت کن که منو بخاطر تنم نمیخوای اونم بیشتر بهم محبت کرد،یکم تحت فشارم میذاشت که براش عکسامو بفرستم با اینکه راضی نبودم بخاطر علاقه م اینکارو کردم ولی چندروز پیش به من گفت که منو دوس داره ولی عاشقم نیست خیلی داغون شدم،بهش گفتم پس خداحافظ گفت خودتم میدونی من هیچوقت نمیگم خداحافظ،هیچوقت منظورشو نفهمیدم،من که کات کردم و بهش گفتم بخاطر دروغات و فشارایی بهم وارد کردی نمیبخشمت گفتم تو رو تو ذهنم کشتم ولی خدا شاهده که میدونم تو قلبم هرگز نمیمیره چون خودمو میشناسم یه شخصیت بسیار وابسته هستم و شکست عشقی رو بدجور فراموش میکنم،خیلی حالم بده فقط میگم خدایا کمکم کن،بنظرتون چرا نمیگه خداحافظ با اینکه میدونمم عاشقم نیست!!!؟؟؟؟

  177. چراچی شده اخه نرگس میتونم تلگرام توداشته باشم شمارمه09383445635

  178. ممنون رسم زندگی، ولی من تلگرام ندارم. یعنی راستش اصلا توی این فضاهای مجازی نیستم.

  179. بچه ها تو رو به خدا جوابمو بدین،من با اینکه میدونم این آقا تو گذشته ش با دخترای زیادی رابطه داشته و ممکنه همین رفتارایی با من کرده الان با دخترای زیاده انجام داده باشه،هنوزم دوسش دارم،بهش گفتم تو ذهنم کشتمت خیلی دوس دارم بدیاشو ببینم و ازش متنفر بشم چون قطعا باهاش خوشبخت هم نمیشم،فقط کمکم کنید غرورمو حفظ کنم و بهش پیام ندم دیگه،فقط دوس دارم چرا بهم نمیگه خداحافظ!!!؟؟؟

  180. نرگس به شمارم اس ام اس بده

  181. نگار به نظر من بیخیالش شو و بهش اس ندی….

  182. مرسی… ولی اصلا حال و روز خوبی ندارم رسم زندگی. یعنی انگیزه ای برای هیچی ندارم. هیچی.

  183. برات ایمیل زدم.

  184. هیچوقت کسی رو که باعث بر هم زدن آرامشم شد نخواهم بخشید…….

  185. سلام دوستان من برای همتون دعامیکنم شماهم منودعاکنین من الان ۳ماهی میشه نامزدکردم راستش موقعی که پسره اومدخاستگاریم همه بهم گفتن باهاش ازدواج نکن اماانگار چشام کورشده بودهرجوری بودهمه رو راضی کردم پسره رو باراول توخاستگاریم دیدم فامیل دورمونه اما اون خیانتکاره بی شعورمثل دوس دخترش باهام رفتارمیکرد خودم پیامای یه زنو توگوشیش دیدم اما بازم دوسش دارم بخاطرش دست به خودکشی زدم قراربود این ماه عقدکنیم خیلی ناراحتم احساس میکنم توفامیل آبروم رفته راستش خیلی گیجم لطفا برام دعاکنین وراهنماییم کنین

  186. نرگس برات ایمیل اومد

  187. یاهوداری نرم افزارش مسنجر

  188. نه. بیخیال…..

  189. دلم را از سرِ راه نیاورده ام
    سرِ راهِ هر کس و ناکسی بگذارم
    و بگویم :لطفا مرا بردارید و دوستم بدارید!
    شده باشد تنهایی تمامش را به دوش بکشم
    آوازه خوانِ کوچه و خیابان بشوم
    دوست داشتنت را زمین نمی گذارم
    جایش را هم به زور به هیچ نگاهی نمی بخشم
    راستش حتی به تو هم هیچ ربطی ندارد
    چه برسد به دیگران
    که چرا اینگونه بی رحمانه دل پایِ تو نشسته است
    اما برایِ خاطر جمعیِ هرکس که می پرسد از خلوتِ خودش
    که مگر می شود دوست داشت اینچنین ؟
    می شود ! حتی بی بوسه و آغوش هم می شود
    حتی می شود آنقدر وفادار بود که هرکسی از لحنِ حرفهایت
    بفهمد که اینجا کسی دارد عاشقی می کند
    کافیست یک دل داشته باشی که دوست داشتن را
    بخواهد در تمامِ وجودش در آغوش بگیرد
    من دلم را از سرِ راه نیاورده ام
    که به هر سلامی
    به هر نگاهی به هر کلامی
    یادم برود که تو هرروز
    در من حکومت می کنی

  190. حالم خوب نیست اینجاهم انگارکسی نیست که به حرفام گوش کنه

  191. ازاینهمه حرف که اطرافیانم میزنن خستم خیلی خسته آخه من گناهم چی بود که این هیولا نصیبم شد جالب اینجاست هنوزم ادعامیکنه دوسم داره ولی من نمیتونم خیانتشوفراموش کنم دلم میخادیه جوری برگردم به زمانی که اصلااونونمیشناختم البته قبل ازنامزدی همه گفتن این پسره اهل کثافت کاریه اما من گغتم گذشتش واسم مهم نیست خیلی اشتباه کردم اون همش زنگ میزنه میگه بیای ببینمت احساس میکنم یه نقشه ای داره دیگه مثل قبل دوسش ندارم راستش فقط ترس ازتنهاشدن نمیذاره ترکش کنم توروخدابرام دعاکنیدبخدا من دیروزکه اینجابودم ونوشته هاتونوخوندم شب باگریه واسه همتون دعاکردم من بدشانسی آوردم که این حیوون نصیبم شد ازوقتی اومدم اینجاودردودلاتونو خوندم دوس دارم منم توجمعتون راه بدین چون وقتی آدم باکسایی که دردخودشودارن حرف میزنه بیشتردرکش میکنن وغصه هاش کم میشه سایه جان برای شمامخصوص دعاکردم

  192. بی گناه انسان یک باراشتباه میکنه تکرارنکن اشتباهتواصلا

  193. خیلی ببخشید ولی به نظر من هم تن به چنین اردواجی اصلا منطقی و عاقلانه نیست….. همه شواهد داره داد میزنه که منطقی نیست….

  194. نرگس جان تودختری احساس منوبهتردرک میکنی من دارم داغون میشم من برات دعاکردم توهم برام دعاکن مرسی که جواب دادی من وقتی میام اینجاآرامش دارم

  195. برات ارزومیکنم که راه رواشتباه نری یک بارم که شده توخودت تنهایی هات بگودوست داشتن همه جاهست ولی بایدفکراخرت وایندتتم باشی تصمیمتوخوب بگیر

  196. ممنون رسم زندگی حق باتوإ امازخمم تازست خیلی واسم سخته

  197. سلام نرگس خوبی توایمیل برام شمارتوبزار

  198. سلام میکنم به همه ی اونایی که دلشون شکسته.
    من چند ماه پیش بالا مطالب زیادی گذاشتم. من دلم شکسته بود. کسی که نزدیک 10 سال عاشقش بودم و بهم قول ازدواج داده بود ترکم کرد. مطالب منو حتما بخونید. نمیدونید چقدر زجر کشیدم. ! اما میخام بهتون بگم همش بی دلیل بود. خدا بنده هاشو خیلی دوس داره. سه ماه پیش بدون اینکه میلی به ازدواج داشته باشم رفتم خواستگاری. دختره واسم چایی آورد و نشست، همینکه دیدمش ناخودآگاه احساس کردم که الان اون کسی هستم که باید باشم یعنی الآنه که باید به خودم بگم احسان میتونی خودت باشی، یعنی همون احسانی که میدونه عشق چیه. همون احسانی که دوس داره طرف مقابلش عاشقش باشه.
    تو صحبتاش ازم خواست که فقط تکیه گاهش باشم. اینو گفت با اینکه از همه لحاظ از من بالاتر بود، حتی تحصیلات. اون لحظه فهمیدم که خدا خیلی دوسم داشته. خدا بعد از اون سختی بهم پاداش خوبی داد. عشق اون دختر قبلی مثل زهری بود که برای خارج شدنش از بدنم مجبور شدم یک سال درد و رنج رو تحمل کنم. الآنه که دارم هوای تازه رو استشمام میکنم. آره. من ازدواج کردم. با دختری که منو فقط به خاطر خودم میخواد. با دختری که همین الآن که دارم این مطلب رو مینویسم مابینش مدام داره به گوشیم زنگ میزنه. الان میفهمم که افکارم در گذشته اشتباه بوده.
    دوستان من! هیچچچچچوقت تو زندگیتون از تغییر نترسید. به خودتون حق انتخاب بدید. نذاریدالکی عمر باارزشتون بخاطر یه شخص دیگه هدر بره!!! دریچه ی قلبتون رو به روی دیگران هم باز کنید.. مطمئن باشید خدا خوبی شما رو میخواد که نذاشته به اون شخص برسید.. من تو این چند ماه همش باخودم فکر کردم که چه خوب شد خدا نذاشت به اون دختر قبلی برسم و گرنه همسر به این خوبی نصیبم نمیشد.
    خدا همتون رو دوس داره!!!! شک نکنید!!!!!!!!!

    • اقا احسان ممنون که تجربیاتتونو در اختیار ما میذارین.ان شاالله همیشه با همسرتون خوشبخت باشید و روز به روز بیشتر عاشق هم بشین.زندگیتون پر از خدا

    • آقا احسان به خدا خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم که ازدواج کردی از خدا میخوام خوشبخت بشی .شاید باور نکنی اما انگار همون چیزی که بهت گفتم برات پیش اومد بهت گفتم یه دختری میاد تو زندگیت که پاک و باصداقت تو رو خوشبخت میکنه برات خیلی خوشحالم داداش برای من هم دعا کن خوشبخت بشم خیلی خیلی خوشحال شدم احسان که ازدواج کردی

  199. داداش احسان باخوندن مطلبتون واقعا حالم بهترشد انشالاهرلحظه خوشبختی شماوهمسرتون بیشترشه ازخدامیخام همه اونایی که مثل من دلشون شکسته توزندگیشون به عشقی برسن که کنارش به بالاترین حدآرامش وخوشبختی برسن انشالاخدابه منم کمک کنه برام دعاکنیدهمه برای هم دعاکنیم خیلی زودجواب میگیریم آمین

  200. مردى از جایى مى‏گذشت . دید که جوانى به زیر درختى آرمیده است . چون نیک نظر انداخت، مارى را دید که به سوى جوان مى‏رود. تا به او رسد، مار در دهان خفته خزید . آن مرد، پیش خود اندیشید که اگر جوان را از واقعه، آگاه کند، همان دم از بیم مار، جان خواهد داد . چاره‏اى دیگر اندیشید . چوبى برداشت و بر سر و روى جوان خفته زد . مرد جوان از خواب، جست . تا به خود آید، چندین چوب خورد؛ آن چنان که از پاى در آمد و حال او دگرگون شد . بدین بسنده نکرد و جوان را چندین سیب پوسیده که زیر درخت افتاده بود، خوراند . جوان به اجبار سیب‏ها را مى‏خورد و آن مرد را دشنام مى‏داد و مى‏گفت: (( چه ساعت شومى است این دم که گرفتار تو شده‏ام . مرا از خواب ناز، به در آوردى و چنین شکنجه مى‏دهى .)) مرد به گفتار جوان، وقعى نمى‏نهاد، و مى‏زد و مى‏خوراند. تا آن که جوان هر چه در اندرون داشت، قى کرد و بیرون ریخت. در حال،- قى کردن: استفراغ . ? مارى را دید که از دهان او بیرون جست . چون مار بدید، دانست که این جفا از چیست و این چه ساعت مبارکى است که به چشم مرد عاقل آمده است . مرا را ثنا گفت و خدمت کرد و شکر راند.
    پس اى عزیز!بسا رنج و شکنجه که تو را سود است نه زیان، تا مارى که در درون تو است، بیرون جهد و بر تو زخم نزند.- برگرفته از: الفرج بعد الشده، طبع مصر، ج 1، ص 48 47 و مثنوى معنوى، دفتر دوم، ابیات 18781889، با اندکى تغییر، به نقل از بدیع الزمان فروزانفر، مآخذ قصص و تمثیلات مثنوى، ص 612 . ?
    مولوى در دفتر دوم مثنوى، ابیات زیر را در طلیعه حکایت بالا آورده است:

    اى ز تو هر آسمان‏ها را صفا – – اى جفاى تو نکوتر از وفا

    ز آن که از عاقل جفایى گر رسد – – از وفاى جاهلان آن به بود

    گفت پیغمبر عداوت از خرد – – بهتر از مهرى که از جاهل رسد – مثنوى معنوى، دفتر دوم، ابیات 7 1875 .

  201. عالی بود…..ممنون.

  202. سلام خوبید چه سایت خوبیه،ادم ارامش پیدا میکنه اینجا

  203. خیلی عالی بود مرسی

  204. روزایی که بهم میگفتیم شما!!!

    روزایی که دسته همو نمیگرفتیم از خجالت!!!
    روزایی که اگه میخواستیم بغله هم بشینیم یه وجب بینمون فاصله بود!!!
    روزایی که اسمه همو بی دلیل صدا میکردیم تا اون (جانم) رو بشنویم!!!
    روزایی که از یه ثانیه بعدمون خبر نداشتیم ولی برا چند ماهه بعدمون حرف میزدیم!!!

    روزایی که از کجا تا کجا میرفتیم تا فقط چند دقیقه همو ببینیم!!!
    روزایی که هرروز از هم میپرسیدیم چقدر دوسم داری؟؟؟ تنهام نمیزاری؟؟؟

    روزایی که اسمه همدیگرو همه چی سیو میکردیم جز اسم خودمون!!!
    روزایی ک تو بارون منتظرت بودم!!
    روزایی کـــــــــه…..
    کاش هیچوقت نمیشناختیم همو!!!
    من که باختم!!! توام باختی؟!! کی برده پس؟؟؟
    این دنیای نامرد

  205. متن زیبایی بود…..

  206. سلام. ممنون. شما خوبی؟

  207. منتظرتم نرگس یاهوتوبده

  208. من که برات پی ام گذاشتم رسم زندگی…….

  209. 09383445635شمارمه نرگس اس بده

  210. اگه ایمیل بفرستی ممنون میشم.

  211. سلام من الان اومدم توی این سایت من یه ادم مذهبی بودم ومعتقد به ازدواج سنتی اما یهو زندگیم ریخت بهم با اقایی اشنا شدم و اونم بدجور میگفت عاشقمه و خلاصه وعده ازدواج تا جایی که خانوادم خوشحال بودن اما خب همه چی دروغ بود حتی روز تولدش که مادرم گفت یه هدیه خوب بگیر و منم با خوشحالی گرفتم اما خب به خاطر اعتقاداتم من نمیتونستم تن به کارایی که اون میگفت بدم ولی خب اون با زور کار خودشو میکرد حتی من به زور میبرد تو بیابون برای رابطه دهانی براش اخ که چقد سخت بود ولی میگفتم این جبران عشقه و بازم زندگیمو باهاش تصور کردم اما بگذریم که این اقا با 10 نفرتاحالا خوابیده من این ادم رو ترک نکردم فحش خوردم و خورد شدم با زور و فحش وارد خونش شدم خدای شکر زنا نکردم اما همون معاشقه زجرم میده وهمش حموم میرم که پاک بشم و بگم به خاطر این خلا عاطفی و حس گناه نمیخوام ترکش کنم امیدوارم یکی کمکم کنه من دارم درد میکشم خیلی بازیم داد ای خدا کجایی من هوس باز نیستم

  212. سلام خوبی متینا ان شالله که بهترشی همه اینجایک جورایی به بازی گرفته شدن توسط عشقشون میدونم خوردشدن دردبدیه که یک دخترمذهبی یهوتبدیل شه به یک ادم غیرممعمولی توبه خاطرش که حرفاش راسته ازعشقت مایه گذاشتی اون فقط چهره خودشوبهت نشون داده باطنش خراب بوده وفقط قصدش عشق وحال تولحظه بوده باتوبی توشایدبه چندنفروعده ازدواج داده میدونم دل تون صاف والان توخودتون داغونین ولی خدانگاهش به بنده هاشه خودتوزجرنده مطمعن باش عاقبت این کارشومیبینه ان شالله که مثل قبلا بشی وگناه کردن برات کم رنگ بشه توپاکی الانشم چون قصداون بدبوده تواسیروعده بعیداش شدی خداازش نگذره که دخترای مومن مذهبی رومیخوان بااین کاراواردفسادجامعه کنن امیدوارم بهتربشی منم همه بچه ها دعات میکنن اگه کمکی خواستی من همیشه هستم که مشکلتوحل کنم

  213. سلام، به نظر منم بیخیالش شو، بیشتر از این فریبشو نخور. اینجور پسرا ارزش ندارن، حیف پاکی و صداقت شماست برای چنین آدمی ….

  214. مرسی از همگی متاسفانه یه سری از کارهای ما به خاطر نداستن وبلد نبودنه اما واقعا امیدوارم خدا منو ببخشه و متاسفانه نگران ایندمم هستم الان هر کی بیاد جلو نگه اینم چی بوده وچی کار کرده ولی خب زمان میبره خوب بشم اگه گروهی توی تلگرام دارید ممنون میشم بگید

  215. سلام به همگی نرگس خوبی متین خوبی

  216. سلام به تو رسم زندگی…..

  217. سلام من هنوزم داغونم دوستان دلم میخادهمیشه بیام باهاتون دردودل کنم کاش میشدیه ساعتی رو انتخاب کنیم که همه باهم دردودل کنیم رسم زندگی نرگس وتنهای عزیزم براتون دعامیکنم باورتون نمیشه هرروز دارم بدترمیشم دلم براش تنگ شده اعصابم داغونه که فکروذکرم شده غصه پیرشدم داغون شدم دوستای خوبم راهنماییم کنین شماهم دردکشیدین

    • من بابت مشکلی که واسم پیش اومده بود پیش هرررر روانپزشک و روانشناسی رفتم. همشون سعی میکردن که به من بفهمونن که من رفتارم اشتباهه و نباید خودمو ناراحت کنم. پدر و مادرم و خالم خیلی سعی میکردن اینو به من بفهمونن، اما فایده ای نداشت و بازم راه خودمو میرفتم. . خیلی اذیت شدم، یعنی هخودم خودمو اذیت میکردم. یکی از دوستام میگفت: احسان شبیه این جریان قبلا واسه منم پیش اومده، اما وقتی ازدواج کنی و ببینی همسرت دوست داره بعد میفهمی چقدر اشتباه میکردی که خوتو واسه شخص قبلی عذاب میدادی. اما من باورم نمیشد. وقتی که ازدواج کردم فهمیدم چقدر رفتارم اشتباه بوده. منم قبلا مثل شما داغون بودم. همش با خودم میگفتم: یعنی همه چی تمومه؟ یعنی دیگه ندارمش؟ نمیتونم تحمل کنم! وااااای…… این افکار همیشه تو سرم بود. اما باور کن راهتو که از اون جدا کنی بعد میفهمی خدا چقدددر دوست داشته که نذاشته به اون برسی!!!! باور کن!

  218. دقیقا همینطوره، چون منم کم کم دارم به این باور میرسم. خدا بد بنده اش رو نمی خواد، حتما مصلحت در این بوده، من که دارم به آرامش میرسم فقط کافیه به خدا توکل کنید….

  219. سلام خوبین دوستان گلم

  220. سلااااااااااااااام خوبی؟

  221. خوبم نرگس خانوم به شمارم اس ندادی منتظرتم

  222. از همین جا با هم در ارتباطیم….. اوکی؟

  223. سلام به همه ی دوستان اون که ادعا میکرد عاشقمه بعد از یک سال که از هم جدا شدیم ازدواج کرد اون که میگفت عروسی که من عروسیش باشمو آتیش میزنه حالا یکی دیگه رو داره این روزام میگذره تموم میشه

  224. سلام غزل خانوم فقط حرف نمیشه که بایدهمراه عمل باشه میگذره نمونش نرگس خانومومیبینی الان داره روزاش میگذره ولی خداهست توخداروداری خداکه مثل بقه نیست خداعملش انجام میده توتوکلت خداباشه ماادمادوروی سکه ایم یک روزبااون خوشیم یک روزبااین کلا توحالیم نه اینده فقط فکرالانشومیکنیم تصمیم میگیریم امیدوارم زودترادم قبلی شی مااینجاکمکت میکنیم توتنهانیستی

  225. سلام دوستان بخدا همه میگن غصه نخور اون لیاقت تورو نداشته الانم خبردارشدم توزندانه امابازم مثل احمقا بهش فکرمیکنم آخه من تجربه اولم بود راستش ازدیروز که شنیدم گرفتنش ۱کم آروم شدم هیچوقت نمیبخشمش بازیم داد داغون شدم من دخترشادی بودم اماالان داغون شدم بیشترازهمه حرفای اطرافیانم عذابم میده من برای همتون دعامیکنم شماهم برای من دعا کنین

  226. امروزبا همه وجودم بخدا توکل کردم حتما تقدیرخدااین بوده که من زودتر بشناسمشو نیفتم تو چاه. خدایاکمکم کن بتونم یه زندگی خوب برای خودم بسازم خدایا به همه دوستان عزیزی که اینجان کمک کن بتونن یه زندگی خوب برای خودشون بسازن ویه عشقی که لایقشونه نصیبشون بشه خدایامابه جزتو کسیو نداریم کمکمون کن حتی اگه اشتباهی کردیم به خاطراحساسمون بوده تو خودت پناهمون باش آمین

  227. سلام دوستان من تمام حرفای شمارو خوندم خدایشا حالا خودمونیم بااین که میدونیم عاشقی بددردیه اماته تهش نامردیه درست بعضی وقتاهست دختربه پسرخیانت میکنه امابعضی وقتاپسربه دخترخودمون عشقوبه بازی گرفتیم فک میکنیم عشق بچه بازیه اماکی گفته ماانسانها هیچ وقت عشق اولوفراموش نمیکنیم هیچ وقت عشق به همین راحتی نیست ماخودمون عشقو به گندکشیدیم جدی حتی نمیشه به سایه خدمون اعتمادکنیم دیگه چه برسه به طرف مقابلمون توبه میکنیم که عاشق نشیم اما بد چی دیدی یه دفعه عاشق شدیم توبه میکنیم که دیگه توبه بیجانکنیم فقط میتونم بگم خدا…….. بخودت قسم دنیات ته نامردیه

  228. دوستان قسم به این روزای عزیز امیدوارم همتون یه روز به ارزوتون برسید

  229. رسم زندگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  230. سلام نرگس خوبی چه خبرا بهم ایمیل بزن

  231. سلام به همه.منم تجربه ی بدی داشتم.با پسری اشنا شدم که قصد ازدواج داشتیم حتی خواستگاری هم اومدن و بهم حلقه هم داد اما چون من یه خواهر بزرگتر از خودم داشتم خانوادم مخالفت کردن البته گفتن اگه همو دوست دارین صبر کنین.سه سال باهم بودیم تو گرما تو سرما تو بارون خیلی زیاد همو میدیدیم و خیلی همو دوست داشتیم.البته من اواسط رابطه به اون گفتم بهتره باهم نباشیم تا موقع ازدواج برای هم تازه باشیم ولی اون قبول نکرد.در ضمن تو این سه سال بهش کمک کردم اون کار پیدا کرد درامدش خوب شد سربازی رفت ماشین خرید.. حتی دیگه قرصای اعصابی که میخورد رو کنار گذاشت و به قول خودش من شدم فرشته ی نجات زندگیش و حسابی شاد شده بود من براش هیچی کم نذاشتم اونم همین طور.تا این که احساس کردم سرد شده گفت باید کمتر همو ببینیم و اصرار میکرد …کم کم گفت من دیگه نمیتونم باهات باشم کلی تلاش کردم تا نگهش دارم شب و روز گریه کردم و اون منو با حرفاش داغون میکرد.بعدشم گفت من حال روحیم خوب نیست بیا چند وقت باهم نباشیم تا من خوب بشم به زور قبول کردم تا اینکه یه شب بهم گفت من برای تو بهترین بودم اما تو برای من بهترین نبودی و بهش گفتم من میمیرم گفت هرجور راحتی بای برای همیشه! دو ماه از جداییمون نگذشته بود که فهمیدم ازدواج کرده اونم با یه دختری حجاب درستی نداشت ولب وقتی با من بود همش میگفت من به حجاب و نجابت تو افتخار میکنم حتی اوایل میگفت چادر سرت کن. بعد از یکم تحقیق فهمیدم این اواخر با اون دختره بوده…خیلی راحت بهم خیانت کرد…من نابود شدم ارزوی مرگ میکردم ولی خدا رو پیدا کردم خدایی که انگار گمش کرده بودم بدجور دلمو شکست…اینقدر لاغر شدم و ضعیف. الان دلم براش تنگ نشده فقط خیانتش اذیتم میکنه که البته واگذارش کردم به خدا ادم وقتی خیانت میبینه احساس میکنه خودش یه چیزی کم گذاشته احساس میکنه حقیرترین ادم دنیاس به این فکر میکنه که مگه اون چی داره که من نداشتم… اعتراف میکنم که خودم گناه کردم که با یه پسر نامحرم بودم خدا منو ببخشه. دعا میکنم حال همتون زود خوب بشه و خدا رو پیدا کنید تو زندگیتون و یه عشق پاک نصیبتون بشه و به خودتون فحش بدین که میخواستین با اون ادم قبلی باشین! زندگیتون پر از خدا

  232. سلام دوستان من پنج ساله که همش دارم سختی میکشم بدون علاقه و فکر ازدواج کردم خیلی پایبند به تعهد بین دونفرم خیلی اذیت شدم از روز فردای عقد عذاب کشیدم دختر اجتماعی بودم مس مرد رو پای خودم بعد از عقد خونه نشینم کرد تهمت میزد بد دل بود حتی کتکمم میزد همه چیو تو خودم میریختم به خاطر خانوادم تا جایی که به جنون رسیده بودم هر آن میخواستم یه بلایی سر خودم بیارم بعد از چند ماه توی عقد جدا شدم یه دوست خانوادگی داشتیم پسر بود کمکم کرد و پیش مشاوره رفتم دارو خوردم تا بهتر شدم بعدش بهم پبشنهاد ازدواج داد قبول کردم دوسال طول کشید تا شرایطشو درست کنه منم با همه چیزش ساختم دوستش دارم خانواده ها در جریان بودن اخیرا خیلی اذیتم کرد و دو ماه ازش جدا شدم اومد و عذر خواهی کرد و خانوادشو فرستاد برای خواستگاری منم قبول کردم دقیقا سه روز مونده به مراسم اصلی با هم بحث کردیم مادرش به مادرم زنگ زدو بحث کردن فهمیدم آبم میخوره به خانوادش خبر میده دعوا بالا گرفت من بهش گفتم بیا درستش کنیم همه چیو گفت نه من نمیتونم تو لیاقت منو نداری و ازین حرفا شرایط مس اون مثال شده که میگن آب ریخته جمع نمیشهحالا همه ماجرای منو میدونن فامیلا همه و همه از طرفی درسته من آدمه محکمی بودم اما بعد از این همه سختی تو زندگیم واقعا دیگه کم آوردم مشکل روحیم بد شده اما نه مس قبل اما افسردم هدفی ندارم خیلی از درونم آتیش گرفته دلم یه جوریه حالم بده خستم فقط از خدای خوبم کمک میخوام

    • خدا سلامتی بده. این مهمه!!!!!!
      صبور باش. حتما قسمت همین بوده. فکر خبر دار بودن اقوام رو هم نکن، اصلا مهم نیست. این خودتی که زیاد به خودت فکر میکنی، فکر نکن دیگران هم زیاد به شرایطت فکر میکنن.
      صبر. ! صبر خیلی مهمه!

    • شقایق خانم سطح فکری ادماست که خوشبختی رو برای ادم رقم میزنه ..از پیوند اولت که خیری ندیدی اما دومی….از قدیم گفتن یه مجلس خراب بشه بهتر از اینه که یه زندگی خراب شه ..زندگی که اولش پایه هاش میلرزه زمان که بگذره با یه باد کنده میشه مخصوصا این انتخابت ….پس دیگه حق نداری اشتباه کنی جسارت نباشه اشتباه که دو بار بشه میشه خریت ..شک نکن با هم به اختلاف میرسین …جالبتر اینکه گفتین فامیل…بدی ما ایرانی ها اینه که واسه مردم زندگی میکنیم نه واسه دلمون …پس حرف مردم واست مهم نباشه وبا عقل سلیم تصمیم بگیر و برای دل خودت زندگی کن ….چه ناراحت و چه شاد باشی همش مختص خودته و بر میگرده به خودت ربطی به مردم پیدا نمیکنه ….با افسرده شدن چیزی حل نمیشه باید برای خودت برنامه ریزی کنی چون ضررش فقط بر میگرده به خودت ..تنها راهش که به دوست قبلیمونم تو سایت عرض کردم پاک کن زدن ذهنه bashir264@yahoo.com

  233. سلااامب همه دوستای گلم…منم الان تقریبا بیست روزه ک با این مشکلا دستو پنجه نرم میکنم…بخدانمیدونید چی میکشم…از همه چیز افتادم…امتحاااناتم ک گند زدم…خوابو خوراکم ندارم…من نمیدونم باید چیکار کرد اما ب هر دری میزنم ب این نتیجه میرسم ک همه چیزو زمان درست میکنه…حالا فقط ی نصیحت جاای برادر کوچیکترتون دارم براتون…مبادا ب خاطر دختر یا پسری ک الان زندگیه خودشو داره ب خودتون لطمه بزنید مخصوصا سعی کنید سمت دود نرید بخدا درک میکنم خیلی چیزا ب ذهن ادم میاد ممکنه تصمیمات احمقانه بگیری…مبادا با خواهر مادر پدر کلا اعضای خونواده بد رفتاری کنید ک ب علی قسم فقط پشیمونیش میمونه…دوستای گلم تو دلیااا تو رو ب خدا همه چیزو ب خودش بسپارید..و اینو در نظر داشته باشید زماااان واسه هر زخمی ی مرحمی داره…دوستون دارم..همتونو…مهدی مفتحی…

    • حق باشماست.زمان خیلی اوضاع رو بهتر میکنه. شکست یه پروسه ای داره که باید طی بشه تا ادم حالش خوب بشه. حالا دو راه داری یکی اینکه خودتم کمک کنی که حالت خوب بشه.یکیم این که هی به غصه هات دامن بزنی. نذارین این پروسه خیلی طولانی بشه مثلا بیشتر از چند 6 ماه ! هرچه زودتر بهتر
      توکل به خدا کنین

      • سلام…داااااغونم….دااااغوون…نمیدونم چی بگم اما….زندگیم رفت…کلا همه چی رفته..خوووشی رفته….الان ی دفه ی فکری ب ذهنم رسید….خب میدونید الان همه مااا تو ی حااالی هستیم ک خیلی خوووب میشه اگر با ینفر…حرف بزنیم…دردو دل کنیم یا اصلااز تجربه هاش استفاده کنیم…میدونم سخته اما…میشه…با چیزااای دیگه…مثلا حرف زدن یا…سبک شد…اروم شد…من تو فکرشم تو تلگرام ی گروه درست کنیم فقط واسه حرف زدن…خالی شدن…کمک کرفتن…حااالا اگر کسی دوست داااشت بهم پیااام بده حتما میتونیم از این وضعیت مسخره بیرون بیااایم و ب هم کمک کنیم…شمااارمو میذارم…هر کی دوست داشت پیااام بده حتما میشه ی کاااراایی کرد…حرف زدنو جدی بگیرید…و در اخر…این شعرو یااادتون باشه…سخن کان گذشت از میان دو تن پراکنده شد بر سر انجمن..دوستای گلم با هر کسی صحبت نکنید سفره دلو پیش هر کسی باااز نکنید…۰۹۳۹۰۴۵۳۰۸۹مهدی

  234. شماره تماسم..۰۹۳۹۰۴۵۳۰۸۹

  235. سلام…خیلی خلوته انگار فقط منم ک این مشکلاااتو دارم…الان خیلی حالم بده بد حالی داارم…نفسم بالا نمیاد…تمام ذهنم شده اون…دیشب پیام داد حالمو پرسید…اما راستش نمیخواست حالمو بپرسه…میخواست ببینه چقد خرم…دید خیلی خرم و هنوز دوستش دارم….اون میخواست ببینه الان با کی هستم ببینه کی جاشو گرفته منم حقیقتو بهش گفتم…گفتم ک با کسی نیستم و هنوز منتظرشم…منتظر برگشتش…اونم یخورده فیلم بازی کرد ک ای منم حالم بده…و…اما دروغ میگه…میدونم دروغ میگه…فقط داره این حس نفرتو تو من زیاااد میکنه…من الان ب ی جااایی رسیدم نمیتونم ب هیچ دختری اعتماد کنم…من الان با هر کی دوست بشم فقط ب فکر انتقامم…میدونم کس دیگه از من خیر نمیبینه…من وضعیتم خدارو شکر بد نیست راحت میتونم چنتا دختر پلنگ جور کنم دورم باشن جاش پر بشه اما راستش من ی اعتقاداتی دارم ک این کارا باهاش جور در نمیاد…با این دختره همین پست نامردو میگم…نواگر رابطه داشتم بخاطر این بود ک گول سادگیمو خوردم…و گول حرفای اونو…الانم ۲سال از عمرم ک بهترین روزای عمرم بودو باخت دادم با ی دختر خراب…راستش من بهش ایمان داشتم خیلی زیاااد…اما الان تازه فک میکنم خیلی چیزارو میبینم ک اون موقع نمیدیدم…الان دروغاااشو…خیانتاااشو درک میکنم..بخدا ک نمیفهمید چی میگم…میخااام خودمو بکشم…سخته…سخته زندگی بدون…با این ک میدونم الان دستای یکی دیگرو میگیره با این ک میدونم الان اون ی اشغاله…خب فقط ی اشغااال ی سنگدل میتونه ۲سااال دست یکیرو بگیره بعدم خیلی راحت طرفو ول کنه و بره تو زندگیه یکی دیگه…ولی خدا وکیلی ی چیزی بگم…من الان خیلی تجربه کسب کردم…درس گرفتم…فهمیدم ک نمیشه هر کسو ببرم سر سفرم…نمیشه هر کسو تو اغوش گرفت…خیلی کارارو نمیشه با هر کسی کرد…الان دارم میگم…زمین گرده…هر جا ک اخره خطه اول خطم هست…ایشالا هیچکس مث جمع ما اسیر خیااانتو…عشق دروغ نشه…

    • سلام. برادر من. میخام کمکت کنم. میدونی چرا؟ چون نوشتی داغونم! چون نوشتی خلوته! چون نوشتی انگار فقط من این مشکلو دارم!! اینا منو یاد خودم میندازه. عید امسال که رد شد همش تو همین سایت بودم. سخت بود اما خریت بود. میخام بگم همه میگفتن خریته. امامن میگفتم عشقه! انسانیته! اما اونا درست میگفتن! خریت بود! تو خریت منو تکرار نکن! پستایی که من پایین گذاشتمو بخون. خیلی کمکت میکنه. من به این روش ها نجات پیدا کردم. حتما بخون!!!!

      • آقا احسان شما برا چی میخواستید کنکور بدید که پزشکی قبول بشید و باز برید خواستگاری یا قصدتون چیه؟ الان اون دختره تو چه شرایطی هست؟

  236. سلام بچه ها.
    نمیدونم گناه ما چی بوده.منم مثل شماهایم.فقط میدونم سخته.چون تجریه شوکردم.این جور آدمها مطمئنا یک روز تقاص کارهاشونو پس میدن.ولی چه فایده اعصاب ماها هم خورد شد.
    به امید اون روز.
    هرچه کنی به خود کنی گرچه که نیک وبد کنی

  237. سلام مریم…ببین اصلا ی روزی وجود نداره اونا همین الان دارن تقاص پس میدن…همین ک ب ی نفر خیانت کنی و بری با یکی دیگه خودش تقااااصه…من الان یک ماهه شبو روز ندارم زندگیم بهم ریخته خدا جوابشو میده من مطمعنم…اما باور نمیکنی انقد دوستش دارم با این ک خیانتش مث روز روشنه باز دوست ندارم بد بیاره…خوشبختیشو میخااام..اخه سخته درکش دختری ک ۲سال با من بود الان خیلی راحت از من گذشته داره با ی نفر دیگه عشقو حال میکنه….من نمیدونم چجوری اخه انقد ی ادم میتونه تنوع طلب باشه…فقط کاااش برگرده ی روزی…تا منم…خخخ…کااارها دارم باهاش

    • اقا مهدی من حال شما رو کاملا درک میکنم چون خودم این شرایطو با تمام وجودم حس کردم.
      پیشنهادم اینه که شما یه گروه تو تلگرام بساز لینکشو بذار اینجا تا همه بیان
      —-
      لینک گروه انتهای متن اصلی هست، می تونید ار اونجا وارد شوید

    • اقا مهدی من حال شما رو کاملا درک میکنم چون خودم این شرایطو با تمام وجودم حس کردم.
      پیشنهادم اینه که شما یه گروه تو تلگرام بساز لینکشو بذار اینجا تا همه بیان…………………………………..

  238. سلام…یک ماه بیشتره رابطم تموم شده…بیست روز اول ک عذاااب بود..بعدشم بدترین حساااا…الانم فکرم درگیره کاملا درگیره….فقط بخاطر کمک خداست بعدشم ی دوست….ک میتونم تحمل کنم..راس میگن زمااان همه چیزو درست میکنه…هر روز بهتر میشم…اما…زخمش میمونه…بخدا هیچکس نمیفهمه…چقد عذاب کشیدم…عشقم روزی ک داشت میرفت روزی ک همه چیز تموم شده بود…روزی ک با گریه بهش گفتم من خوب نمیشم این حااال من بهتر نمیشه…با خونسردیه تمام گفت اگه اااااگه عاااشقم باشی ۲هفته ای خوب میشی…ازین حال در میاای…ببین من چی کشیدم…دختری ک واسه با من بودن التماس میکرد…الان ک من دوسش دارم میگه…اگه عاشقم باشی…خخخ…خدایا چی شدن ادمااات ب چی تبدیل شدن…دو هفته خیلی وقته تموم شده…اما…من…هنوز داغونم چراااا؟؟؟بگم چرا؟؟؟چون واسش ارزش قاعل شدم…چون خیلی کارارو نکردم…چون مث دوستام مث خیلیااای دیگه ک دختر واسشون مث ی دستماااله نبودم…بخداااا زووور داره…من جز احتراااام بهش نذاشتم…براش شخصیت…اما اون….وقتی رفت دانشگاااه کم کم سرد شد…نمیدونم از من بهتر کیه حتما با برد پیت اشنا شده…اما اینو میدونم ی روزی خیلی دور نیستاااا…وقتی ی جوجه دبیرستانی بود….عاااشقم بود…چون پرچم دااار بودم چون از تمام دوس پسرای دوستاش سر بودم…اما الان خخخ…د اخه اگر اون الان تو این جایگاهه الان دورش شلوغه…من ک خیلی وقت پیش تو این موقعیتا بودم…چی شد چرا من واااا ندادم…چرا من نفروختمش..!!!جواااابمم گرفتم…الان ب این نتیجه رسیدم…شاید الان بگم بعد پشیمون بشم…اما من نتیجم اینه…خوب بودنی وجود نداره…نباید قاطی بازیه دختر پسرا بشیم اماااا اگر شدیم باید فردین بازیرو بذاریم کنااار چون اخرش میشه اینی ک من هستم…دختری یا پسری…فرق نداره…قاطی این ماجراها شدی…تیغ باااشو نذار ی نفر از زیر تیغت در بره…داغونم کرد…من میکشم کنااار نمیتونم ی اشغااال باشم…مث اون…نمیتونم کسیرو ازار کنم…من الان اگر برم با یکی دیگه میشم مث اون…حضرت علی میگه:شریفترین دلها دل کسی است ک اندیشه ازار کسی در ان نبااااشدد…منم نمیخااام این حااالو روزو واسه کسی درست کنم…بخدا نامردیه….خسته شدم از فکر کردن…باااور کنید خسته شدم…دعا کنیم واسه هم..سلامتیه رفیقی ک خونشون شهرشون نزدیک بهم نبود…اما دلش بود…با حرفاااش بدون هیچ چشم داشتی ارومم میکنه….سلامتیه هر چی تودلیه….

  239. سلام سوین خانوم بهتون تبریک میگم ک آخرش به راه اشتباهی ک میرفاین پی بردین و الانم عذاب وجدان دارین اولین راهتون توکل و اعتماد به خداست شما الان معتاد شدین این رازو به کسی نگین جز خدا وو خودتون هر چی به ارومی رابططونو قطع کنینی بهتره و بعد راهنمایی من اول توکل به خدا بعد خودتون و هرکاری ک قران و ائمه در این مورد گفت پیدا کنینی و بخونین من مطمئنم خداند بزرگتر از همه و بخشنده ترینه چشاتو ببند و ادامه زندگیتو بسپار به اون بالالی و هیچ و هیچ کس تو دنیا دوست ادم نیست و چیزی به نام دوست نداریم تا زمانی ک قدرت تفکر درونتون و ایمان هست با ادمای فرصت طلب مشورت نکنین.یا علی

  240. سلام…ب همه اونااایی ک عصابشون خورده..شکست خوردن داااغونن…من الان متن جدیدمو میذارم:::باید بگم خیلی خیلی سختی کشیدم اما الان خیلی بهترم..واقعا بهترم…اصلا نمیتونم باور کنم ک از اون وضعیت اومدم بیرون…خیلی وحشتناک بود ..عذاب کشیدم..کارای وحشتناک کردم…اصلا کارام دست خودم نبود..اما ی روز ب خودم اومد..ی مشااار خوب ک خدا خیرش بده..کمکم کرد..خودمم تلاش کردم و الان شکر خدا بهترم…خیلی خوبم…فقط فکر گه گاه میاد و زود میره..الان فکرم باز شده بدیاااش نقطه ضعفاشو بهتر میبینم…تصمیم گیریم تو ایین موردااا بهتر شده. واقعا فکرم باز شده…شما هم ب خدا توکل کنید…ب خدا ی روز ب خودتون میاااید میبینید چ بدبخت بودیم ک ب این چیزا فکر میکردیم…خدا کمکتون کنه…

    • خدا رو شکر.این بهترین خبره
      کلی انرژی گرفتم مهدی .

    • همش موقته!!!!من تجربه شو داشتم. بیشتر از اینا طول میکشه که از ذهنت دورش کنی یا بتونی بدیاشو به یاد بیاری.. عشق کار خودشو میکنه، به این راحتیا نمیشه خلاص شد…

      • نرگس جان.خیلی بستگی به خودت داره که چه طوری رفتار کنی.تو این موقعیت ها واقعا باید سبک زندگیتو عوض کنی. هرچی بیشتر دامن بزنی دیرتر تر از عذاب ها راحت میشی و بیشتر خودتو نابود میکنی..در ضمن تو که میگی تجربه شو داشتم باید بگم که ادم ها با هم متفاوتند دلیل نمیشه اگه همه مثل هم حالشون خوب بشه و با یه دوره ی زمانی مشخص.
        منم تجربه شو داشتم و الان خدا رو شکر خیلی حالم خوبه بعد از گذشت 5 ماه
        منم روزا و شبای سختی رو پشت سر گذاشتم منم تموم حسای بدی که تو داشتی رو داشتم .ولی اول توکل به خدا کردم و گفتم خدایا غلط کردم بعدشم همه ی تلاشمو کردم تا خوب بشم.الانم نمیگم که چیزی یادم نمیاد ولی خیلی کمتر به گذشته فکر میکنم و دیگه مثل قبل برام ازار دهنده نیست.

  241. سلام..روز سختی دارم امروز امروز ولنتاینه…میدونم عشقم توبغل یکی دیگست..خدایا…بخدا نفسم در نمیاااد..چند روز خوبم اما بعدش ی دفه باا…خلاصه حالی ب حالیم..نمیشه فراموش کرد…خاطرات از بین نمیره…فراموش نمیشه…من نمیدونم باااید کنم مغذم دستور نمیده…اصلا..کم اوردم..اعتماد ب نفس ندارم ضعیفم….فکرم درگیره…التماس دعا دارم…خواهش میکنم تبرام دعا کنید…حتی تو ی جمله کوتاه..سالم باشید..یا علی

  242. سلاممم دخملا وپسلای گل وبلبل سرزمینم خوببیین؟چقدر غم چقدرغصه !!حیف نیستتتت حیف شماهانیست؟قدرخودتون وقتتون لحضه هاوثانیه هایب که نفس میکشیدوزنده ایدروبدونید،یک لحظه فقط یک لحظه ازاین حالت به اصطلاح غمگینی که دارید بیبایدبیرون خودخودخودواقعیتون بشید ،این یه تمرینه الان انجام بدین،چشماتون روبه سمت آسمون ببریدتاگردنتون کامل خم بشه به عقب دستاتون روبازکنید وبلندبگیدخداجوووونمممممم مرسیییییی که منوخوشششکل ونازر وسالم وانسان آفریدییی واییی خدایاشکرتتت که سالم هستم خدایاشکرت که جذاب دوست داشتی وبنده ی توهستممم من پرازانژی وشادی هستممم آخ جوننن خداجونمممممم دوسسسسستت دارم،ازته قلب بخندین خودتودرآغوش بگیرین توآینه به خودتوبگین وای من چقدرجذابم نمیدونستم ونفس عمیق بکشید چندبارپشت یرهم،وآب خنک بنوشی تااکسیژن به مغزتون برسه چون H2O داره وکلی شادباشین تصمیم بگیربن که حالاکه خداچشماتون وگوشسهاتون وعقلاتون رو بازکرده راهی روبربد وهدفی رودرنظربکیرید که دردوران کودکی ونوجوانی آرزوش روداشتیبد،زندگی یکباروفقط یکبار وجودداره،فقط یکبارفرصت زندگی کردن داریبم،خانواده،پدر‌مادر،خواهر برادر همه ی اینایی که ازشون غافل بودیم،لبخند وانرژی مثبت ،به اینافکرکنیم،بااینهابیشتروقت بگذرونیم،ورزش کلاس اشپزی کوه نوردی وهرچیزشادروتجربه کنیم،خرید آرایش،ودیگه عهدببندین درمورداین موضوع باهیچ کس صحبتی نکنین‌،شماها هرچی وهرکی وهرجا وهرشرایطی که دارید بهترینهاهستین ایبن روباورکنیدایمان به خودتون،دوست جونامممم زندگی خیلی قشسنگهههه بزنین برقصین آوازبخونیننن مابهترهیچ کس هیچ کس مثل هیچ کدوم ازماهانیست فقط بخنددددددددددد تو میبتونیییییمیبتونیییییییی بیدارشوووبخنددددد

  243. یا امام حسین!!!!!! بچه هااا چه خبرتونه!!! جان مادرتون بس کنید بخاطر بچه مردم خودتو اذیت نکنید،مگه از خونوادتون سرترن!؟؟؟ چرا انقد دپرس!؟ بخدا ارزش نداره چشم میزنی عمر آدم میگذره، خوش باشید! این نشد!؟ برو دنبال یکی دیگه 😉 یکی بهتر از این که قدرتونو بدونخ! ببخشدااا ولی برین تو عشقه ی طرفه رفیق ، تف تو ذات قبلیااا پیش به سوی بعدیا ههههه

  244. اتنا جان چ نگرشیه تو داری جااانم…اخه مااا دردمون اینه ک عشقمون پاک بوده…ار قرار بود هر روز با یکی باشیم ک دیگه این همه دردو افسردگیو ناراحتی چرا!!!!ما داریم چوب پااایبندیمون ب عشقمونو میخوریم…چوب باااور دروووغاااییک میشنیدیم…حرفات حقه…اما نه اون قسمتش ک این نشد یکی دیگه:'(ایشالا ک همتون سالم باشید بدور از غم و غصه سلاااامتی باهاااتون باشه رفیقا…فعلا یا علی مدد..

  245. سلام من دو سال عاشق همسایمون بودم ولی چون میترسیدم بهم جواب رد بده نمیتونستم بهش بگم چقد دوسش دارم تا اینکه تصمیم گرفتم بهش بگم ولی دقیقا 12 ساعت قبل از اینکه بهش بگم اساس کشی کردن من تو خیابون دیدمش و تو دلم گفتم که عشقم ایشاللا مهمونی خوش بگذره ولی وقتی رسیدم خونه با کلی پرسو جو فهمیدم مهمونی نبوده واسه همیشه رفته ولی خوب خیلی راحت فراموشش کردم یکم گریه لازممه ولی وقتی دیدم خیلی اهداف غیر رسیدن به عشقم دارم همه چیرو ظرف دو روز فراموش کردم اونم با دیدن سریال های امریکایی الانم اگه بگم فراموشش کردم دروغه ولی به عنوان یه خاطره خوب بهش نگا میکنم چون من یکی از پست ترین ادم هایی بودم که خودم میشناختم ولی چون میخواستم خوشبختش کنم همه اخلاقامو ظرف این دوسال عوض کردم و حالا دوروبریام که داستانمو میدونن میگن دو سال پیش اگه بهش میگفتی بهتر بود ردت کنه ولی حالا اون ضررر کرد که بهش نگفتی ولی من همیشه عشقمو سر تر میدونمو عاشق هیشکیم دوس ندارم بشم ولی خودمو عذاب هم نمیدم ازش نمیکنم دل تا جون بدم

  246. ای کاش یادبگیریم وقتی یکی به گناه خودش اقرار میکنه و کمک میخواد تا از گناه بیرون بیاد اگه نمیتونیم راهنماییش کنیم لا اقل سرزنش و توهین و تحقیرنکنیم وقتی یکنفر میاد راز پنهان دلش رو با شما بازگو میکنه هر چقدر هم خطاکار و گناهکار باشه نباید تو سرش بزنیم و توهین کنیم همونقدرکه اقرار به ندامت کنه یعنی پشیمونه و اشتباه خودشوقبول داره.شیطان با تمام گناهان به بخشش خداوند امید داره. فراموش نکنید اگه کسی رو بخاطر گناه یا بدی هاش سرزنش کنید و اظهار انزجار کنید دنیا تمام تلاشخودشومیکنه تا شمارو درون اون موقعیت قرار بده .

  247. سلام راستس من بیشترین چیزی که ناراحتم کرد اون زن متاهلی بود که به شوهرش خیانت کرد اونقدر نااحت شدم که دو شبانه روز همش بهش فکر میکردم و خودمو جای اون میزاشتم حتی تصورش هم برام سخته از هرچی آدمه حالم بهم خورد واقعا هیچ عشقی مثل خدا نمیشه اینا همش امتحانه
    هیچ امتحانی هم سخت تراز عشق نیست.
    کاش امام زمان ظهور کنه که دنیا از جهنم هم جهنم تر شده.

  248. سلام خدمت همگی خانومای گل آقایون با صفا منم یه سال پیش عشقم تنهام گذاشت رف نه دلیلشو فهمیدم نه تسکینم داد لااقل الان به خاطر تسکیناش یکم آروم بشم خدایی تو عین نامردی رف بعد پنج سال رابطه 5 سال محبت عشق صمیمیت طوری لهم کرد که که انگار نه انگار اگه یه ساعت ازم بی خبر میشد دلش میومد دهنش که زمینو زمانو میریخت بهم حالا موندم با هزارتا سوال بی جواب چرا آخه؟دنیا خیلی بده خیلی کثیفه شما میگین گرده کوچیکه فلانو بهمان ولی کو گردیش اونکه تو عین خوشبختیه یه ذره هم به کاری که واسم کرده پشیمون نیست منم میگفتم اوایل که آره بابا منو له کرد میره دو قدم جلوتر یکی دیگه لهش میکنه له که نشده هیچ خیلیم سرحاله هی ی ی خیلی حرف هس که شما خودتون بهتر از من میدونین بالاخره یه جورایی باهم همدردیم میفهمیم همدیگرو نیازی به گفتن همه حرفا نیس خداییش خیلی سخته یه مرد جلو بغضشو بگیره الکی بخنده یه جوری نشون بده که اصلا خیالشم نمیکنه امون از دلای مهربون خودمون آبجیا و داداشای گلم دعام کنین خیلی دوسش داشتم خیلی الان یه دردم شده اینکه بهش نرسیدم یه دردم شده اینکه خیلی راحت بعد 5 سال به یکی که اصلا از هیچ لحاظ سر تر از من نبود فروخت منو رف رف دیگه پشت سرشم نگا نکرد دوستون دارم یا علی

  249. سلام. اکثر پستارو خوندم. واقعا ناراحت شدم. اینجا اکثرا کسایی پست گذاشتن که عشقشون ولشون کرده. من دقیقا برعکسم. من کسی ام که بعد سه سال رابطه پسری که خیلی عاشقم بود رو ول کردم. پسری که بخاطر اینکه زودتر شرایط ازدواج رو جور کنه قید ارشدشو زد..کارشناسی رو که تموم کرد رفت سربازی. منم بخاطرش تمام خواستگارای خوبمو رد میکردم. کمکم کرد ارشد قبول شدم. و حالا که قرار بود 8ماه دیگه سربازیش تموم شه و بیاد خواستگاریم بنابه دلایلی گفتم باید رابطه رو تموم کنیم. خیلی اذیت شد. گفت زندگیمو خراب کردی..
    من از خودم بدم میاد که باهاش این کارو کردم. عذاب وجدان راحتم نمیذاره. کارم شده گریه.
    ولی مشکل اینه که خواهرم امسال با کسی ازدواج کرد که شرایطش عالیه. و منم خواستگارای خیلی خوبی دارم. ولی اون پسر فعلا چیزی نداره و قراره از صفر شروع کنه. و متاسفانه فامیلای ما خیلی رو شرایط پسر حساسن و اگه من با اون پسر ازدواج کنم خانوادم جلو فامیلا سرافکنده میشن.
    از طرفی من قبلا خیلی دوسش داشتم..پسر خیلی خوب و مثبتیه. ولی انقد که دوسم داشت حتی اگه ناراحتشم میکردم عصبانیتشو نشون نمیداد. بلد نبود سخت گیر باشه. شاید اینا به نظر شماها نکات مثبت باشه. ولی من بعضی وقتا عصبی میشدم میگفتم انقد بی خیال نباش. سرم داد بزن. واسم کمی سخت بگیر. بذار کمی ازت حساب ببرم. ولی متاسفانه جدی نگرفت. من کم کم احساس کردم دیگه مث سابق دوسش ندارم.وقتی پسرایی که رفتار مردونه داشتن رو میدیدم ناخودآگاه تو دلم میگفتم کاش عشق منم رفتارش مردونه تر بود..
    به هرحال رفتم پیش مشاور و مشکلمو گفتم. گفت اگه باهاش ازدواج کنی به مشکل میخورین.
    ولی من همچنان عداب وجدان دارم و همش تو فکرمه که برگردم باهاش. همه میگن بی خیالش شو. ولی اون تاحالا ذره ای بدی به من نکرده.فوق العاده پسر خوب و مودب..
    خیلی دو دلم.

  250. سلام سارا جان تنهاش نذار فقط همین…

    • مرسی از نظرت. راستش خودمم دارم به این نتیجه میرسم که نمیتونم همینطور ولش کنم برم. آخه جز خوبی ازش چیزی ندیدم. بعدم نمیتونم اون همه احساس و علاقشو نادیده بگیرم.بخاطرم اینهمه تلاش کرد که بتونه بیاد خواستگاری. الان که دیگه چیزی نمونده بود بیاد جلو، انصاف نیس بزنم زیرش. فقط راه سختی پیش رو دارم. مطمئنم خیلیا بخاطر این موضوع مامان بابامو سرزنش میکنن.چون الان همه فقط به شرایط مالی پسر توجه میکنن.مخصوصا اقوام نزدیک ما. دوس نداشتم مامان بابام بخاطر من اذیت شن. ولی با مامانم صحبت کردم و گفت اگه واقعا فک میکنی با این پسر خوشبخت میشی من کنارتم و کمکت میکنم. مهم زندگیه توه نه حرف اطرافیان.
      دیگه توکلم به خداس.

  251. بهترین تصمیمو گرفتی سار خانم مطمین باش پشتش وایسی به همه جا میرسه حتی شرایطش بهتر از خواستگارای فعلیت میشه عشقت اگه بدونه اینقد برات مهمه که میخوای پشتش وایسی از همه چی مایه میذاره تا خوشبختت کنه توکلتونم به خدا باشه واست دعا میکنم… مال ما که پشتمون رو خالی کرد رف ولی نفهمید من چی کشیدم شما هم پشت عشقتو خالی نکن بذار به زندگیش امید وار باشه تلاششو بکنه زندگیو خوشبختیو سعادت حق ماس باید حق انتخاب داشته باشیم ان شاء الله که به خوبیو خوشی برسین بهم طعم یه زندگیه پر از عشقو بچشین

  252. به نام خدا
    **************با همین راهکار یک عاشق دو آتیشه آرام شد************************

    مخاطب من همه آنانی هستند که شکست عشقی خورده اند اگر عاشق واقعه ای باشید محال است که عشقتان را فراموش کنید اما میتوانید از لحاظ روحی آرام شوید یاد خدا آرام کننده دل هاست هیچ راهکاری علمی توانا تر از یاد خالصانه خدا نمیتواند آرامتان کند فکر کردن به یه عشق دیگه میدانم شمارا خراب تر میکنه حتی اگر پیدا هم بشه هرگز عشق اول نمیشه و ضمنا هیچ تضمینی نیست که از اولی بدتر از آب در نیاد تنها توصیه من به شکست عشقی ها
    بگویید *لا اله الا الله تا رستگار شوید محمد (ص)* معنی این جمله این است که هیچ معشوقی نیست مگر خدا و اگر شما عاشق کس دیگری شوید مطمئن باشید یک روزی پشیمان خواهید شد چه قبل ازدواج چه بعد آن چرا به دنبال کس دیگر میگردید چرا نمیخواهید طعم محبت دروغی معشوق تان را با طعم محبت راستین خدا عوض کنید تا ببیند چگونه خدا یاری یتان میکند خداوند میفرماید به بندگان گنه کاری مثل من میفرماید* چرا توبه نمیکند تا گناهتان را ببخشم * یه جورایی خداوند به ما میفرماید* بیا بنده من میبخشمت * خداوند خریدار قلب شکسته شماست و با قیمتی که از حد توان تخیل ما بسیار بالاتر است
    خداوند قول داده که اعمال بد توبه کننده را به اعمال نیکو تبدیل نماید

    همه کسانی که کمک میخواهند توجه کنند

    *************امام علی ع میفرمایند : گناهی که پشیمانی بیاورد بهتر از عمل خیری است که مغرور سازد********
    شاید دیگه هرگز من هیچ پیامی نزارم ولی درمان شکست عشقی یاد خداست و دشمن داشتن شیطان
    شیطان دشمن قسم خورده ماست هموطنانم اگر بیننده شبکه خارجی هستید به خاطر خدا شبکه های خارجی را ترک کنید زیرا دشمنان قسم خورده ما هستن

    هموطنان من چرا به خدا برنمی گردیدید تا آرامش یابید

  253. سلام . من فکر میکردم من تنها ادم شکست خورده روی زمینم اونم به این وضع .ما دوست نبودیم .به هم معرفی شدیم یک ماهی صحبت کردیم تا اینکه توافق کردیم برا ازدواج .خانواده من رضایت نمیدادند خودش دید پدرم در اومد تا رضایت خانوادمو گرفتم .په روزها و شبها گریه کردم توی یک ماه 8 کیلو کم کردم تا رضایت خانوادمو بالاخره گرفتم . یادم نمیره چه شبهایی که بقول خودش نماز امام جواد میخوند و گریه میکرد تا پدرم راضی بشه. نذر کرد و…چقد عکسهای منو با فتوشاپ درست میکرد و زیرش مینوشت اخرش باباشو راضی میکنم . همین کارهاش باعث شد به خاطر داشتنش بجنگم .بالاخره اومد خواستگاریم رسمن و پدر رضایت داد. اما دو دفعه تا مرحله عقد رفتیم اما یکی دو روز قبلش بهم زد مراسمو . دفعه اول گفت راه دوره و شرایط خانواده الان مساعد نیست برا که همه بیان .دفعه دوم زد زیر همه قول و قراراش برا حق سکو نت و مهریه و …اما بعدش دوباره اومد ادای عاشقا رو در اورد منو خوب عاشق کرد .یادمه یکروز گفتم خانوادم با اتفاقات افتاده دیگه رضایت نمیدن بهتره هر دو بریم دنبال زندگیمون . چند روز فقز مزالب غمگین نوشت و …که من درکش نمیکنم و ….بعد دو سه روز پیش عید یکدفعه عوض شد شد همون چهارده مورد بالا . الانم دو سه روز قبل زنگ زده که شرمنده من اصلن قصد ازدواج ندارم . میخوام بقیه عمرمو مجرد باشم . خواهراش خیلی با من خوب بودن همیشه طرفدار من ولی دو روز پیش هرچی به خواهرشم تماس گرفتم و پیام دادم که چی شده جواب نداد. البته اولین بار که نامزدم اینجور گفت بش گفتم خیلی دلداری داد و بد و بیراه به داداشه گفت که بیجا کرده اما دو روزه جواب نمیده خواهرشم . عید من چون اصلن پیداش نبود چند باری زنگ زدم و پیامش دادم و هر بار قهر کرد که چرا زنگ میزنی و پیام میدی مسافرتم جلو فامیلم هی زنگ نزن و پیام نده . بعد تعطیلاتم چون دیدم اصلن جواب نمیده کلی پیام زنگ زدم اما تنها جوابش شد که تو دلت میخواد من تحت کنترلت باشم . من نمیخوام ازدواج کنم نه با تو نه با هیشکی دیگه حالا دارم فکر میبکنم مگه این همه تغییر رفتار میشه یک بار عاشق عاشق عاشق . یکبار اینجور فارق فارق فارق

  254. سلام منم. سه ماه. ونیم یکب گزاشتم سرکار.البته اومد خواستگاری .خانوادم مخالفت کردند اوقدر عاشق بازی در اورد و بقول خودش نماز خوند و دعا کرد تا خانوادمو راضی کرد سه ماه و نیم هی وعده داد هر بار دو سه روز پیش عقد بهانه اورد و عقدو عقب انداخت .اما بازم ادای عاشقا رو در میاورد تا اینکه چند روز پیش خیلی راحت گفت من قصد ازدواج ندارم اصلن نه با تو نه با کسی دیگه .دوستام میگت مجردی خیلی بهتره .زنم بخوام خدا داده صیغه بدون توجخ به اینکه تو این سه ماه و نیم پدر منو در اورد تا رضایت خانوادمو بگیرم و باش ازدواج کنم .خیلیی راحت گفت خدا حافظ و رفت

  255. یه دختر ساده

    تقریبا دو ساله پیش با یه پسره مومن و مهربون آشنا شدم قرارمون شد بعد از مدتی آشنایی بیاد خواستگاری،بعد از چند ماه فهمیدیم که خیلی همو دوس داریم،تمام شئونات رو هم رعایت میکردیم،تا جایی که حتی یه بار هم با هم بیردن نرفتیم،و فقط تو دانشگاه همو میدییم،من استاد زبان هستم و اون یه دانشجو ساده و بیکاری بود،خیلی همو دوس داشتم هرشب کلی با هم حرف میزدیم تا بخابیم،هر شب قصه میگفت تا خابم ببره،خیلی دوران خوبیدبود،تا اینکه یه روز بهم گفت مامانم میگه فعلا زوده واسه ازدواجت منم گفتم عب نداره صبر میکنم،بعد بهم گفت نه کمکم کن تموم شه زندگیمون خدافظ……و من یهو تمام رویاهام فروریخت……تا چند روز شوکه بودم،از تو تلگرام بلاکم کرد،رفتم اینستا از اونجا هم بلاکم کرد……ایکاش باورمون بشه اگه به کسی میگیم دوسش داریم،اون بیچاره باور میکنه،عاشق میشه دل میبنده،ایکاش تو رابطه هامون مرد باااشیییییم،مردونه بمونیم،دلم به حرفاش میسوزه که میگفت تحت هیچ شرایطی تنهات نمیذارم،تو از من بهتری تو رو خدا تنهام نذار….گوله این حرفا رو نخورید من فک میکردم مرده ولی نبوووود…..مرد میخاد موندن به پای عشقت

    • سلام عزیزم.میدونم که سخته.من نمیخام خدای نکرده به آقایون توهین کنم.ولی ببین پسرا زیاد حرف میزنن.تا دلت بخاد حرف میزنن.حرفای قشنگ حرفای رنگارنگ.وارد مسائل جزئی میشن مثل اینکه کجا زندگی کنیم ؟تو چنذتا بجه دوست داری…..اووووووه انقد میگن ازین حرفا..ولی قول شاعر دوصدگفته را نیم کردار نیست.نمیگم با کسی وارد رابطه نشید و….ولی تا زمانی که خاستگاری نیومده و منطقی جلو نیومده نه رو حرفاش نه رو کارهاش اصلا حساب نکنید.بر اساس تجربه دارم میگمچه برای خودم اتفاق افتاده چه برای اطرافیانم.پسری که واقعا کسی رو برای ازدواج بخاد فقط با احساسات جلو نمیاد.بعضی وقتها تازه خیلی هم منطقی میشه.ولی پسری که از اول رابطه با احساسات جلو میاد و همین روال رو ادامه میده این ینی اینکه یه جای کار میلنگه.دنبال یه هم صحبت میگشته که کلمه های عاشقانه ای که روی دلش باد کرده رو به یکی بزنه.واقعا این رو به کرات در دوستان و اطرافیان که براشون اتفاق افتاده دیدم.پس در قلبتون رو به روی هرکسی باز نکنید.برات آرزوی بهترینها رو دارن عزیزم.

      • هههههه اگرم اشتباه فکر کنی در مورد پسرا من هیچ شکی نمیکنم چون منم همیشه در مورد دخترا اشتباه فکر میکنم

        آما پسری که دختری رو واقعا بخواد بعد از اجازه گرفتن از خود دختر میره خواستگاریش نه اینکه بخواد به همین دوستی معمولی ادامه بدن

  256. سلام به همه دوستان وکسانی که به هر دلیلی شکست عشقی خوردن والان حال و احوال خوبی ندارن.
    من اینجا نیومده که افرادو سرزنش کنم و بگم مثلا فلان کارو نباید انجام میدادی دیگه اتفاقیه که پیش اومده. ولی به نظر من بهترین راه درمان این حال و احوال و اینکه بتونیم راحت فراموش کنیم اینه که هرچی میتونیم یا با هرروشی که بلدیم به “خدا” نزدیک بشیم و یتونیم باهاش ارتباط برقرار کنیم. واااای نمیدونید چه معجزه ای میکنه آدم احساس میکنه از همه دنیا و مردمش بی نیازه و قشنگ اینو حس میکنی که خدا هم چقدر تو زندگی هواتو داره. بعد اون موقعس که معنی واقعی زندگی کردنو میشه فهمید واینکه پیش اطرافیانت عزیز و محبوب میشی…
    همین

  257. سلام به همه ی خواهرها و برادرهای گلم.من30 ساله دانشجوی دکترا.در همه عمرم دوست پسر نداشتم .ولی برای آشنایی و ازدواج وارد رابطه های کوتاه مدت شدم. به غیر ازینها آدمهای متفاوتی رو در زندگیم دیدم.چیزی که من تجربه کردم این هست که هیچوقت نشینید با خودتون فکر کنید.که مثلا اون که اینهمه میگفت عاشقتم دوستت دارم برات میمیرم…..یهو عوض شد .یهو رفت. سرد شدو……چون ما آدمها موجودات پیچیده ای هستیم با سلیقه های مختلف با روحیات مختلف با درک های متفاوت از زندگی..حالا با توجه به کامنتهایی که من از شما خوندم دخترها بهتر درک میکنند که چی میگم.من روانشناس نیستم ولی میخام واقعیت رو به شما بگم.به نظر من اولین چیزی که ما رو وابسته و بعد هم شکست خورده میکنه نداشتن اعتماد بنفسه.فکر میکنیم دیگه هیشکی ما رو نمیخاد یا عیبی داریم که اون گذاشت رفت یا دیگه نمیتونیم عاشق بشیم.واقعا اگر من به این حرف اعتقاد داشته باشم که من سرترم و لایق بهترینها هستم و چه و چه….بنابراین نباید تا سرحد مرگ خودم رو به خاطر یکی دیگه عذاب بدم.خوب رفته که رفته گور باباش..فکر نکنید من آدم بی احساسی هستم که دارم اینا رو میگم.اتفاقا من ازون آدماشم که خیلی هم زود وابسته میشم.ولی واقعا وقتی این احساس اومد سراغتون که اون رفته و من حالا چکار کنم به عزیزترین شخص خانوادتون فکر کنید که اگر من این آدمو در کنارم نداشتم چی میشد.الان این آدم بیشتر به درد من میخوره و منو میفهمه یا اونیکه گذاشت رفت.خواهرانه استدعا دارم هیچوقت کسی که ترکتون کرده دوباره اون رو نپذیرید .چون قبح این کار براش ریخته شده و دپباره و سه باره و هزارباره هم اینکارو میکنه.کسی که شما رو ترک میکنه و دست رد به سینتون میزنه خوب کاملا واضح و معلومه که در درون خودش به شما پایبند نبوده و شما رو واقعا از ته قلبش نمیخاسته وگرنه نمیرفت.اینکه شما واگذار میکنید به خدا خیلی خوبه.ولی زمانی اون چوب کارش رو میخوره که شما این مسئله رو فراموش کرده باشید.من یه فیلم دیدم که دیالوگ قشنگی داشت. ی نفر یه نفر دیگه رو رها کرد واون شخص رها شده گفت توی این رابطه تو باختی !چون کسی ذو از دست دادی که با تمام وجودش دوستت داشت ولی من کسی رو از دست دادن که هیچوقت دوستم نداشت و من رو به بازی کرفته بود .پس هیچوقته هیچوقت غصه نمیخورم.من میدونم خیلی سخته .خیلی دردناکه کسی رو که دوستش داری نخوادت ولی این عزاداریهای دوساله و سه ساله و پنج ساله به غیر ازینکه روح و جسم شما رو فرسوده کنه .آیا چیز دیگری داشته.مثلا من کامنتهای آقا احسان رو میخوندم معلومه ایشون خیلی اذیت شدند.ولی از نظر من اینهمه عذاب به جسم و روح وارد کردن واقعا لزومی نداشت.دختری که شمارو به خاطر دکتر نبودن نخاد نشان از سطحی بودن و چیپ بودن همچین دختری هست حتی اگر دکتر دارو ساز باشه.مسلما یکی از دلایلش هم پول بوده که شوهر دکتر میخاسته.کسی که بخاطر دکتر نبودن یک ویژگی اکتسابی هست شما رو رها کرده و به قلبتون ومحبتتون و عشقتون که یکرموهبت الهی هست چسمش رو بسته پس این دختر ارزش حتی یک لحظه فکر کردن رو هم نداره.دوستان من همه چیز عشق نیست.دنبال مرد زندگی باشید.الان این خانم طفلکی که با عشقش ازدواج کرده بعداز 12سال زندگی با یه بچه عشقش گذاشته رفته پس منو شما بخاطر زندگی نکرده چه غصه ای داریم بخوریم؟ من فکر میکنم بیشتر عذاب نا به خاطر این هست که محبت بی دریغ و کمک های خالصانمون رو نثار کسی میکنیم که قدر فداکاری ما رو نمیدونه.بعد وقتی میزاره میره هی خود خوری میکنیم که من اینهمه براش وقت و انرژی و محبت و کمک صرف کردم ولی اون نفهمید و قدر ندونست و رفت درواقع چون در ازای محبتی که در ازای محبتومون دریافت نکردبم یه جورایی زورمون میاد.و همس حسرت میخوریم که چرا رفت؟ چرا اینطور شد ؟ چرا اونطور شد.ودوستان من همیشه کسانی که تمام خودشون رو صرف یک رابطه میکنن ممولا بیشتر شکست میخورن و آسیب میبینن.به قول یک بزرگی به اندازه ی ارزش و لیاقت انسانها دوستشون داشته باش ولی به اندازه ظرفیتشون بهشون ابزار کن.وقتی به تمامی خودت رو صرف یکی میکنی تو میخای عشقت رو خالصانه نشون بدی در صورتی که داری اون رو از عشقت اشباع میکنی.در حدی که دیگه دلشو میزنه.اینها که میگم فلسفه بافی نیست.واقعامن خودم به اینها رسیدم.ورزش کنید مطللعه کنید کارهای هنری یاد بگیرید .دنبال چیزی برید که ازش لذت ببرید….بعدها وقتی پیر بشیم به حال این روزهای قشنگ جوونی که بخاطر یه بی لیاقت دیگه از دست دادیم حسرت میخوریم.پس دنبال چیزی باشید که شما رو ارتقا بده. وگرنه زندگی که بخاد با دلخوری وخونابه جگر و بی مهری معشوق شروع بشه. میخام صدسال شروع نشه.من یک چیزی رو خدمت دختر خانم های عزیز بگم.خیلی از پسرهایی که میان سراغ شما ولی نمیمونند یک عشق از دست رفته دارند که شاید به شما نگند ولی میخان یه جایگزین برای تسکین خودشون پیدا کنندکاری همربه این ندارند که شما عاشق و وابسته میشید.البته هرچند اینها واقعا جای ترحم و دلیوزی دارند چون انقدر عاشق اون عشق از دست رفته هستند که اصلا نمیتونند با هیشکی دل ببندد.بنابراین این شما هستید که باید فاز و مود اون پسر رو تشخیص بدید.خواهرای عزیز.پسری که شما رو بخاد بهتون احترام میزاره واسه خاستگاری اومدن بهانه نمیاره شما رو فامیل و دوست وآشنا نشون میده.به بیکاری و بی پولس فکر نمیکنه.عزیزم مردها با زنها فرق میکنند در امرازدواج.پس استدعا دارم کسی که با بی مهری ترکتون میکنه اگه دوباره برگشت قبولش نکنید و اون رابطه رو برای همیشه تموم کنید.اینو جدی میگم چون بهتر که نمیشید هیچی داغون تر هم میشید.پس این عزاداریها رو تمام کنید و به روزهای خوش آینده به بجه هایی که میخاید بزرک کنید به زندگی که میخاید بسازید فکر کنید.موفق و موید باشید

    • سلام خانم سپیده.
      من تو زندگیم تجربه ی بزرگی کسب کردم. مدام میام تو این سایت. با این کار مدام به گذشته ی خودم فکر میکنم، به اشتباهاتم! و از همه مهمتر اینه که میدونم کسی که شکست عشقی خورده دوس داره یه گوش شنوا واسه شنیدن حرفاش داشته باشه، پس میام تا حرفای دیگرانو بشنوم و تجربیاتمو در اختیارشون بذارم.
      همه چیز با خواست و اراده ی خدا پیش میره. عید سال پیش من مثل یه جنازه گوشه ی اتاقم افتاده بودم ضعیف شدم. خیییلی ضعیف شدم. اما به لطف خدا عید امسال بسیار سرزنده بودم. شش ماه پیش که ازدواج کردم زندگیم عوض شد، من تو 25 سال عمرم وقایعی دیدم که هنوز باورم نمیشه. دختری که 9 سال بهش دل بستم، کسی که وقتی کاردانی به کارشناسی دانشگاه معتبر تو اصفهان قبول شدم رفتم بخاطرش ثبت نام نکردم و همون ساعت برگشتم دانشگاه شهر خودمون ثبت نام کردم تا بتونم موقعیت ازدواج باهاش رو فراهم! کسی که خودش اینارو دید و قول داده بود اونم ترکم نکنه، همین که ترم اول دانشگاه خودش شد ترکم کرد! اما ازین طرف دختری که مدرک تحصیلیش از الان من بالاتر بود یعنی ارشد داره و داره واسه دکترا میخونه مشتاقانه قبولم کرد و از من فقط خودمو خواست!
      منم مشتاقانه باهاش ازدواج کردم. الان میفهمم که زجری که من سال پیش بخاطر اون دختر میکشیدم بخاطر محبت خدا بوده. خدا میخواست شخصی رو وارد زندگیم کنه که مثل خودم معنای عشق و محبت رو بدونه.

      • احسان میدونی برات خیلی خیلی خوشحال شدم که ادواج کردی از بین همه این بچه ها که اینجا بودن من فقط برای تو پیام نوشتم و چیزی رو از خدا برات خواستم که همون برات پیش اومد یعنی ازدواج کنی و خوشحال بشی خدا رو شکر….احسان برای من هم دعا کن من هم به آرزوهام برسم خوشبخت وخوشحال باشم

    • سلام – حرفات خیلی خوب بود – امیدوارم که کسی باشه بخاد درس عبرت بگیره

    • سپیده خانوم حرفاتون واقعا عالی بود.ممنون که تجربه هاتون رو در اختیار بقیه گذاشتین.بیشتر حرفاتون که گفتین نه که خود ادمم تجربه کرده مثل قالب ظرفی میره میشینه تو مغز ادم چفت میشه.ادم با قلب و مغزش درک میکنه حرفاتونو.هممون دردایی تو زندگی داریم که استخونای دلمون خورد شده تا تحمل کردیمشون.من به اینکه میگن میگذره اعتقاد ندارم بله میگذره ولی فقط میگذره فقط اتفاق از ما دور میشه زمانش و جون میکنیم تا بگذره.امیدوارم با اومدن اتفای بهتر و موندگار که ماه حصل سختیامون باشه بتونیم گذشته و فراموش کنیم.برای همتون ارامش ارزو میکنم

  258. دوستان خوبم

    مشکل من این که اصلاً رابطه ما به شروع هم نرسید که بخواد پایان داشته باشه من فقط یه دختری رو دیدم ازش خوشم اومد رفتم جلوش بهش پیشنهاد دادم خوب اصولاً اکثر دخترا خجالتی ان انتظار هم نداشتم بعله رو بگه

    تا این که تا مدت یک ماه ندیدمش بعد یک ماه از جلوم که رد شد لبخند زد همچنان قیافه اش یادم

    تا من فکر کردم که خجالت کشید که بعله رو بگه

    از اینجا به بعد اشتباهات من شروع شد یعنی با رفیقام افتادم دنبالش میرفتم پشت در کلاسش و…. حتی تو خیابون و در خونشون هم میرفتم بیشتر نقش مزاحم ها رو داشتم

    یک سال گذشت دختر ازم شکایت کرد تو دانشگاه و رییس حراستم چون رفیقم بود گفت اشتباه از خودت بوده و باید به یه دختری میگفتی بره باهاش حرف بزن
    من به چند نفر گفتم حتی یکی از فامیلامون همسایه شون بود اما فامیلمون با ازدواج من با اون مخالفت میکرد و میگفت محال ممکنه بهت بدنش چون از نظر مالی صد لول از من بالاتر بود

    حالا هم که تقریباً دو سال گذشته واسم هزار سال بودن در جهنم بهتر از ده دقیقه بودن تو این دنیا

    از نظر قیافه و قد و هیکلم خیلییییییی خوبم چون به هر کی پیشنهاد دوستی میدم قبول میکنه اما من دوست نمیخوام من فقط فقط فقط اونو میخوام و بقیه واسم جذابیتی ندارن

  259. سلام دوستان منممیدونم خیلی درد بدی ولی من قبول دارم اشتباه از خودمه که شکست می خورم در این جور رابطه ای که همون اولش زود با طرف رابطه خوبی برقرار می کنم بدون این که درست بشناسمش ولی میگم اونا لیاقت دوست داشتنو ندارن خاک تو سر هرچی رفیق نیمه راه و بی معرفت و نامرد هست من که از این جور آدما متنفرم که با احساسات یه نفر بازی می کنن منم با یکی بودم و بعد چند ماه گذاشت رفت خیلی هم پشیمونم که چرا همون اولشباهاش بودم و امیدوارم خدا یه جایی جوابشونوبده من که ازش نمیگذرم به خاطر شکستن دلم امیدوارم اگه با کسی م دوست هستید و اونو می خواهید دوستی هاتون پایدار بمونه تا آخرش منم یکی را می خواستم که تا آخرش باهام باشه ولی نشد الانم دارم سعی می کنم همه حرف ها و خاطراتمونو فراموش کنم چون هرچه بیشتر بهش فکر کنم بیشتر ضربه می خوردم امیدوارم همیشه دوستی هاتون پایدار و دل هاتون شاد بمونه و هیچ دلی نشکنه

  260. حرفاتونو با خدا بزنین بگین بهش چی کشیدین البته اون خودش میبینه شاهده که چه دردایی کشیدین منم عین شما ها بد شکست خوردم خیلی بد نامردی دیدم خیلی سخته خیلی فقط به خدا سپردمشون همین…

  261. به احسان
    اقا احسان یعنی واقعا دیگه بهش فکر نمیکنید.؟الان از اون دختر چه خبری دارید فکر میکنید الان پشیمون هست؟راستی کنکور تجربی دادید چی شد؟

    • بهش به عنوان یه اشتباه و یک سیاه بختی که از کنار گوشم گذشت یاد میکنم.
      واقعا ازش ممنونم که با پای خودش از زندگیم رفت بیرون. چون الان همسری دارم که همیشه پشتمه و بسیار دوسش دارم. همسرم با اینکه تحصیلاتش از من بالاتره و تو دانشگاه ملی درس خونده مدام بهم میگه احسان هیچوقت فکر نمیکردم شوهری به خوبی تو داشته باشم . تو تمام برنامه های زندگیم کنارمه. همسرم بهم گفت که نیاز نیست کنکور تجربی بدم، بهم گفت رشته تحصیلی خودم خیلی خوبه و ازم خواست تو همین راستا پیشرفت کنم. منم قبول کردم و شکر خدا هر روز به پیشرفت فکر میکنم. خدا منو خیلی دوسم داشته که چنین همسری رو واسم آفریده.

      • سلام احسان باورم نمیشه دقیقا حرفهایی که من بالاتر برات نوشتم الان میبینم که همسرت بهت گفته یعنی راجع به رشته ات که میخواستی تجربی بخونی بهت گفتم رشته خودت خیلی بهتره حرفی که الان دیدم همسرت هم بهت گفته خیلی خوشحالم که هر چی فکرخوب راجع به شما کردم دقیقا همونها برات پیش اومد خیلی خوشحال شدم برات احسان خواهش میکنم اگر پیام من رو هم میخونی برای من هم دعا کن خدا به من هم نظر کنه به آرزوهام برسم خوشبخت و خوشحال باشم (خواهر شما مریم

        • سلام مریم خانوم

          چی شد که شما فقط واسه من پیام گذاشتی؟؟ چه چیز نظرت رو جلب کرد.؟ مگه شمام جریانی شبیه به جریان من واستون اتفاق افتاده؟ ممنون میشم اگه توضیح بدین

          • سلام آقا احسان ..نه اصلا من هیچ وقت عاشق نبودم هیچکی هم عاشق من نبوده دنباله دوستی و این چیزها هم نبودم … واقعا هم خودم نمیدونم چرا فقط مطالب شما رو خوندم اولش که از اون خانوم صحبت کردی که بهش نرسیدی خیلی ناراحت شدم بعد هون لحظه تو دلم گفتم خدا کنه یکی بهتر از اون گیرت بیاد که خیلی بیشتر از اون به شما علاقه داشته باشه بعد که اومد بقیه مطالبتون رو خوندم و فهمیدم که ازدواج کردی خیلی خوشحال شدم خیلی زیاد میدونی چرا؟ چون از ته دلم برات دعا کردم و اینکه که دعام برآورده شد خدا تنهات نذاشت و ازدواج کردی خوشحال شدم ….دوس داشتم من هم به آرزوم برسم …من شاید مثل بچه های اینجا با پسرها نبودم همشون فقط در حد خواستگاری بوده که اومدن خونمون …دلم گرفته اما نه از شخص خاصی از خودم که چقدر میتونستم بهتر از این که هستم باشم اما نیستم …اجازه میدین بقیه اش رو یه جورایی فقط به شما بگم ..مثلا با ایمیل؟

  262. سلام منم یه دختر بیست وچهارسالم.شاید شماها یه درد داشته باشین ولی من هزار درد.اوایل دانشگام با پسری اشناشدم که عشقم شد بعد سه سال از هم جدا شدیم البته سه سال رو پیوسته باهم نبودیم میرفت ومیومد این از همه سخت تر بود چندماه حالم عالی بود چندماه مث مرده ها.بعداون یه نفر برا اشنایی وارد زندگیم شد وقتی میخواستم شروع کنم گریه کردم و از خدا خواستم اگه قسمتم نیس نیار تو زندگیم ولی اومد.اونم بعدیه سال خیانت کرد رفت منی که با رفتن عشقم مث افسرده ها شده بودم البته تورابطم نمیزاشتم همچین حالتی ازم دیده بشه خلاصه بگم به زور داشتم خودمو پیدا میکردم که رفتم سرکار کارمو زود پیدا کردم یه کار عالی .از روز اول یکی از همکارام ازم خوشش میمومد تا اینکه پیشنهاد داد منم به حساب اینکه این مورد مث رابطه های کوچه وخیابون نیس قبول کردم بعد شش ماه بخاطر پیشنهاد سکس ازش جدا شدم.قبلم پر از درده.بهترین روزای عمرم تو شکست و تلخی داره میگذره .میخوام فراموشش کنم ولی هرروز سرکار میبینمش غذاخوری همه جا.نه غذا میخورم نه میخندم.لطفا کمکم کنید کسی رو که ادم هرروز چندبار میبینه چطوری میتونه فراموش کنه.

  263. دوستان اگه میشه یه گروهی از همین گروها توی نت میگین توی تلگرام معرفی کنین.ممنون

  264. سلام به همگی

    بچه ها ببینید عشق دیگه وجود نداره اگرم باشه خیلی کم – متاسفم برای مردم که وابستگی یه ی چیزی رو عشق تلقی میکنن – اینا فقط یه وابستگی سادست .
    خواهشا خودتونو زندگیتونو با این عشقای الکی خراب نکنید – مگه شما قراره چندسال زندگی کنید که میخواید زندگیتونو با چیزایی که هیچ ارزشی نداره خراب کنید

    فقط عاشق خدا باشید – عاشق خونوادتون باشید – عشق اگه واقعی باشه مقدسه و هیچوقتم داخلش شکست نیست و سالیان سال میتونی با خوشبختی زندگی کنی –

    من خودمم 27سالمه – قبلا این اتفاق برام افتاده ولی برام تجربه شد و دونستم به کسی نمیشه اعتماد کرد –
    فقط اینو فهمیدم که کسی عشقشو با عقل و دلش اننخاب نمیکنه متاسفانه شناخت عشق با ی دیدن شروع میشه که میتونه بزرگترین اشتباه باشه

    همتونو به خدا میسپارم

  265. سلام..خسته نباشید بچه ها…متنایی که ی مدت پیش گذاشتمو خوندید حتما…الان مدت زیادی…میگذره…خیلی میگذره…شاید رو تقویم چند ماه اما برای من خیلی خیلی بیشتر از چند ماهه…والا چی بگم خیلی اذیت شدم…اما خیلی چیزارم یاد گرفتم…تجربه شد…الانم خوبم…خیلی بهتر از قبلم…ی روزی شمارمو گذاشتم تو این سایت ک ی نفر ب دادم برسه…ک ی نفر کمکم کنه…اون ی نفر بهم پیام داد خیلی کمکم کرد…واقعا زحمت کشید شاید باورتون نشه اما خیلی وقت گذاشت برام…کسی ک حتی صدای منو نشنیده بود…منو نمیشناخت…ی نفر از تو همین سایت ب دادم رسید وگرنه معلوم نبود چی ب سر من میومد…براش دعای سلامتی میکنم…انشالله همیشه سلامت باشه…بگذریم…امروز بازم شمارمو میذارم…لینکمو میذارم…هر کدومتون دوست داشتید…هر تایمی ک خواستید پیام بدید داخل تلگرام…میدونم چقدر برای شما این لحظات سخت میگذره…چون کشیدم…این بار شمارمو میذارم ک اگر بشه بتونم ب خواهرا و برادرای عزیزم کمک کنم…پیام بدید…نازلی خانم…شما هم پیام بدید..فک میکنم بتونم کمک کنم…البته جسارت بندرو ب بزرگواری خودتون ببخشید…فک میکنم فعلا شما بیشتر از همه نیاز دارید ب ی کم صحبت…البته ما چند نفریم داخل تلگرام ک داریم ی جورایی ب هم کمک میکنیم…تن و بدن همتون سالم با۰۹۳۹۰۴۵۳۰۸۹)mehdimeftahi_persianGulf@

  266. ضمنا اینم بگم شاید اگه کسی داستان منو بخونه فکر کنه من هرروز با یکی بودم نه اصلا .من از موقع مدرسه از هرچی دوستی و رابطست بدم میومد و هیچ موقع بهش فکر نمیکردم ولی اوایل دانشگام با کسی که اشنا شدم با هزار اصرار و ادعای عاشقی که تا اخرین روزهم این ادعارو داشت با کلی اصرار و خواهش که هیچ وقت فکر نمیکردم خودم یه روزی عاشقش بشم قبول کردم. و دو مورد بعدی تو موقعیت و شرایط و واسطه ای بهم داده شد که پیشنهادشون هیچ شباهتی به دوستی معمولی نداشت منم به خیال اینکه نخوام تا ابد عزادار عشقم باشم خواستم به خودم فرصت دوباره بدم.چون منم به عشق پاک اعتقاد دارم چون اگه میخواستیم هرروز با یکی باشیم که حال وروزمون این نبود.من تو رابطم باکسی بودم که که بخاطر شغلش تا سه ماه میرفت ماموریت خارج از کشور و فقط لوکیشن مکانشو برام میفرستاد با همه ی اینا تو بی کسیام همه ی این مدت رو خالصانه وفادارش بودم اما چه فایده این دنیا رسمش یه چیز دیگس…

    • (( روزی می رسه که وقتی به گذشتت نگاه میکنی حسرتشو میخوری، چون می بینی که چه موقعیت های طلایی واسه پیشرفت داشتی ولی همشو بخاطر یه انسان بی احساس از دست دادی))
      این دقیقا حرفیه که سال های پیش مشاور ها و اطرافیانم بهم زیاد میگفتن، اما من گوش شنواواسه شنیدنشون نداشتم. مطالب منو که سال پیش نوشتم بالا بخون بعد متوجه میشی که تو بیشتر از من سختی نکشیدی. اما الان میفهمم که حرفشون کاملا درست بوده.

  267. چشم اقا احسان.میفهمم چی میگین.چقد خوبه که چند نفری پیدا میشن تا ادمو از نه دل درک کنن که شاید نزدیک ترین کسای ادم این حسو نداشته باشن.برای همتون صبر و ارامشی از جنس خدا ارزو میکنم چون اوردن شخص دیگه وابستگی دیگه میاره و سرگرمیا هم نمیگم بی اثرن ولی باز هم هرچقد توی موقعیت خوب قرار بگیری باز دوس داری کنارت بودو یه چورایی تو قشنگ ترین لحظه ها جای خالیشو بیشتر حس میکنی حداقل من که اینطوریم برا همین خدا باید به داد ادم برسه.

    • دوره ی شمارو من با سختی بیشتری گذروندم. منم دقیقا مثل شما فکر میکردم که کسی نمیتونه جای خالیشو پر کنه. اما من اشتباه میکردم. اون شخص دیگه هیچ اهمیتی نداره.
      به شما هم میگم زندگیتو با این افکار خراب نکن

  268. منم 5 سال با یکی بودم که عاشقانه دوستش داشتم با هم رابطه هم داشتیم و اما اون مغرور شد و همه چیو خراب کرد البته تقدیرمون این بود که از هم جدا بشیم من ازدواج کردم و اون داغون شد بعد چند ماه بعد از جداییمون سرطان گرفت و به 2 سال نکشید فوت کرد حالا 6 سال از جداییمون گذشته و حدودا 4 ساله فوت کرده منم بچه 2 ساله دارم هنوز نتونستم فراموشش کنم هر شب یواشکی گریه میکنم اگه مرگ تو تقدیرش نبود ماله هم بودیم خدا از عشق پاکم خبر داشت هنوز داغ عشقش مثل روز اول میمونه همش کار خدا بود که ازدواج کردم اگه با هم بودیمو اون فوت میکرد منم قطعا خودکشی میکردم
    همه امیدم اینه که اون ماله هم بشیم …

  269. سلام

    بچه ها واقعا عشق درد بدیه – حالا نمیدونم اینا عشقه یا وابستگیه – ولی هر چی که هست واقعا سخته و عذاب آور – منم خودم دردشو کشیدم ولی کاش این دردا رو ندیده بودم –

    یکی کمکم کنه – خیلی دلم گرفته – همیشه خدا شاهده که عشقم واقعیه ولی کسی که خواستمش خیانت کرد – همیشه آرزوم بود ینفر مثل خودم پیدا کنم که واقعا عاشم باشه ولی انگار هیچکس نیست – من تو عشق و دوست داشتن زندگیمو فدا میکنم – من یه عشق واقعی دارم

  270. منم مثل شماها هستم نمیخام کسیرو قضاوت کنم نه خودمو نه اونو شماها همتون میدونید حتما طرف هم خوب بوده که تونستید باهاش خاطره های خوبی بسازین . فقط ترو خدا ی چیزو متوجه شین این دوست داشتن خیلی عزیزه لطفا واقعا کسیو دوست دارین تا اخرین قطره زندگیتون کنارش باشین. به خدا اگه اعتقاد داشته باشین همه چی درست میشه. عشق خیلی خوبه حالتو خوب میکنه روزتو قشنگ میکنه شبتو نورانی میکنه پس بیاین با هم بسازین به بهترین شکل خدا پشت و پناه همتون باشه یا علی بگید تا اخرش پیش برید.

  271. سلام به همه دوستان من سجادهستم کارشناسی ارشد۲۵ ساله.
    دوستان حال همتون درک میکنم
    فقط به این حرفم اعتقاد داشته باشین
    خدا بهترین چیز واسه شما رقم میزنه
    و هرکس به سزای اعمالش میرسه
    دنیا دار مکافات
    به اینده خوش بین باشین
    توکلتون بخدا باشه
    تا اون نخواد برگی از درخت نمیوفته
    امیدوارم بتونم کمکتون کنم
    من امشب با این سایت اشنا شدم
    با ارزوی خوشبختی برای جوانان سرزمینم

  272. سلام بمه دوستای گلم…نمیدونم چی داره ب سرم میاد.
    .داره چ اتفاقی میفته اما…متنامو ک بخونید متوجه میشید…ی مدت خوبم ی مدت بد…حس خوبی نیست هر چی ک هست خدا کنه زودتر تموم بشه ک دیگه نمیکشم….هنگم…هنگ….خدا ب همه ماها کمک کنه این مشکل برامون آسون بشه…راستی امروز تولدمه..تولدم مبارک…😜😊😳😢

  273. سلام به همه من هم دوست داشتم در اینجا درد و دل کنم ببینم من اشتباه کردم وقتی زندگیم رو مرور می کنم بدی ها بیشتر بود میخام از همسرم جدا شم تو مراحل طلاقیم یک دختر سه ساله دارم شوهرم از همان اوایل زندگی بهم تو هر بحث کوچکی می گفت بریم طلاق بگیریم و همیشه از ااین و آن می گفت برام حتی واضح بهم می گفت دوست ندارم و بعد عذرخواهی می کرد و می گفت دروغ گفت و دلجویی و بعد از تولد بچه دعواهاا بیشتر شد تو خیابون نگاهش همیشه به این و آن بود حتی جوری که من متوجه شم حس می کردم دوسم نداره رفتارش هم نمی فهمیدم دو رو بود گاهی خوب گاهی بد و تصمیم عاقلانه نداشت افکارش برام مبهم بود نه در مسافرت نه در خوشی و نه در ناخوشی هیچ جوری همراهم نبود خلاصه همش جنگ و دست بزن هم پیدا کرد و به نحوی که من ازش همیشه می ترسیدم و سکوت می کردم یکی از فامیلشون طلاق گرفت گفت می خوام برم باهاش ازدواج کنم حدود یکسال پیش بازهم من گفتم زندگیم مهمه و شوخی گرفتم و ادامه دادم اما رفتارم و خواستنم دیگه مثل قبل نبود بیزار شده بودم چون حس می کردم تو زندگی یکی دو تا مشکل ندارم با شوهرم صداقت نداشت چیزهایی رو راست می گفت که می دونست میتونه رو اعصابم باشه ، عصبی بود یک حالت روانی ، شاید برای اینکه من کناربکشم از زندگی این جور همیشه فکر می کنم حالا هم بعضی مواقع میاد میگه برگردیم به زندگی اما قولش قول نیست میفهم یکی دو روز بعد هم زنگ می زنه و میگه ما باهم نمی سازیم وقتی به عقب بر می گردم میبینم همیشه با دو رنگی بوده و من نمیفهمیدم و میذاشتم رو حساب سادگیش به حساب خودم البته ساده نبود خیلی می فهمید اما شاید در رفتار بامن خودش رو ساده گرفته بود چون اکثر کاراش حساب شده بود.

    • جلو ضرر رو از هر جا بگیری منفعته. بیا تو سایت رهروان ولایت اونجا ثبت نام کن مطلبت رو بنویس اونجا مشاور ها و افراد دیگه هستن که راهنماییت کنن

  274. با سلام نحوه گرفتن عضویت و ارسال مطالب سایت شما چگونه است ؟ فکر میکنم اول تائید عضویت و بعد دیدن لینک های
    مختلف سایت و بالاخره ارسال نظر .
    مرسی

  275. در بالا عرایضمو گفتم منتها اشتباه تایژی در آدرس ایمیلم بود که برطرف شد.
    مرسیl

  276. آدم که امیدش رو از خدا قطع کنه و به بنده خدا امیدوار بشه آخر عاقبتش همینه.خدا را دریاب و بس .او بهترین پشت و پناه است و هیچ وقت در قبال عشق به او به تو خیانت نخواهد کرد بلکه به بنده اش مشتاق تر خواهد شد.هدف خدا هم از آفرینش عشق میان انسان ها همین است . رسیدن به عشق خدایی و درک عشقی بالاتر از عشق زمینی.اگه عشق زمینی انسانها پاک باشد این عشق زمینی او را به غایت عشق یعنی عشق خدا می رساند.من که تجربه اش کردم لذتی هزاران برابر از عشق زمینی دارد…

  277. سلام ما بالاخره باور داریم عشق اول خداس تا آخرشم همینه اگرم عاشق یه فرد زمینی شدیم بعضی اوقات آدم دست خودش نیس حتما یه اتفافی میفته که آدم عاشق یکی میشه این دلیل نمیشه ما حکم شکست خوردن به خودمون بقبولونیم بگیم چون غیر خدا عاشق یکی دیگه شدیم تقاص دادیم نه اصلا به هیچ وجه اینطور نیس گفته شما وقتی درسته که عشقمون دروغ باشه یا از رو هوس باشه من و امثال من عاشق واقعی بودیم پنج سال بدون اینکه حتی دست رو دست عشقت بزاری رابطتو ادامه بدی چون محرم نا محرمی سرت میشه یعنی به خدا اعتقاد داری حداقل از دست هر پسری بر نمیاد پنج سال حرمت نگه داره فقط با یکی باشه اونم تو این وعض جامعه ما واقعا عاشق شده بودیم خدارم واسطه قرار داده بودیم که پا در میونی کنه حالا اگه نزاشته بهم برسیم حکمتی در کارش بوده ما به اینشم راضی هستیم شما نباید طعنه بزنی خب عاقبتتون همینه یعنی چی؟

  278. خانوما و آقایونی که تو چهار چوب رابطه برقرار کردن عاشق شدن به عشقشون نرسیدن نباید اینطوری خطاب بشن اینا افرادی هستن که لیاقت بهترینارو دارن تو آیندم همینطور میشه مطمعنا اوناییم که باعث اندوهشون شدن به بدترین شکل ممکن تو زندگیشون تقاص پس میدن اینچیزیه که تجربه نشون داده بازی کردن با دل و احساسات مردم همیشه جواب داشته و لا غیر موعق و موید باشید

  279. سلام منم عاشقه ی بی سرو پا شدم الان 4 ماهه که از هم جدا شدیم ولی فراموشش نکردم لطفا کمکم کنید باتشکر خداحافظ

  280. سلام آقا احسان ..نه اصلا من هیچ وقت عاشق نبودم هیچکی هم عاشق من نبوده دنباله دوستی و این چیزها هم نبودم … واقعا هم خودم نمیدونم چرا فقط مطالب شما رو خوندم اولش که از اون خانوم صحبت کردی که بهش نرسیدی خیلی ناراحت شدم بعد هون لحظه تو دلم گفتم خدا کنه یکی بهتر از اون گیرت بیاد که خیلی بیشتر از اون به شما علاقه داشته باشه بعد که اومد بقیه مطالبتون رو خوندم و فهمیدم که ازدواج کردی خیلی خوشحال شدم خیلی زیاد میدونی چرا؟ چون از ته دلم برات دعا کردم و اینکه که دعام برآورده شد خدا تنهات نذاشت و ازدواج کردی خوشحال شدم ….دوس داشتم من هم به آرزوم برسم …من شاید مثل بچه های اینجا با پسرها نبودم همشون فقط در حد خواستگاری بوده که اومدن خونمون …دلم گرفته اما نه از شخص خاصی از خودم که چقدر میتونستم بهتر از این که هستم باشم اما نیستم …اجازه میدین بقیه اش رو یه جورایی فقط به شما بگم ..مثلا با ایمیل؟

  281. سلام من پسری 26 ساله هستم که به مدت 6سال با یک دختری دوست بودم ولی دختره با یکی دیگه رابطه داشت ولی بعدش از این رابطه باخبر شدم اما بخاطر اینکه دوسش داشتم ازش گذشت کردم بخشیدمش ولی بعد از مدتی باز بهم خیانت کرد> لعنت به هرچی دوست داشتن و محبت و عشقه/

  282. سلام به همگی

    راستش نمیدونم چی بگم – همه ی دخترها و پسرهایی که واقعا دم از عشق و دوسداشتن میزنید و تو عشقتون شکست خوردید –
    شما که دم از باوفا بودن خودتون میزنید – شما حاضر هستید تو همین سایتی که هستیم و همه درد و دل میکنن مثلا خود من با یه دختر که شکست خورده با هم آشنا بشیم البته نه واسه دوستی واسه امر مقدس ازدواج – ببین واقعا میتونی با اون شکستی که خوردی و برات تجربه شده بالفرض با من کنار بیای و ببینم واقعا چقد عاشقی و چقد به عشقت وفادار هستی

  283. سلام آقا نیما واقعا خوب گفتی همه اینهایی که اینجا صحبت کردن بیشتر از بی وفایی و بیمعرفتی طرف مقابلشون گله کردن شاید همه ما تو شرایط مختلف عکس العمل های مختلفی داشته باشیم نباید فقط طرف مقابلمون رو سرزنش کنیم باید برای یه بار هم که شده خودمون رو جای طرف مقابل بذاریم که اگر واقعا آدم بوده باشه و نیت بدی نداشته باشه و ذات پاکی داشته پس علت اینکه بی وفا شده چیه؟ چرا بعد از یه مدت آشنایی اون هم با قصد حالا زندگی یکدفعه میره و همه چیز رو فراموش میکنه ؟ هزارتا علت میتونه داشته باشه که ما ازشون بیخبریم …پس نباید یکطرفه به قاضی رفت

    • حرفای شما همش شعاره. کسی دل میشکنه باید منتظر مجازات باشه
      من به تمام کسانی که دلشون شکسته میگم پیروزی با شماست.شخصی که خدا رو قبول داره اگه بخواد مرتکب دزدی بشه هرطور شده خدا کمکش میکنه که مرتکب اون گناه نشه. مثلا با یه حادثه جلوی راهشو میگیره. اما شخصی که خدارو قبول نداره خدا آزادش میذاره تا به هرآنچه میخواد برسه و بشه کلاه بردارهزار میلیاردی. خدا خودش خوب میدونه این شخصو کی و چجوری مجازاتش کنه.
      کسی هم که میدونه با انجام کاری دل خدا و بندش میشکنه اما بازم انجامشمیده خدا راهشو باز میذاره تا به موفقیت هایی که فکرشو میکنه برسه… بعد خدا خودش میدونه که مجازاتش کنه
      در اصل پیروز نهایی کسانی هستن که دلسون میشکنه
      خوده من با اینکه دلم شکست الان همسری دارم که خیلی دوسم داره و زندگیمو مدیون خدا هستم که نذاشت من واری زندگی بشم که توش واسم هیچ خوشبختی نبود .

  284. شما پسرهای ایرونی چطور دختری که توی قلبتون اومد رو فراموش میکنید؟!خواهشا لطفا راهکار بدید مشاورها و روان درمانگرها برای من کمکی نکردند .چطور جای خالی محبت یه دختر رو میشه پر کرد؟با دخترهای دیگه؟با زندگی لاکچری و زندگی فان و همه چیز تمام مادی؟ چطور میشه مهربونی یه دختر رو فراموش کرد؟چشماش و خنده هاشو؟و اما من ….دختری که دل منو بدست آورد با مهربونی و سادگیش .توی زندگی من همه چیز بود ..ثروت ..رفاه …احترام…خانواده….پرستیژ و خیلی چیزها ….اما هیچ وقت محبت رو احساس نکردم .پدری داشتم که بجای محبت با ثروتش سیرابم میکرد تا اینکه با دیدن دختری زندگی من عوض شد.خیلی تلاش کردم بهش ابراز علاقه کنم و وقتی با اصرار مادرم و مادربزرگش که دوستان صمیمی بودندراضی شد تا نامزد کنیم با اینکه 19 ساله بود خانوم بود و خاص ..شیرین و با احساس… دنیای من با بودنش زیر و رو شد. هنوز در تعجبم …حسهایی رو با او تجربه کردم که فراموش شدنی نیستند…انگار بار اول بود …خیلی عاشقش بودم با اینکه خانواده ساده ای داشتند و با محبت ..مادرش حال خوبی نداشت و پدرش کارمند ساده بود ولی همیشه عشق میانشان حاکم بود و همیاری… متاسفانه مجبور بودم برای پدرم کار کنم و بخاطر حمایتش و محروم نشدنم از ساپورت و حمایت پدری وسرمایه کارخانه پدری و مسایل شخصی پدرم وادارم کرد از دختری که عاشقش بودم و میخواستم خوشبختش کنم و اون رو همراه سفرم توی غربت کنم جدا بشم و با دختر دیگری به کشور دیگه برم ….بابای پول دوست و مستبد وپست من زندگی من و برادرم رو به آتیش کشید با کنترل کردن و قانونهای سختش و لیمیتهای زیاد و عقاید سنتی و بی اساس…مجبور شدیم با کسایی ازدواج کنیم که حسی بهشون نداشتیم فقط همه سرمایه دار بودیم…من قربانی شدم برای توسعه ی کاری شرکتی از طریق ازدواج و کسب سود مالی از طریق ازدواج پدرم حاضر شد فرزنداشو وادار کنه به زندگی اجباری تن بدن و حتی تحدید و جنجال کرد …زندگی بدون مهر …چیزی که همیشه ازش محروم بودم بمن داد و همیشه از پدرم متنفر بودم ولی توانش را نداشتم مقابلش بایستم…بمن یاد داد بی احساس باشم و اینکه جطور بیزینس کنم و انسانیت را بخاطر کار نادیده بگیرم .از خودی که مدرم برای من ساخت متنفرم… مرد هم احساس دارد و قلب …الان خیلی خیلی از عشقم دورم و دلم برای شیطونی ها و بامزگیهاش خیلی تنگ شده.خیلی وقته ندیدمش و حتی سراغی ازم نگرفته…بهش حق میدم…شکست…خیلی ناراحتم نتونستم پشتش باشم و حمایتش کنم و تنها موند بخاطر خودخواهی ما …خیلی سخته تصور کنم برای یکی دیگه باشه و سخته فراموشش کنم عشق عزیزمو …چقدر دل شکسته شد بخاطر شرایط مالی متوسطش خانوادش و خودخواهی و فخرفروشی های پدرم که همیشه سعی داشت ما رو بشکنه….با وجودش حس میکردم مثل آدمهای دیگه زنده هستم و احساس دارم…من بی احساس بودم ولی عجیب بود که با دیدن او…من بعد از اون دختر مردم و الان ماه هاست با اینکه ازدواج کردم هنوز بفکرش هستم ….فکر میکنم حالا فراموشم کرده و از یادش رفته باشم چون از ابتدا حسی بمن نداشت ولی هنوز خاطراتش توی دلم باقی مونده و براش بهترینها رو میخوام من بودم که عاشق شدم و با پافشاری هام بهش نزدیک شدم و دلبستش کردم و امیدش شدم ناخواسته رهاش کردم و بی امید ماند ….خیلی متاسفم که تنها گذاشتمش و قوی نبودم …انقدر درمانده شدم که به اینجا پناه آوردم….دختر خوشگل مو مشکی قلب من با همه دخترایی که دیده بودم فرق داشت…خستم خسته….چرا بخاطرش بیشتر نجنگیدم …فکر نمیکردم از یاد بردنش اینقدر سخت باشه …میترسم تا آخر عمر این درد توی زندگی من باشه و لذت نبرم از همه ی داشته هام …متاسفم برای خودم ولی نتونستم بهش برسم و حافظش باشم.از مسیر زندگیش منحرف شد و به من مشغول شد و دلبسته شدیم …کاش منو بخشیده باشی هیچ وقت نمیخواستم تنهات بذارم نازمن…در حال حاضربریدم و نمیتونم ادامه بدم خیییلی سخته..کنارم آدمهایی که از آنها نفرت دارم … کاش میدونستی با این همه خوشی و راحتی بدون تو برام زندگی جهنمه …چه کار کنم …..اسمش همیشه توی ذهنمه ..تصویرش ..صداش …هیچ کاری حتی مشغله کاری و تحصیلی و وجود زن دیگری و فاصله گرفتن از محل زندگیم نتونسته منو به زندگی عادی برگردونه…سردم ….امید نا امید… چطور به زندگی برگردم ….یک ساله …جدایییم ولی برای من هنوز تموم نشده …دختر پاکی بود اگر نفرین و آه او باشه…زندگیم تمومه … نمیتونم با زندگی فعلیم کنار بیام …ظاهرا خوشحالم اما…چطور فراموشش کنم..چطور …چطور…به هیچ کسی نمیتونم از احساسم چیزی بگم

    • دوست عزیز، به نظر من شما باید از اون دختر بخواهی که تورو ببخشه، و بهش بگی که به صلاحت بوده که وارد زندگی من نشدی، !!! واقعیت همینه. برادر من، با رفتاری که پدر شما داره اون دختر اگه وارد زندگیت میشد، خییییلی اذیت میشد! خدا دوستش داشته که نذاشته این اتفاق بیفته… اون دختر ضربهی بزرگی خورده، شما هم مقصر بودی، موظفی که لزش بخولی حلالت کنه، بهش بگو که مثل برادرش هستی، ازش بخواه که خوشبخت بشه.

      • من پسردایم بیست ساله دوسش دارم هیچ وقت نمی تونم فراموشش کنم بااینکه خیلی تاحالابهم بدی کرده اولش ابرازعلاقه کردبعدوقتی منوبه خودش علاقه مندکردسرکارم گذاشت ورفت.

  285. 💔بانوی بغض💔

    سلام عزیزان. نوشته هاتون رو خوندم و کلی گریه کردم. منم اومدم بگم و اروم شم. راستش ماجرای من با همه تون فرق داره. من خیانت ندیدم ولی بدجوری شکستم… دو سال معلمم رو دوست داشتم. یه پسر خیییییییلی سنگین و مغرور. سنگین هم از نظر ظاهر و هم از نظر رفتارش با دخترا. همین هم باعث شد عاشقش شم. عاشق پاک بودنش…خوب بودنش…از یه خانواده ی مذهبی بود. هر وصت بهم نگاه میکرد بیشتر عاشقش میشدم. زندگیم بود. حاضر بودم جونمم واسش بدم. من یه دختر چادری و خیلی خجالتی ام. تو عمرم هم با کسی دوست نبودم و با کسی رابطه نداشتم. از همه ی رفتارای معلمم علاقه برداشت میکردم. هر ترم منتظر بودم بیاد بهم ابراز علاقه کنه. نمیومد ولی نمیدونم چرا انقد امید داشتم. تقریبا دو سال بود که عاشقش بودم. به خودم گفتم اگه اون نمیاد به من ابراز علاقه که من ابراز علاقه میکنم. رفتم تو لاین ازش پرسیدم که شما کسی رو دوست دارید یا نه. گف نه. هم خوشحال شدم و هم ناراحت. بهش گفتم من خیلی دوستون دارم . زندگیم هستید. اگه بهتون بگم کی ام درمورد حستون نسبت بهم میگید؟ گف قول میدم. بهش گفتم کی ام. تا سه روز زبونش بند اومده بود و جوابمو نمیداد. حق داشت. باورش نمیشد دختری به سنگینی و مومنی من به یه پسر ابراز علاقه کنه. روز تولدش بود و البته روز مرگ من… تو لاین بهش تولدش رو تبریک گفتم ولی… اون فقط منو شکست. گف بهت هیچ حسی ندارم. بهم گف مزاحم نشو. بهم گف یه دختر دیگه تو زندگیمه و قراره باهم ازدواج کنیم. باورم نمیشد. تو خونه تنها بودم. زبونم بند اومده بود.بلاکم کرد. نشستم رو زمین. جیغ میکشیدم. گریه میکردم. اسمشو داد میزدم. باورش واسم سخت بود. حالم خیلی بط بود. هم ابرومو جلوی اون از دست داده بودم و هم غرورمو. دیگه هر وقت منو میدید واسم قیافه میگرف و فک میکرد خیلی سره. یه ماه گذشت. دیگه اون پسر پاک اول نبود. تیپش عوض شد. سبک شد. سر به سر دخترا میذاش. باهاشون شوخی میکرد. به همه توجه داش جز من. حتی دیگه یه نگاه خشک هم نمیکرد. نادیدم میگرف. تا منو میدید روشو برمیگردوند. دیگه جواب سلامم رو هم نمیداد. دوباره رفتم التماسش کردم ولی اون فقط به مدیر موسسه گف که دیگه به کلاس ما درس نمیده و کلا از هم جدا شدیم. یه سالت که ندیدمش. فقط صداشو که تو گوشیمه گوش میدم و عکسای اینستاگرامشو نگاه میکنم.دوست دارم لهش کنم. اون به من یه قلب بی احساس هدیه داد. اون کاری کرد بشم. مرده ی متحرک.یه بار هرچی از دهنم در اومد بهش گفتم البته فش نه و گفتم ازت متنفرم. اونم گف تو یه بار دیگه مزاحم شو ببین تو دنیا ابروتو میبرم. ازش معذرت خواهی کردم ولی اون گف برو بابا. معذرت خواهیت به دردم نمیخوره. به درد خودت میخوره. بازم منو شکست. من فهمیدم که نباید از هیچکس معذرت خواهی کنم. اون خودش سنگینه ولی از دخترایی که تیپ سبک دارن خوشش میاد. قلبمو شکوند ولی بخشیدمش و گفتم خدای خوبم من بخشیدمش التماست میکنم گناهامو ببخش.
    امیدوارم هیچ کس تو دنیا غم نداشته باشه💔

    • امیدوارم روزی برسه که غم هاتون تبدیل به شادی و سرور بشه …
      داستانتون رو خوندم… راستش خیلی برام جالب بود خواستن شما و بروز دادنش … میشه بیشتر توضیح بدید که شخصی با ویزه گی های شما ، اینجور عاشق یه نفر میشه که به خاطرش حاضر روی هرچی اصول و منطق که برا خودش داره پا بزاره و درخواستشو مطرح کنه …؟
      الان از اینکه این درخواست رو انجام دادید راضی هستید؟
      اگه بازم برگزدین عقب حاضرید این کارو انجام بدید ؟

  286. من29سالمه بشترازده ساله که به پسری علاقمندهستم ده ساله پیش به من گفت که مابه دردهم نمی خوریم ولی من بعداین همه سال نتونستم فراموشش کنم جون من همیشه اون پسرمیبینمش هرروزفقط واسه خودم آرزوی مرگ میکنم ازطرفی اون پسرهم اصلاآدم منطقی نیستش وخودش هیج وقت هیج کمکی نمی تونه به من بکنه….

  287. سلام کسی نیست .. دلم گرفته خیلی زیاد از دیروز دارم پیامارو میخونم همشو خوندم ولی انگار الان دیگه کسی اینجا نمیاد…

  288. من و تنهاییام

    سلام.
    من عاشقش بودم اوایل رابطه خوبی باهم داشتیم.بیشتر وقتا باهم بودیم
    اون دانشجو مهندسی عمران شهرستان و البته قبلا شهرستان زندگی میکرد و بخاطر کار باباش مجبور شدن برن تهران زندگی کنن و من هم لیسانش داشتم و جایی مشغول بودم.
    اون اولا تیر رفت تهران کمک باباش.و بعدش رابطمون کمرنگ تر شد و کمتر باهام در ارتباط بودیم.طوری که من تا زنگ و اس نمیدادم اون زنگ و اس نمیداد.هر وقتم بش میگفتم میگفت از صبح تا شب سرکارم نمیشه هر وقتم میام خسته و کوفته میخوابم.
    در صورتی که اینطور نبود ظهرا یا آخر شبا میومدم میدیدم آنلاین بود و ب من نمیگفت.بی تفاوتی و کم محلیش موج میزنه.خدایا چرا اخه
    همش بهونه میاورد همش توجیه میکرد
    من واقعا از صمیم قلب دوسش داشتم و دارم نمیتونم فراموشش کنم همش خاطراتش تو ذهنمه. همش باورتون میشه لحظه ب لحظه ب یادشم و عکساش جلو چشممه .نمیتونم فراموشش کنم.چیکار کنم
    حالام چند روزه ازش خبر ندارم و اون نسبت بهم بی تفاوت شده و کم محلیش شدید شده
    پس کو اون همه دوس داشتن.الکی بود
    میترسم
    راهنماییم کنید.

  289. سلام دوستای گلم تازه دوماهه عاشق شدم خونوادم فهمیدن از همه چیز محرومم کردن توروخدا دعا کنید ب عشقم برسم چون واقعا دوسش دارم
    ممنون

  290. اگه تو نباشی یا ازم جداشی سخته دیگه زندگی برام

  291. سلام بانوی بغض
    عاشق چه آدم بیشعوری شدی حالایعنی استادم بوده
    ازخدامیخوام خدایک آدم خوب که لیاقتت روداشته باشه عاشقت بشه.

  292. سلام منم بیشتر از ۵ سال عاشق یه نفر شدم که خیلی عاشق هم بودیم ولی یه مدت مجبور شدم ازش جدا شم مشکلی داشتم که نمیخواستم اونو ناراحت کنم اما بعد چند ماه که خوب شدم رفتم پیشش همه چیزو توضیح دادم اول قبول نکرد اما بعد قبولم کرد بهش گفتم اگه کسی هست بگو میرم گفت نه خیلی جبران کردم خیلی بد رفتار میکرد بعضی موقع ها دلم میشکست چیزی نمیگفتم بعد۷ ماه که باهام هم تو این مدت خیلی وقتاسرد رفتار میکرد یا هی ولم میکرد میومد خیلی سختی کشیدم دستش رو شد که با کسی دیگه هم هست دنیا رو سرم خراب شد التماسش کردم میبخشمش باهام بمونه اما رفت گفت من هیچکدومتون رو نمیخوام به هردوتون بدی کردم اما من فهمیدم که رفت با اون خیلی داغونم چند روز پیش بهش پیام احوال پرسی دادم عادی باهم یکم چت کردیم بعدش یه شعری گذاشت تو صفحش که مربوط به ما بود گفتم حتما اونم دلش تنگ شده اما من فهمیدم که اون دختر چند سال ازش بزرگتره همش هم از نبودش گریه میکنه آخه عشقم رفته سربازی.الان نیستش. نمیدونم به اون واقعا علاقه داره یا نه.میگن دختر که از پسر بزرگتر باشه یه جورایی پسر رو اسیر خودش میکنه من همش منتظرم برگرده پیشم خیلی داغونم نمیدونم چیکارکنم دعا کنید خود اون دختر عشقمو ول کنه بره با یه آدم خوبی ازدواج کنه وگرنه اینجور که معلومه دختره ولش نمیکنه

  293. سلام دوستان به کمک تان خیلی نیاز مندم لطفن

    یی دوستم هست عاشق بود ولی عشق اش حلان دیکه ازدواج کرده اما نمیتونه فراموشش کنه میکیت چی کار کنه

  294. سلام دختر پسرای گل
    ازتون میخام ول کنین همه درد و غصهاتونو
    دیشب ی دکتر گف میانگین سن مرگ ایرانیا هفتاد ساله
    واقعیت اینه ک ماها توو پنجاه سالگی کسل و از پاافتاده ایم
    پس تویی ک مث من 25سالته بدووون تو 25سال دیگ جا داری ک خوش باشی ورزش کنی با عشق جدیدت رابطه داشته باشی یا اصا ازدواجم نکنی بتونی با اکیپ خوبی ب کوه و در و دشت بری یا اصا تنهایی بدون زانو درد راه بری حال کنی شنا بری سوزن و نخ کنی و نوک جورابی بدوزی

  295. توو قلبت میتونی همه رو عاشق باشی برو جلو ادمای خوب زیادی توو دنیا هسن ک ندیدیشون کائنات منتظر حرکت توأن تا برکت سر راهت بزارن
    به هرکی ک رسیدی ددی انسانه مکملته بهش اجازه بده ک ب اذن خدا و خونوادت وارد راهت شه
    انتقام نگیرین خودکشی نکنین کاری کنین ک توو چهل سالگی نگین ای کاش برگردم بیس سالگی

  296. خدا ب کسانی نظر خیر میندازه ک ب خودشون و خونوادشون و روح و جسمشون احترام میزارن
    تا زمانی ک خودتو عاشق نباشی ب غرورت احترام نزاری جریان همینه آدما میان خوردتون میکنن و میرن…
    ب خودت احترام بزار ،مفید باش،ی مفت خوره مصرف کننده نباش؟قابل ترحم نباش.
    اگ دختری کم به پرده نداشتت بفکر ک سوزش الانت سر عشقت نیس سر خررریتیه ک سر عشق وا دادی…خوب دیگ خررریتو تموم کن فعال شو بعدا دو حالت داره یا یکی انقد درکت میکنه ک بات وصلت میکنه یا مجرد میمونی لا اقل فعال شو و سربار خودت نباش و عین احمقا ب بدبختیت نچسب
    اگ پسری پاشو فعال شو حق بده دختر بعدی و نجیبی عاشقت شه شب و روزش و بات شریک شه و خودتو از اون دختر دریغ نکن

  297. فقط ی گروه از شما دردتون جدیه بقیه از سر خوشی قاطی کردن..
    اون دختری ک سر نگه داشتن عشقش ی چیز خصوصیشو ب اشتراک گذاشته
    چیزی ک بد دردی داره
    حتی پسرای این سایتم 98درصدشون دختر بی بکارتو پس میزنن و حالیشون نیس بکارت توو فکر ادمه
    من خودم تر تمیز ازدواج کردم خیالم راحته
    اما جدا دلم اتیش میگیره این موردو میشنوم
    ب پسرا بگم تو رو خدا مرد باشین اگ دختره گف بکارت نداره اما نجیب بود بین خودتون نگ دارین بهش فرصت بدین مادر شه عشقتون شه
    چ بسا زنی ک باکره میاد بغلت اما بعد خرابکاری کنه
    بهمدیگ مهلت بدیم همین و بس
    یا علی….

  298. برای ایکه قهــــــــــــــرمان باشی…
    باید خودتو رو بـــاور داشته باشی….
    حتی زمانیکه
    هیچکسِ دیگه ای تورو باور نداره!…

  299. سلام دوستان گلم.من چند ماه پیش اینجا کامنت گذاشتم.همتون میبینین که فقط شما این درد رو ندارین و مثل شما ها کم نیستن.منم یکی از شماهام که بهم خیانت شد بدجوررر .
    تقریبا یک سال از اون ماجرا میگذره روزا و شب های وحشتناکی داشتم همونایی که همتون حس کردین! کابوس دیدن ، گریه کردن، منزوی شدن، بی اعتماد به نفس شدن و خیلی چیزای دیگه…
    خیلی روی خودم کار کردم اصلا پیش مشاور نرفتم ولی کتاب خوندم و توی اینترنت خیلی گشتم راجع به این که چه جوری خوب بشم.
    ماها کاملا همو درک میکنیم و کسی که این شرایطو نداشته نمیفهمه حرفاتونو و شعار میده.
    و من الان میتونم بگم که خیلی موفق بودم و خیلی خیلی حالم بهتر از قبل شده و البته این پروسه هنوز ادامه داره.
    مطمئن باشین همه تون میتونین دوباره مثل قبل خوب بشین فقط باید بخواین و این حرفای چرند که فکر میکنین دیگه عاشق نمیشین و و دیگه نمیتونین کسی رو دوست داشته باشین بریزین دور.فقط لطفا از راه درستش برین.ای دوستی ها عاقبت نداره…
    یادتون باشه اولین راه حل اینه که با خدا دوست بشین و ازش کمک بخواین.این تجربه ی منه و این که انتظار نداشته باشین یک ماهه حالتون خوب بشه
    زمان میبره ولی من قول میدم که خوب میشه فقط باید خودتون کمک کنید.
    برای هم دعا کنیم.

  300. سوین خیلی نامردی خیلی نامردی سر شوهرت چی آوردی الان باهم زندگی میکنید؟خدا کمکت کنه تنها راهت خودکشیه همین خودتو خلاص کن. من با یه دختر دوست شدم دو هفته بعد به خودم اومدم ولش کردم الان هم دلم اجازه نمیده حتی به ازدواح فکر کنم چون من قبل ازدواج خیانت کردم به خودم نمیتونم اجازه بدم حتی ازدواج کنم .من خیلی امیدوارتر شدم به خودم.چیکار کردی باهاش؟

  301. سلام به همه
    من امروز با این سایت آشنا شدم
    دوست دارم منو هم راهنمایی کنید
    من دختری هستم که اگه تعریف از خود نباشه از موقعیت اجتماعی ، تحصیلی ، خانوادگی و زیبایی برخوردارم
    هیچ وقت عشق هیچ کسی رو باور نداشتم اصلا به عشق باور نداشتم
    همیشه تو زندگیم با منطق تصمیم گرفتم
    تا اینکه سال 92 با شرکتی که طرف حسابم بود بعد چند بار تلفنی صحبت کردن حضورا مراجعه کردم و منی که تو زندگیم با هیچ احد الناسی هیچ رابطه ای نداشتم و کلا غرور سراسر وجودمو گرفته بود و زندگیم وقف کار بود عاشق شدم
    هیچ وجه تشابهی بین ما نبود هیچی
    ولی دلم براش لرزید
    هیچ رابطه ای جز تماس کاری و ملاقات کاری نداشتیم
    تا اینکه بعد از 2 سال مراودات کاری من دو ماه اصلا محل کارم نبودم بعد از اینکه وارد محل کارم شدم اولین تماس با این آقا گرفتم و جویای حالشون شدم دور ادور قبلا میشنیدم که با خیلی از خانمها ارتباط داره ولی باورم نمیشد و نمیخواستنم باور کنم
    تا اینکه امسال بعد از یه مدت که احوالپرسی اینتر نتی داشتیم پیشنهاد ازدواج داد
    منهم پیشنهاد دادم که یه مدت بهم فرصت شناخت بدیم
    فقط 2 بار باهم در حد یکی دو ساعت بیرون رفتیم
    نتونستم بشناسمش
    ولی دیوانه وار عاشقشم با اینکه کلی تفاوت داریم از همه لحاظ گفتم چشممو روی گذشتش و تمام تفاوت ها میبندم
    ولی توی آخرین ملاقات گفت که خیلی عجولم تا فردا صبح فکراتو بکن بهم خبر بده
    ولی من گفتم که نمیتونم با این سرعت
    گفت پس جوابت منفیه برای همیشه رفت
    من موندم و دلمو و یک دنیا علامت سوال
    خورد شدم واقعا
    به خودم میگم از اول باید بهش میگفتم که رابطه کاریمون خراب نشه
    نمیدونم چرا بازم دوسش دارم
    تورو خدا راهنماییم کنین
    دارم دیوونه میشم اصلا چرا پیشنهاد ازدواج داد چرا این همه عجله
    نفهمیدم اصلا نفهمیدم من دوسش داشتم به همون احوالپرسی ساده قانع بودم میخواستم خوشی و شادیشو از دور ببینم
    تو رو خدا راهنماییم کنین من چیکار کنم من از اول دوسش داشتم الانم دارم ولی بهش نگفتم

  302. سلام مثل اینکه چند ماهی این سایت قطع بود
    خیلیا هستن مشکلات روحی داشتن که تو این سایت راهنمایی شدن

  303. سلام آقا احسان سال نوتون مبارک ،،، من خیلی تصادفی وارد این سایت شدم فکر میکنم شما پرچمدار این سایت باشین …….از اولین پیام تا آخرین پیامتو و خوندم نموندم چرا غصه زندگی شما برام جالب بود که پیگیری کنم یه جاهایی دیگه نبودی البته واسه یه مدتی و من همش پیگیر بودم که بالاخره داستان زندگی شما چی شد ازدواج کردین یا نه به آرامشی که باید رسیدین یا نه؟ که خدا رو شکر دوباره پیام های شما رو دیدم و خیلی خوشحال شدم از اینکه خدا جواب صبرتون و با هدیه قشنگش بهتون داد از ته دل خوشحال شدم الهی خدا دل همه دلشکسته گان رو شاد کنه.
    دوست داشتم اون زمانی که روزهای سخت و پشت سر میذاشتی و پیداتون میکردم تا فقط همینو بهتون بگم که خدا خیلی دوستتون داشت که نجاتتون داد چون آدما این مدلی خیلی خطرناکن همون بهتر که قبل از اینکه وارد زندگی شما بشه رفت چون بعد از زندگی اگه وارد محیط جدیدی مث دانشگاه میشد حتما حتما حتما شما رو به هر دلیلی ترک میکرد و بهتون خیانت میکرد یک درصد هم شک نکنید،اینا فقط و فقط دنبال تنوع هستند…… و چوب خدا صدا نداره حتما میزنه بهش، دیر یا زود داره اما ردخورد نداره . اگه قبول ندارین مطمئنم در آینده اگه خبردار شدین ازش به گوشتون میرسه که چطور پسش داد، حتما به درد شما گرفتار خواهد شد. نفرین کردن شما هم فایده نداره که فکر میکنم نفرین هم نکرده باشی اما به خدا واگذار کردن از همه چیز بهتره، شاید خداوند خیلی بدتر از چیزی که شما واسش میخوای نصیبش کنه. در آخر هم آرزوی خوشبختی میخواهم واستون انشاالله سال جدید رو با رسیدن به آرزوهای بزرگ آغاز کرده و تا پایان سال پی در پی روزهایی پر از شادی و شادکامی داشته باشید.

    • سلام
      خیلی ممنون
      خداروشکر میکنم که بعد از مدتها سختی خدا همسری بهم داد که همه جوره انسان کاملیه. من همسرم رو خیلی دوست دارم اون هم دوستم داره. من اهل تعریف از خودم نیستم، اما همسرم بارها بهم گفته احسان هیچ وقت در گذشته فکر نمیکردم که همسر بااخلاق و مهربونی مثل تو داشته باشم. تحصیلات اصلا مهم نیست. اماموقع ازدواج من لیسانس داشتم و همسرم فوق لیسانس! همسرم که با وجود اخلاق خوبش اصلا بهم نگفت تو تحصیلاتت از من پایین تره کجا و اون خانوم که اسمشم دوس ندارم بیارم پاش به دانشگاه که رسید احساس برتری بهش دست داد کجا….
      متٱسفانه من در گذشته عقلم کورشده بود و واقعیت رو نمیدیدم…

      امیدوارم شماهم توی زندگیتون خوشبخت بشید.

  304. مدیر محترم سلام خط دوم دو تا اشتاره لغوی داشتم لطفا تصحیح بفرماید: پیامتوو،، یکی از واو ها اضافه س بردارید لطفا.
    غصه زندگی بشه قصه زندگی و
    پاراگراف دوم خط دوم آدما بشه آدمای …..سپاسگزارم

  305. سلام … اصلاح میکنم خط دوم هم یه اشتباه داره … نموندم بشه نمیدونم

  306. سلام به همه دوستان
    خانم سوین عزیز، خیلی دوست دارم بدونم با مشکلتون چکار کردید،با همکارتون که دوستش داشتید چکار کردید ، آیا از محل کارتون اومدید بیرون؟ رابطتون با همسرتون چطوره؟

  307. خدا کنه هر کی همونجایی باشه که دلش هست……

  308. یعنی هست بدبخت تر از منم؟؟؟؟؟

  309. سلام.ب همه..من بدبخت ترازهمه وب نوعی خوشبخت ک خدا تو بسیاری ازمسائل کمکم کرد..

  310. ازنبودش دارم دیوانه میشم..اشکام مثل باران برگونه هام جاریه..پسره هیچ وقت دوستم نداشت ولی نبایدازدروغ ابرازعلاقه میکرد..که دل منوبدست بیاره..حالاکه دل منوبدست آوردی چراگذاشتی رفتی لامصب..من که علاقه صادقانه بهت داشتم..من که توروباتمام نداشته هات و عدم تفاهم باز میخواستمت..منی که هیچ علاقه ای تابحال تودلم جزتونداشتم..مگه بایدبرای بدست آوردن دلت چیکارمیکردم..ولی توباتمام وجودت منومثل یکی که انگارن انگارسه ساله دوستت داشته بی تفاوت گذاشتی کنار..لابدمن نامردبودم..آره تومردانگی پیشه کردی..کاش روزی بیادمن دیگه نباشم..دارم دق میکنم ازغصه خسته ام..دنیانگه دارمیخوام پیاده بشم..

    • نمیگم ناراحت نباش، چون میدونم ناراحتی داره.
      دلت شکسته. هررررچقدر میخای گریه کن و دلت رو خالی کن…
      اما به زودی همش تموم میشه… طوری که اصلا بهش فکر هم نمیکنی
      من روزی بدتر از تو بودم. اگه تو سه سال بودی من ۱۰ سال
      اما همش تموم شد

  311. پسرا..توروخداوقتیکه بادختری ازدواج نمیکنید ابرازعلاقه نکنید،نکنید……..ای وای براسیری که در دام مانده باشد ازیاد رفته باشد صیاد رفته باشد

  312. سلام..خیلی ممنونم.آقا احسان…من انقد حالم خرابه..که الان هرکاری رو انجام میدم..از دنیابریدم ..زندگی رو دوست ندارم..بشدت افسرده شدم همش گریه..دست وپام میلرزه..

  313. ببخشید.آقا احسان میتونید یک گروه رو تو تلگرام واسه این درد ودل ها ،بهم معرفی کنید..اینجا عمومی تره..زیاد راحت نیستم..ممنون میشم اگه بتونید گروه معرفی کنید..إنشاالله عاقبت بخیربشید.ازیکی توسایت کمک گرفتم ولی اونم واسه من درست نیست..حالا اگه گروه تو تلگرام معرفی کنید.یه دنیاممنون..خیلی برام دعابفرمایید ناخواسته گرفتارشدم..خداماروببخشه..

  314. خوش بحال افرادی که الان ب حالت عادیشون برگشتن…انشاالله بقیه ازماعبرت بگیرند قدم تواین مسیر وحشتناک نزارن…هم دنیات تباه میشه..هم آخرت..

  315. سلام با این شماره تو تلگرامم
    09150483280
    از دوستان تقاضا دارم پیام بدید تا گروه تشکیل بدیم

  316. سلام.ازمدیرسایت عاجزانه تقاضادارم..تمام پیامای منو حذف بفرمایید..ممنون لطفأ حذف کنید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*